صفحات

۱۳۹۰ بهمن ۳۰, یکشنبه

نیروهای امنیتی شبانه مهدی خزعلی را از بیمارستان بردند

مهدی خزعلی ساعت دو نیمه شب توسط نیروهای امنیتی از بیمارستان طالقانی برده شد.

به گزارش کلمه از بیمارستان طالقانی، نیرو‌های امنیتی در ساعت ۲ نیمه شب به بیمارستان طالقانی مراجعه کرده و مهدی خزعلی را با خود بردند.

این اقدام نیروهای امنیتی بدون اجازه و موافقت پزشکان بیمارستان صورت گرفته است. پرسنل بیمارستان که از این عمل شوکه شده بودند، در مقابل نیروهای امنیتی قادر به هیچ واکنشی نبودند و نظاره گر بودند.

یکی از منابع بیمارستانی که شاهد این ماجرا بوده است گفت: با توجه به شرایط جسمی این زندانی سیاسی پس از ۴۳ روز اعتصاب غذا، جان دکتر خزعلی در خطر است و او به مراقبت‌های پزشکی نیاز دارد.

ماموران توضیحی برای این انتقال شبانه نداده‌اند.

مهدی خزعلی در حالی که بشدت کاهش وزن داشته و دچار ضعف مفرط شده است، حاضر به شکستن اعتصاب خود نیست. پرسنل بیمارستان از روحیه بالای خزعلی خبر داده بودند.

مهدی خزعلی روز جمعه بدنبال حمله قلبی از زندان اوین به بیمارستان طالقانی منتقل شده بود.

۱۳۹۰ بهمن ۲۹, شنبه

مهدی خزعلی در اعتصاب غذا در زندان دچار حمله قلبی شد'

بر اساس گزارش‌ها، مهدی خزعلی، وبلاگنویس منتقد دولت ایران که به مدت حدود ۴۰ روز در اعتصاب غذا بوده، جمعه شب در زندان دچار حمله قلبی شده است.
گزارش شده است که مسئولان زندان او را شبانه به بیمارستان قلب طالقانی منتقل کرده‌اند و آقای خزعلی روز شنبه، ۲۹ بهمن (۱۸ فوریه) در بخش سی‌سی‌یو در این بیمارستان بستری بوده است.
گفته شده است که مهدی خزعلی با وجود انتقال به بیمارستان، همچنان در اعتصاب غذا به سر می‌برد.
پیش از این، محمد خزعلی، پسر این زندانی سیاسی، با ابراز نگرانی نسبت به وضعیت پدر خود در زندان و بی‌اطلاعی از شرایط او، به سایت کلمه گفته بود که پدرش بر اثر اعتصاب غذا به شدت ضعیف شده است.
گزارش شده است که مهدی خزعلی بلافاصله بعد از آخرین بازداشت خود، در اعتراض به آنچه که روند غیرقانونی بازداشت و نگهداری خود خواند، دست به اعتصاب غذا زد.
مهدی خزعلی که فرزند ابوالقاسم خزعلی، از روحانیون محافظه‌کار مجلس خبرگان ایران است، بعد از آخرین انتخابات ریاست جمهوری در ایران، چندین بار بازداشت شده است.
قوه قضائیه ایران او را به ۱۴ سال حبس، ۱۰ سال تبعید و ۹۰ ضربه شلاق محکوم کرده است.

۱۳۹۰ بهمن ۲۸, جمعه

دادگاه جدید محمد سیف زاده در تاریخ ۲۱ اسفند ماه برگزار می شود

همسر و وکیل محمد سیف زاده، وکیل و از موسسان کانون مدافعان حقوق بشر با اظهار این که دادگاه پرونده سوم همسرش مجددا تجدید شده است به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت:« طبق اخطاریه ای که امروز(26 بهمن) به دستم رسیده است دادگاه مربوط به اتهامات او برای نوشتن نامه به محمد خاتمی، نوشتن چند مقاله و امضا بیانیه های دست جمعی که در داخل زندان اتفاق افتاده است مجددا تجدید شده و قرار است در تاریخ 21 اسفند ماه در شعبه 15 دادگاه انقلاب برگزار شود. اما هنوز نمی دانم که آقای سیف زاده در این دادگاه شرکت می کند و یا مثل دادگاه قبلیش حضور در آن را منع می کند.»

بی‌خبری از صدها بازداشتی روز ۲۵ بهمن


با گذشت بيش از يک روز از راهپيمايی سکوت ۲۵ بهمن ماه، همچنان از وضعيت بسياری از بازداشت شدگان اين روز خبری در دست نيست از سويی در ادامۀ موج بازداشت ها در روز ۲۵ بهمن ماه، منابع حقوق بشری گزارش داده اند که يکی ازفعالان کارگری شهر سنندج به نام مهرداد امين وزيری توسط ماموران لباس شخصی در محل کار خود بازداشت شده است . به گزارش آژانس خبری موکريان، ماموران پس از بازداشت اين فعال کارگری، کيس کامپيوتر وی را نيز به همراه خود بردند. از علت بازداشت واتهام احتمالی اين عضو کميته هماهنگی برای کمک به ايجاد تشکل های کارگری اطلاعی در دست نيست.

تعداد و مکان برخی دستگيری ها
شامگاه سه شنبه، جرس گزارش داده بود که با توجه به شرايط رخ داده، در خوش بينانه ترين حالت حداقل تعداد بازداشت شدگان چهار صد نفر تخمين زده می شود.
در همين زمينه، کانون حمايت از خانواده جان باختگان و بازداشتی ها اعلام کرد در اماکن و محل های زير برخی دستگيری ها رخ داده و گزارش شده است:

- تهران ,خيابان اسکندری : درگيری بين ماموران امنيتی و مردم و دستگيری ۷ نفر از مردم تجمع کننده توسط نيروهای امنيتی
- - تهران ,خيابان آزادی : نيروهای امنيتی در ميدان آزادی اقدام به پرتاب گاز اشک آور کرده و با مردم درگير شده و به ضرب و شتم مردم با باتوم پرداختند .از ديگر اقدامات ماموران ضدشورش برای پراکنده کردن مردم و جلوگيری از تجمع آنها شليک از گاز اشک آور در اين منطقه بوده است ,همچنين شماری از تظاهرکنندگان از سوی ماموران دستگير شده اند اما از آمار دقيق آنها خبری در دست نيست.

- تهران ,خيابان کارگر:در خيابان کارگر ماموران امنيتی گاز اشک آور به سوی مردم پرتاب کرده و ۵نفر در اين محل توسط نيروهای امنيتی دستگير شدند.


- تهران ,خيابان وليعصر:در ساعت ۶عصر, نيروی گارد به مردم يورش بردند. در اين ميان منطقه بسيار شلوغ شد و درگيری هايی صورت گرفت,ماموران در چهارراه وليعصر يک خانم را دستگير کرده و با خود بردند.
- تهران ,ميدان فردوسی: ماموران امنيتی برای ممانعت از گسترش تجمعات درميدان فردوسی دو نفر را دستگير کرده و باخود بردند .

- تهران, شهرآرا: گزارش شده است که درخيابان آزادی وشهرآراء ۲۰ نفر توسط نيروهای امنيتی دستگيرشده اند .
- تهران, نارمک: يک شاهد عينی از شکستن شيشه ماشينهای پارک شده در فرعی‌ها توسط اوباش حکومتی خبر ميدهد. همچنين خبرها از دستگيری تعدادی از معترضان در آن منطقه رسيد.
- اروميه: در درگيری های پراکنده بين مردم و نيروهای امنيتی , تعدادی ازمردم دستگيرشدند که ازسرنوشت آنها اطلاعی دردست نيست.

- شيراز, خيابان ملاصدرا: در شيراز در خيابان ملاصدرا مردم تجمع کردند . ماموران به تجمع آنها حمله کرده و حدود بيست نفر را دستگير کردند.


روايت يک دانشجو
بنا به گزارش يکی از دانشجويان دانشگاههای تهران، روز سه شنبه تعدادی قريب به سيصد تن از معترضان توسط نيروی انتظامی و امنيتی بازداشت و در گاراژی در ابتدای خيابان جمال زاده نگهداری شده بودند. بنا به اظهارات اين دانشجو، بيشتر بازداشت شدگان جوان بوده و نزديک به چهل نفر از اين تعداد را زنان و دختران تشکيل می داده اند. وی رفتار نيروهای امنيتی و انتظامی را با معترضان دستگير شده بسيار زشت و زننده و همراه با ضرب وشتم و اهانت عنوان نموده است.
طبق آخرين گزارش ها، با گذشت يک روز از راهپيمايی سکوت بيست و پنجم بهمن ماه، همچنان از وضعيت بسياری از بازداشت شدگان اين روز خبری در دست نيست. روز گذشته پس از تاريک شدن هوا، ماموران اقدام به دستگيری گسترده راهپيمايان در چند نقطه از شهر تهران کردند. گفته می شود نيروهای لباس شخصی با ظاهری مثل مردم عادی و در ميان راهپيمانان نفوذ کرده و معترضان رو شناسايی می کردند. با اين حال برخی گزارش ها حاکی است، تعداد زيادی از بازداشت شدگان که به کلانتری های مختلف منتقل شده بودند، در آخرين ساعات شب گذشته آزاد شدند.
ندای سبز آزادی گرارش داده است که تعدادی از دستگير شدگان به ظن نيروهای امنيتی، به سازماندهی شعارها می پرداخته اند، که آنها همچنان در بازداشت به سر می برند و از سرنوشت آنان خبری در دست نيست .

۱۳۹۰ بهمن ۲۷, پنجشنبه

با سکوتمان شمع زندگی سعید را فوت نکنیم

وکلای سعید ملک‌پور فعال سایبری محکوم به اعدام طی روزهای گذشته برای اعاده دادرسی و دریافت تأیید حکم اعدام این زندانی به دیوان عالی کشور و دادگاه انقلاب مرجعه کرده بودند، اما متوجه شدند که پرونده‌ی وی به اجرای احکام ارسال شده است. به گزارش «خانه حقوق بشر ایران» پرونده‌ی سعید ملک‌پور در حالی به اجرای احکام فرستاده شده که حکم اعدام وی که برای دومین بار در دیوان عالی کشور تأیید شده بود، هنوز به وی و وکلای‌اش ابلاغ نشده است. با این اقدام دیوان عالی کشور در حال حاضر امکان اعاده دادرسی و دفاع مجدد از سعید ملک‌پور سلب شده است


25 نفر از زندانیان عقیدتی - سیاسی زن در بند نسوان زندان اوین


 آخرین لیست از اسامی زندانیان سیاسی-عقیدتی بند زنان زندان اوین
تعداد زیادی از فعالان سیاسی، مدنی و عقیدتی ایران هم اکنون در حال سپری کردن دوران محکومیت خود در زندان اوین هستند. پس از برخوردهای امنیتی صورت گرفته در سال های اخیر بسیاری از فعالین زن با بازداشت و احکام قضایی مواجه شده اند.
اکنون 25 نفر از زندانیان عقیدتی- سیاسی زن در بند نسوان زندان اوین به سر می برند. در این گزارش که از سوی کمیته گزارشگران حقوق بشر تهیه شده است، آخرین لیست از زندانیان این بند به همراه اتهامات وارده و میزان محکومیت آن ها آورده شده است.
1- نام: مریم - نام خانوادگی: اکبری منفرد - اتهام: سازمان مجاهدین - حکم: پانزده سال
2- نام: کبری - نام خانوادگی: بنازاده امیرخیزی - اتهام: سازمان مجاهدین - حکم: پنج سال
3- نام: مریم - نام خانوادگی: جلیلی - اتهام: نوکیش مسیحی - حکم: دو سال و شش ماه
4- نام: ریحانه - نام خانوادگی: حاج ابراهیم دباغ - اتهام: سازمان مجاهدین - حکم: پانزده سال
5- نام: نوشین - نام خانوادگی: خادم - اتهام: دانشگاه آنلاین بهائیان - حکم: چهار سال
6- نام: سیمین - نام خانوادگی: دانشپور(بهرامی) - اتهام: سازمان مجاهدین - حکم: ده سال
7- نام: نازیلا - نام خانوادگی: دشتی - اتهام: سازمان مجاهدین - حکم: سه سال
8- نام: میترا - نام خانوادگی: زحمتی - اتهام: نوکیش مسیحی - حکم: دوسال و شش ماه
9- نام: نسرین - نام خانوادگی: ستوده - اتهام: وکیل(اقدام علیه امنیت ملی، تبانی و تبلیغ علیه نظام) - حکم: شش سال
10- نام: مهوش - نام خانوادگی: شهریاری - اتهام: مدیران جامعه بهائی(یاران ایران) - حکم: بیست سال
11- نام: هانیه - نام خانوادگی: صانع‌فرشی - اتهام: وبلاگ‌‌نویس(توهین به مقدسات، تبلیغ علیه نظام، اقدام علیه امنیت) - حکم: هفت سال
12- نام: اشرف - نام خانوادگی: علی‌خانی - اتهام: وبلاگ‌نویس(اجتماع و تبانی، تبلیغ علیه نظام) - حکم: سه سال
13- نام: ژیلا - نام خانوادگی: کرم‌زاده مکوندی - اتهام: مادران پارک لاله - حکم: دو سال
14- نام: محبوبه - نام خانوادگی: کرمی - اتهام: فعال زنان و حقوق بشر - حکم: سه سال
15- نام: فریبا - نام خانوادگی: کمال‌آبادی - اتهام: مدیران جامعه بهائی(یاران ایران) - حکم: بیست سال
16- نام: مهدیه - نام خانوادگی: گلرو - اتهام: فعال دانشجویی، فعال حق تحصیل(تجمع و تبانی، تبلیغ علیه نظام) - حکم: دو سال + شش ماه
17- نام: شبنم - نام خانوادگی: مددزاده - اتهام: فعال دانشجویی، سازمان مجاهدین(محاربه و اقدام علیه امنیت ملی) حکم: پنج سال
18- نام: صدیقه - نام خانوادگی: مرادی - اتهام: سازمان مجاهدین - حکم: بلاتکلیف
19- نام: لادن - نام خانوادگی: مستوفی - اتهام: وبلاگ‌نویس - حکم: پنج سال
20- نام: کفایت - نام خانوادگی: ملک‌محمدی - اتهام: سازمان مجاهدین(اجتماع و تبانی) - حکم: پنج سال
21- نام: عاطفه - نام خانوادگی: نبوی - اتهام: شرکت در تظاهرات 25 خرداد - حکم: سه سال
22- نام: منیژه - نام خانوادگی: نصرالهی - اتهام: بهائی(قدام علیه امنیت ملی از طریق تبلیغ بهاییت و عضویت در تشکیلات مخالف نظام و وابسته به بهاییت) - حکم: سه سال و چهار ماه
23- نام: بهاره - نام خانوادگی: هدایت - اتهام: فعال دانشجویی، فعال زنان - حکم: نه سال و شش ماه + شش ماه
24- نام: فرح - نام خانوادگی: واضحان - اتهام: سازمان مجاهدین - حکم: پانزده سال
25- نام: معصومه - نام خانوادگی: یاوری - اتهام: سازمان مجاهدین - حکم: چهار سال و شش ماه


۱۳۹۰ بهمن ۲۶, چهارشنبه

نام تو ما را نجات خواهد داد



نام تو دیگر "زنجیره‌ای" شده است
نام تو دیگر زنجیری شده است
بر گردن آدم‌کش‌ها
یک بار در خانه‌های خاموش شب
یک بار در خیابان‌های روشن شهر
و هر بار بر تن تکه سنگی سرد
نام زنجیره‌ای تو با میله‌های زندان
نام زنجیره‌ای تو با شعرهای منتشرنشده
نام زنجیره‌ای تو با قلم‌های شکسته
با آوازهای خسته

چه کسی می‌گوید عصر پیامبران به پایان رسیده است؟
محمد
مختارها هنوز بیدارند
مختاری
ایران، خراسان است
خورشید هر روز از نام بلند تو بر می‌آید
نام تو امروز چشم ماست
به آیین پاک تو
هزار دیوانه‌ می‌گرود
از دل هر دیوانه
شقایقی وحشی بر سنگ تو می‌روید
زنجیرها بر پا
زنجیرها بر دست
زنجیرها بر شعر

خوب می‌دانم
که نام تو ما را نجات خواهد داد

۱۳۹۰ بهمن ۲۵, سه‌شنبه

علیه زندان مخوف قرچک ورامین هم صدا شویم !

فریاد دادخواهی مان را بلندتر سر دهیم ، عزیزان مان را در سوله هایی مخروبه اسیر کرده اند . کهریزک دیگری افشا شده است . داغ کشته شدگان کهریزک ، هنوز، قلب مادران را به آتش می کشد و آمران و عاملان فاجعه ی انسانی کهریزک آزادند و افشاگران کهریزک در زندان .
حکومت دیکتاتوری ، در انتقامجویی از زنان که همواره وزنه ی مهمی دراعتراض به بی عدالتی ها و نابربری ها بوده اند ، از هیچ عمل ضد بشری دریغ نکرده است .زنان از هر طبقه و طیفی در شرایط بسیار نامطلوبی در زندان ها هستند .از موجود نازنینی چون هاله سحابی، مادر صلح و قران پژوه و فخرالسادات محتشمی پور، مسلمان وفعال سیاسی اصلاح طلب تا فریبا کمال آبادی و مهوش ثابت دو مادر بهایی ، به جرم عقیده در زندان اند .
از وکیل و حقوقدان برجسته ای چون نسرین ستوده تا جوانان دانشجویی چون بهاره هدایت و مهدیه گلرو و شبنم مددزاده .از معلمی زحتمکش چون عالیه اقدام دوست تا دخترکرد جوانی چون روناک صفازاده و روناک ها و بهاره ها و مهوش های دیگردر چنگ ستمگران اسیرند .و تعداد دیگری که فقط و فقط برای همدردی با مادران عزادار ، چون لیلا سیف الهی - پزشک و ژیلامکوندی - شاعر به احکام سنگین 4ساله محکوم شده اند
همه ی عزیزان ما ، همراه با صدها زن زندانی گمنام و بی پناهی که در سوله های قرچک ورامین در بندند ، جان شان در خطر است .
این تهدید را تبدیل به فرصت کنیم و جان همه ی عزیزانی که در سوله ها و مرغدانی های مخروبه ی قرچک ورامین اسیرند را نجات دهیم .
زندان قرچک ورامین ، کهریزک دوم و کهریزک های دیگر باید بسته شود .
از مردم آزدیخواه ایران و جهان و شخصیت ها و نهاد های حقوق بشری دنیا، بخواهیم با ما همراه و هم صدا شوند و حکومت ایران را موظف به رعایت حقوق زندانیان کنند .

درخواستها برای آزادی موسوی، کروبی، و رهنورد در اولین سالگرد حصر خانگی آنان افزایش می یابند

  • (۶ بهمن ۱۳۹۰) شیرین عبادی، برندۀ جایزۀ صلح سال ۲۰۰۳، امروز خواستار یک کمپین پایدار بین المللی برای آزادی سه رهبر مخالفان که نزدیک به یک سال است در حصر خانگی به سر می برند شد.در بیانیه ای که امروز منتشر شد، عبادی گفت: “با اعلام حمایت از فراخوان زندانیان سیاسی از تمامی آزادی خواهان سرا سر دنیا دعوت می کنم که از هیچ کوششی برای پی گیری آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران به ویژه خانم زهرا رهنورد و آقایان میر حسین موسوی و مهدی کروبی دریغ نورزند.”
با اشاره به انتخابات مجلس پیش روی، عبادی گفت: “از هم وطنان گرامی دعوت می کنم تا با تحریم انتخابات نمایشی مجلس شورای اسلامی که در دوازدهم اسفند ماه سال جاری برگزار می شود، یک بار دیگر عدم مشروعیت رژیم جمهوری اسلامی ایران را به جهانیان نشان دهند.”
بیانیۀ شیرین عبادی به دنبال فراخوان مشابهی که توسط ۳۹ زندانی سیاسی ایران امضاء شده و روز ۵ بهمن ۱۳۹۰ در وبسایت کلمه منتشر شده بود، انتشار یافت. این فراخوان اعلام میدارد: “از تمامی هموطنان آزاده و آگاه خویش درهرکجای جهان که هستند، می‌خواهیم در کنار آگاهی‌بخشی در مورد انتخابات دروغین و مهندسی شده و فرمایشی اسفندماه، از هیچ کوششی برای پیگیری آزادی رهبران محبوس جنبش سبز در بهمن ماه جاری دریغ نکنند.”
کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران حمایت کامل خود را از فراخوان شیرین عبادی و زندانیان سیاسی برای آزادی فوری رهنورد، موسوی، و کروبی اعلام میدارد.
پس از اینکه در ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ موسوی، کروبی، و رهنورد ازمردم برای یک راهپیمایی در همبستگی با جنبش های مردمی در تونس و مصردعوت کردند، مقامات ایرانی آنان را عملا تحت حصر خانگی قرار دادند. مقامات همچنین به تقاضای آنان برای مجوز راهپیمایی وقعی نگذاشتند. با این وجود، هزاران نفر از مردم در ۲۵ بهمن ۱۳۹۰ به صورت مسالمت جویانه به خیابانها رفتند اما با سرکوب وحشیانۀ مقامات روبرو شدند.
از آن زمان تا کنون، موسوی، کروبی، و رهنورد بدون کمترین دسترسی به ارتباطات، و با تماسهای غیر متناوب با خانواده های خود در منازل خود نگهداری شده اند. مقامات ایرانی مکررا گفته اند که موسوی، کروبی، و رهنورد تحت بررسی قضایی قرار ندارند و هرگز هیچ اتهامی به صورت رسمی علیه آنان اعلام نشده است.
سخنگوی کمپین، هادی قائمی گفت: “پس از یک سال بدون کیفرخواست و یا محاکمه، دیگر نمیتوان آنچه را که ظرف سال گذشته بر سر موسوی، کروبی، و رهنورد آمده است حصر خانگی بدون طی مراحل رسمی خواند. این دیگر آدم ربایی است.”
زندانیانی که  فراخوان ۵ بهمن را امضا کرده اند افراد زیر می باشند: بهمن احمدی امویی، حسن اسدی زید آبادی، جواد امام، محسن امین زاده، مسعود باستانی، عماد بهاور، سید علیرضا بهشتی شیرازی، سیدمصطفی تاجزاده، سعید جلالی فر، علی جمالی، امیر خرم، بابک داشاب، محمد داوری، مجید دری، امیر خسرو دلیر ثانی، علیرضا رجایی، حسین زرینی، عیسی سحر خیز، داوود سلیمانی، محمد سیف زاده، قاسم شعله سعدی، کیوان صمیمی، فریدون صیدی راد، جلیل طاهری، محمد فرید طاهری قزوینی، فیض الله عرب سرخی، سیامک قادری، ابوالفضل قدیانی، فرشاد قربان پور، سعید متین پور، محسن محققی، مهدی محمودیان، محمد رضا معتمد نیا، علی ملیحی، عبدالله مومنی، محسن میردامادی، بهزاد نبوی، ضیا نبوی، ابوالفضل عابدینی

۱۳۹۰ بهمن ۲۴, دوشنبه

دکتر مهدی خزعلی در سی و ششمین روز اعتصاب غذا در بهداری زندان اوین بستری شد.





در شب یوم الله 25 بهمن و در سالگرد حصر آزادمردان ایران،جنبش 25 بهمن از زندان اوین آغاز شد.دکتر مهدی خزعلی از سه روز قبل دچار سرگیجه و بی حالی شده بود به طوری که پاهای ایشان نیز سست شده بود و دیگر توان حرکت نداشتند که امروز به دلیل ضعف شدید جسمانی به بهداری زندان منتقل شدند و بستری شدند.با بستری شدن ایشان نگرانی نسبت به اوضاع جسمانی دکتر خزعلی بیشتر میشود.مهدی خزعلی قهرمان،مردی نیست که در مقابل زورگویان و تمامیت خواهان از آرمانهای خود کوتاه بیاید. .یادمان باشد بهداری اوین همان بهداریست که هدی صابر در آن بستری شدند،پرسنل هم همان پرسنل می باشد.مهدی خزعلی در همان بهداری بستری شده است که هدی صابر عزیز شد.متاسفانه از عقل و درایت و تعقل خبری در صاحبان جان مردم وجود ندارد و به راحتی با جان مردم بازی میکنند.هدی صابر در همین بهداری جان سپرد و آن هم به خاطر اهمال و کوتاهی در امر درمان. .بدانند هرگونه مسئولیت در مورد سلامت جسمانی ایشان بر عهده آقایان است.جناب آقای خامنه ای مسئولیت مستقیم جان مهدی خزعلی با شماست.
جناب آقای خامنه ای،مهدی خزعلی در نامه اش به شما نوشت که یا به نقدهای اینجانب گوش فرا دهید یا مرا راهی سلول انفرادی نمایید و مامورین تحت امر شما دکتر خزعلی را راهی انفرادی کردند دستش را شکستند و پایش را زخم زدند و به زعم خود دهانش را بستند اما دکتر خزعلی امروز با اعتصاب غذا صدای فریاد تظام خواهی را به گوش همگان رسانده است
گفتنیست که مهدی خزعلی همچنان از خوردن غذا امتناع میورزد و اعلام کرده است که تا شهادت ایستادگی خواهد کرد

نامه مهدیه گلرو، فعال دانشجویی، از زندان


مهدیه گلرو دانشجوی در بند در پیامی که از زندان ارسال داشته است از ایجاد جامعه ای کوچک در درون زندان می گوید که در آن زندانیان سیاسی زن در غم ها و شادی های هم شریکند. از جامعه ای که در آن تحمل آرا مخالف وجود دارد و احترام و محبت فراموش نمی شود.

گفتنی است مهدیه گلرو فعال دانشجویی محروم از تحصیل،‌ دبیر انجمن اسلامی دانشکده اقتصاد علامه طباطبایی، نائب دبیر انجمن اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی در سال ۱۳۸۵، بعد از برگزاری انتخابات و تلاش‌هایش در جهت حفظ انجمن اسلامی و همچنین انتقادهایش به دولت محمود احمدی‌نژاد در حالی که تنها دوماه به فارغ التحصیلی‌اش از دانشگاه مانده بود، از ادامه‌ی تحصیل محروم شد.

بنابر گزارش های پیشین دانشجونیوز، این فعال دانشجویی در مجموع به ۲ سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم شده بود.

متن کامل پیام مهدیه گلرو بدین شرح است: با سلام به دوستانی که این چند خط را با چشم هایشان متبرک می کنند. این روزها اخبار ناراحت کننده ای به من رسیده است که لازم دانستم چند نکته را خطاب به دوستانم به عرض برسانم، ما زنان سیاسی با همه تضادها در آرا و اختلاف نظرات توانسته ایم در کنار یکدیگر با مسالمت زندگی کنیم و با تلاش جامعه ای را که در دلهایمان آرزو داریم به صورت کوچکتر ایجاد سازیم، جامعه ای که در آن تحمل آرا مخالف را داشته باشیم و احترام و محبت را فراموش نکنیم، از غم یکدیگر غمگین و در شادی دیگری شریک شویم، لذا از دوستانی که تلاش ما را برای دیدن چنین فضایی ندیده اند و یا نادیده می گیرند تقاضا دارم تا از هرگونه اظهار نظری خود داری کرده و اخبار مربوط به این مسایل را از خانواده ها جویا شوند و به مسایل غیر واقعی و حاشیه ای که تنها دوستان را غمگین و دشمنان را شاد می سازد دامن نزنند. با آرزوی آزادی مهدیه گلرو 24/ بهمن / 90 اوین – به امید دیدا

۱۳۹۰ بهمن ۲۰, پنجشنبه

شكنجه جديد/ زندانيان بي دفاع در معرض برف و سرما!

در طی ساعات روز زندانیان بی دفاع زندان قزل حصار را وادار به بیرون رفتن از سلولهای خود و رفتن به حیاط زندان می کنند.آنها ناچار هستند که ازساعت 07:30 صبح تا زمان ناهار و مجددا بعد از صرف ناهار در حیاط زندان بمانند.
زندانیان بی دفاع در سرمای شدید و چند درجه زیر صفر و بخصوص درزمانهای بارش برف و یا باران مجبورند بدون سر پناه در معرض برف و باران وسرمای شدید قرار گیرند. زندانیان فاقد لباس گرم هستند و در طی مدت زمانی که در حیاط زندان قرار دارند از سوز سرما به خود می پیچند.
حتی زندانیان سالخورده و بیمار و زندانیانی که قادر به راه رفتن نیستند اجازه ماندن در سلولهای خود را ندارند و ناچار هستند در سرمای چند درجه زیر صفر در معرض سوز شدید هوای سرد قرار گیرند.زندانی که سخت بیمارهستند و قادر به خروج از سلولهای خود نیستند توسط پاسداربندها از سلولهایشان خارج می کنند و به زیر 8 برده می شوند و در آنجا مورد ضرب و شتم قرا ر می دهند.پاسدار بندها همچنین برای تحقیر کردن زندانیان ،آنها را وادار به عریان شدن می کنند و باید در معرض دید سایر زندانیان قرار گیرند. این رفتار تحقیر آمیز و غیر انسانی بطور سیستماتیک در این زندان بکار برده می شود .
از طرفی دیگر وضعیت غذا به لحاظ کمی و کیفی در حد نامطلوب می باشد که زندانیان قادر به مصرف آن نیستند و باید با مبالغ چند برابر کنسرو ، بیسکویت و غیره را از فروشگاه زندان خریداری کنند.
زندانیان بیمار برای رفتن به بهداری زندان باید در نوبت چند هفته ای قرار گیرند و در صورتیکه نوبت آنها شود به آنها بدون معاینه قرصهای مسکن داده می شود.
ازدحام زندانیان به حدی زیاد می باشد که زندانیان در راهروها،راه پله ها و حتی در دستشویی ها ناچار به استراحت هستند.
وضعیت اسفناک و غیر انسانی در زندانهای ولی فقیه ، ارودگاه های مرگ تدریجی را در اذهان زنده می کند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،رفتارهای وحشیانه و غیر انسانی و ایجاد محدودیتها و شرایط غیر انسانی را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر خواستار اعزام هیئتی به زندانهای ولی فقیه علی خامنه ای جهت بررسی وضعیت اسفناک آنها می باشد.
فعالین حقوق بشرو دمکراسی در ایران
20 بهمن 1390 برابر با 09 فوریه 2012
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل

تهدید به بازداشت دختران میرحسین، ممنوعیت تدریس برای یکی از فرزندان.



در آستانه یکمین سال از زندان خانگی میرحسین موسوی و زهرا رهنورد و بلافاصله پس از انتشار نامه مشترک فرزندان میر حسین و کروبی، دختران میرحسین موسوی از سوی زندانبانان تهدید به بازداشت شدند و یکی از دختران آنان از تدریس در دانشگاه منع شد.
 
به گزارش کلمه، ماموران امنیتی که پیش از این بارها دختران میرحسین موسوی را تهدیدهای کاری و جانی کرده بودند این بار تماس گرفته و تهدید نموده اندکه آنها را بازداشت و به زندان یا مکانی منتقل خواهند کرد که هیچ کس از آن خبردار نشود. همچنین یکی از دختران میرحسین از ادامه فعالیت در دانشگاه بازداشته شد.

برای این ممانعت از تدریس دختر میرحسین تا کنون هیچ گونه توضیحی داده نشده و مرجع دستور به ممانعت نیز مشخص نیست و علیرغم پیگیری ها کسی حاضر به قبول مسوولیت نشده است. دختر میر حسین در رشته هنر در دانشگاه الزهرا تدریس می کند. این ممانعت بدون ارائه دستور کتبی و تنها با حذف از سیستم اینترنتی آموزشی و به صورت غیر مکتوب بوده است.

طی یک سال گذشته نه تنها همراهان جنبش سبز در حصر و زندان بوده اند بلکه خانواده آنان نیز بشدت تحت انواع فشارهای مرئی و نامرئی قرار گرفته اند. دامنه این فشارها از دستگیری پی درپی اعضای خانواده ، بازجوییهای مکرر ، دخالت در مراسم و روال عادی زندگی ، تهدیدهای جانی یا شغلی تا ممنوع الخروجی و یا ممانعت از فعالیتهای مرسوم کاری بوده است.

سال گذشته میر حسین موسوی و مهدی کروبی در حمایت از قیام های مردم منطقه درخواست مجوز یک راهپیمایی کردند که نه تنها به این درخواست پاسخ داده نشد بلکه این دو همراه جنبش سبز به طور غیرقانونی در خانه های خود زندانی شدند.

طی یک سال گذشته موسوی و کروبی و رهنورد از حداقل حقوق زندانی نیز برخوردار نبوده و خانواده آنان از امکان تماس تلفنی و ملاقات دیداری ،وسایل ارتباطی محروم هستند آنها از سایر حقوق زندانیان نیز چنانکه بارها گفته شده بی بهره بوده اند. دور نگهداشتن آنها از چشم های ناظر از یک سو و بی خبر نگهداشتن آنها از مسائلی که در خانواده می گذرد ارائه اخبار دروغ و در مورد اخیر حتی جلوگیری از شرکت در ختم اقوام نزدیک بخشی از این موارد بوده است.
دستگیری آنان، ابهام در محل نگهداری و سلامت دارویی، امکان سناریو های خطرناکی که جان آنها را نشانه رفته است را دامن میزند. اگرچه در اصل این دستگیری غیرقانونی همچون سایر دستگیری های گسترده از سال ۸۸ تاکنون ، که تنها به دلیل تعهد و مسئولیت فعالین سبز اندیش نسبت به مسائل کشور صورت گرفته از هر نظر قابل سوال است، اما مساله عجیب تر و بی سابقه تر اینکه دامنه آن به اعضای خانواده سرایت کرده و سطح یک درگیری نا عادلانه سیاسی را به مسائل خانوادگی نزدیک کرده است که با توجه به تاکید مدام آنان بر ایستادگی و مقاومت بر عهد خود با مردم و همچنین عزم خانواده ها بر همگامی با عزیزانشان بر حق جویی ،جز تلاش برای ایجاد التهاب های موقتی سود و بهره دیگری ندارد.

باید فریاد زد! فریاد آزادی!


تو دوره ای که جنگ گرگ ها منجر به جراحی روزافزون نیروهای رژیم شده و بوی گند دزدی های میلیارد دلاری دنیا را برداشته و تورم و گرانی زلزله در همه ارکان رژیم دجالان انداخته در زمانه ای که طرح سپر حفاظت امنیت رژیم(بمب اتمی) موجب انزوای روزافزون شده تا جاییکه کشورهای کوچک دوربر برای رژیم کوری میخونند. وقتی که حتی حماس هم بوی الرحمن رژیم رو فهمیده و از رژیم رو برگردونده.....سرنوشتش رو به رژیم لرزون اسد هم که گره زده و عمق استراتژی رژیم هم داره میره هوا تا جاییکه چین هم واردات نفت و نصف کرده ..... صحبت از سوت زدن خیلی سطحی نیست ؟ الان باید دار و ندار رژیم رو روی سرش خراب کرد

۱۳۹۰ بهمن ۱۸, سه‌شنبه

درآستانه انتخابات؛ حکومت از دستگیری واعترافات اجباری برای ارعاب استفاده می کند

درآستانه انتخابات؛ حکومت از دستگیری واعترافات اجباری برای ارعاب استفاده می کند
بی بی سی فارسی، مشغلۀ فکری تمام وقت مقامات امنیتی ایرانی
(13 بهمن 1390) کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران امروز گفت که قوۀ قضاییۀ ایران باید فورا به اقدامات گستردۀ خود علیه روزنامه نگاران و خانواده های آنان پایان دهد.
کمپین همچنین خواستار خاتمۀ ارعاب غیرقانونی بازداشت شدگان شد و نگرانی جدی خود در خصوص ضبط ویدیویی اعترافات تحت فشارو غیر واقعی افراد و احتمال پخش این اعترافات با مقاصد سیاسی در آستانۀ انتخابات مجلس 12 اسفند 1390 را اعلام کرد.
هادی قائمی، سخنگوی کمپین گفت: “اذیت و آزار روزنامه نگاران، فعالان اجتماعی و سیاسی و خانواده هایشان بیانگر اعمال شیوه های غیرانسانی و غیرقانونی سازمانهای اطلاعاتی ایران به منظور خاموش کردن این افراد است. در آستانۀ انتخابات مجلس که در اسفندماه برگزار خواهد شد، پخش هر نوع اعترافات تلویزیونی از بازداشت شدگان به احتمال زیاد اقدامی سیاسی و دروغین خواهد بود.”

۱۳۹۰ بهمن ۱۴, جمعه

همچنان در سلول انفرادی/ روزنامه نگار زندانی

پرستو دوكوهكی روزنامه نگار زندانی در آخرين تماس خود با خانواده از بلاتكليف بودنش در سلول انفرادی خبر داده است، يكی از نزديكان خانوادۀ پرستو دوكوهكی با اعلام اين خبر به “رادیو فردا” گفت: این وبلاگ نویس از روز شنبه تا كنون بازجوئی نشده و در همۀ اين روزها بلاتكليف در سلول انفرادی به سر می برد، بر اساس این خبر پرستو دوکوهکی گفته است: در سلولش فقط يک قرآن وجود دارد، پرستو دوکوهکی روزنامه نگار، بلاگر و پژوهشگر اجتماعی ۲۶ دی ماه توسط مأموران امنیتی در منزلش دستگیر و بنا بر گزارش‌ها در سلول انفرادی بند دو الف زندان اوین زندانی شد. به گزارش رادیو آزادی، به گفته‌ی یکی از اعضای خانواده‌ی خانم دوکوهکی، فعالیت‌های او در سال‌های اخیر به ترجمه و همکاری با «بنیاد شریعتی» محدود بوده و هیچ‌گونه فعالیت سیاسی و رسانه‌ای نداشته است.
بنابر همین گزارش، خانم دوکوهکی از چند ماه پیش و در پی مرگ پدرش، تحت درمان قرار داشته و به دستور پزشک، باید به شکل مداوم دارو مصرف کند.
دوکوهی نویسنده‌ی وبنوشت (وبلاگ) زن‌نوشت است که در آن، در مورد مسائل ایران، مسائل اجتماعی، زنان و زندگی روزمره‌ی خود می‌نویسد. از دیگر فعالیت‌های او می‌توان به مشارکت در مجله‌ی اینترنتی کاپوچینو و همچنین وبنوشت گروهی هنوز اشاره کرد.
وبنوشت او، به عنوان بهترین وبلاگ ژورنالیستی فارسی، در سال ۲۰۰۵ میلادی، از سوی دویچه وله انتخاب شد.
وی از سال ۷۷ تا کنون در روزنامه های همبستگی، یاس نو، وقایع اتفاقیه، اقبال، ایرانشهر (ضمیمه‌ی روزانه‌ی همشهری)، سرمایه، اعتماد ملی، شرق و نشریات از جمله ماهنامه‌ی زنان به فعالیت پرداخته است.

۱۳۹۰ دی ۲۶, دوشنبه

افتخار کن که به این دلیل به زندان آمده ای!

گفتگویی کوتاه با عالیه اقدام دوست / افتخار کن که به این دلیل به زندان آمده ای!
تغییر برای برابری – عالیه اقدام دوست فعال سیاسی و مدنی و مدافع جنبش زنان در روز 22 خرداد 1385 به همراه 70 نفر دیگر در تجمع اعتراض آميز زنان در میدان هفتم تیر بازداشت و دادگاهی شد. شعبه‌ 15 دادگاه انقلاب تهران، او را به اتهام اقدام علیه امنیت به سه سال و چهار ماه حبس و 20 ضربه شلاق محكوم كرد. سه سال حبس وي در دادگاه تجدید نظر تایید شد و سرانجام روز 12 بهمن ماه 1387، ماموران اجرای احکام به در منزل وي در شهرستان فومن رفتند و او را تحت الحفظ به شعبه اجراي احكام دادگاه انقلاب تهران منتقل كردند و سرانجام 18 دی ماه 1390 پس از پایان دوران محکومیتش آزاد شد. درنخستین دیدار با او، یا زنی که سه سال شاهد رفت و آمد متهمان، شاهد اعدام و روزهای سخت زندان بود، گفتگویی کوتاه داشتیم که می خوانید.
شما اولین فردی بودید که برای دفاع از حقوق زنان به حبس قطعی محکوم شدید، روند اجرای حکم شما چگونه بود؟
وقتی حکم سه سال زندان را ابلاغ کردند، من به دلیل بیماری برادرم به فومن رفته بودم. احضاریه ای مربوط به اجرای حکم فرستاده بودند اما چون من نبودم، به اداره اطلاعات فومن اطلاع دادند تا مرا تحت الحفظ برای معرفی به دادگاه انقلاب به تهران بیاورند. من را برای اجرای حکم به تهران آورند، شب اول در بازداشتگاه وزرا بودم و صبح به دادگاه انقلاب معرفی شده و بعدازظهر به زندان اوین تحویل داده شدم. با اینکه زندانی سیاسی- مدنی نباید در بند زندانی های غیرسیاسی باشد اما من را به بند عمومی بردند که به اسم بند مالی بود اما در واقعیت معتادین و قاچاقچی های بین المللی هم آنجا بودند و افرادی هم بودند که بیماری های روانی داشتند و به جای زندان باید در بیمارستان تحت مداوا قرار می گرفتند. در این بند مدام دعوا و سر و صدا بود و همین باعث شد از اولین روزها دچار بیماری فشار خون شده و مجبور به استفاده از قرص شوم و تا همین امروز هم این مشکل ادامه دارد. در آن زمان تمام تلاش من این بود که بتوانم بر دیگر زندانیان تاثیر بگذارم. از عید سال 88 که عده ای از بچه های فعال حقوق زنان هم برای مدت کوتاهی به زندان آمدند، توانستیم برای آزادی یا مرخصی گرفتن برخی از افرادی که در زندان بودند فعالیت هایی انجام دهیم.
با توجه به اینکه شما به دلیل شرکت در حرکت اعتراضی نسبت به قوانین مدنی تبعیض آمیز علیه زنان به زندان محکوم شدید، برخورد سایر زندانیان با شما چگونه بود؟
زمانی که من وارد زندان اوین شدم، تعداد زندانیان سیاسی خیلی کم بود و بیشتر آنها مدت کوتاهی در زندان بودند. دلیل زندانی شدن من برای زندانیان غیرسیاسی جالب بود و عده ای از آنها هم از من طرفداری می کردند و می گفتند که “این خانم برای ماست که اینجاست و گرنه کاری نکرده که اینجا باشد”. در مجموع نگاه مثبتی داشتند حتی یکی از کارکنان زندان به من گفت که مبادا ناراحت باشی، افتخار کن که به این دلیل به زندان آمده ای. در بدو ورود به زندان این جمله برای من شوک بود و هیچ وقت آن را فراموش نمی کنم.
ماجرای عوض شدن بندها چطور اتفاق افتاد؟
موقعی که ما را به متادون منتقل کردند، از شب قبل تلفن ها را قطع کردند و به خاطر اینکه خیلی از زندانی های عادی با تلفن سر و کار داشتند، ما را مسبب قطع شدن تلفن می دانستند و به خاطر همین نظر مثبتی نداشتند. به همین خاطر داوطلبانه همکاری کردند تا ما را منتقل کنند. آنها را ترسانده بودند که با زندانیان سیاسی ارتباطی نداشته باشند. تا قبل از این ارتباط آنها با ما خوب بود اما دیگر جرات نمی کردند که حتی با ما حرف بزنند البته تعدادی از آنها با وجود فشار با ما ارتباط داشتند و حتی تماس تلفنی برای بچه ها می گرفتند. چون وقتی ما به بند متادون رفتیم تلفن آنها آزاد شد و آنها برای ما خبر می آوردند. بعد هم که زندانیان عادی به زندان قرچک منتقل شدند.

از قبل می دانستند که قرار است به زندان قرچک منتقل شوند؟
از قبل صحبتش بود. حتی می خواستند ما را هم به قرچک منتقل کنند ولی ما مقاومت کردیم و حتی گفتیم که زندانیان غیر سیاسی را هم نباید به آنجا ببرند. اما در نهایت ما ماندیم و بقیه به قرچک منتقل شدند. البته ما همیشه به انتقال زندانی های عادی اعتراض می کردیم چون شرایط زندان قرچک بسیار بد است.
شرایط بعد از انتخابات با توجه به زیاد شدن زندانی ها چقدر تغییر کرد؟
جمعیت خیلی زیاد نشد چون بازداشت شدگان بیشتر در 209 بودند و بازجویی می شدند، تعدادی هم به متادون می آمدند که باز آنجا محدود و بسته بود. تعداد انگشت شماری را به بند آوردند که آنها هم آزاد شدند و زیاد نماندند همین تعداد فعلی در زندان ماندگار شدند.
موقعی که در متادون بودید هیچ ارتباطی با زندانیان غیرسیاسی داشتید؟
نه فقط موقعی که در باز بود و بچه ها به درمانگاه می رفتند با آنها احوالپرسی می کردند اما بعضی از آنها می ترسیدند.
انتقال آنها شرایط را برای زندانیان سیاسی بهتر کرد؟
انتقال ما به متادون خوب بود. آرامش بیشتری به وجود آمد، تمیز بود چون مسائل بهداشتی در بند عمومی رعایت نمی شد. البته دو سه ماه بیشتر هم در این بند نبودیم. اما ارتباط با سایر زندانیان هم خوب بود چون اطلاعات جدیدی به ما می داد، شناخت جدیدی می داد.
بهترین خاطره ای که از این سه سال به یاد دارید، چیست؟
آزادی بچه هایی که اصلا نباید زندانی شوند، بهترین خاطره ام است. افرادی که فعالیت می کنند و حقشان نیست که به زندان بیفتند. شاید این لحظه ها برای همه بهترین لحظه بود.
بدترین خاطره این چند سال برای شما چه بود؟
اعدام زندانیان مثل شوکی است که به مغز آدم وارد می شود. برای من هم شیرین علم هولی و سارا بهرامی، سهیلا، شهلا جاهد و زینب نظرزاده بدترین لحظه های زندان بود.
وقتی بعد از سه سال قرار بود آزاد شوید، چه احساسی داشتید؟

بخشی از نگرانی من به خاطر مسائل شخصی و خانوادگی بود و اینکه بیایم و ببینم از افراد خانواده ام کم شده است. از طرف دیگر هم ناراحت بودم که چرا باید این بچه ها در زندان بمانند و من بروم.

۱۳۹۰ دی ۹, جمعه

صدور حکم سنگین برای ابراهیم یزدی: ۸ سال زندان برای فعال سیاسی ۸۰ ساله

به دنبال صدور حکم ۸ سال زندان تعزیری برای ابراهیم یزدی فعال سیاسی و دبیرکل نهضت آزادی مهدی نوربخش، داماد وی با اشاره به ظالمانه بودن حکم صادره از سوی دادگاه انقلاب برای او به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت:« ابراهیم یزدی در سن 80 سالگی مسلما در وضعیت جسمی نیست که بتواند 8 سال زندان را دوام بیاورد. ایشان این حکم را ظالمانه ، غیرعادلانه و غیر منصفانه بیان کردند. و دیگر نه خودش به حکم اعتراض خواهد کرد و نه به وکلایش اجازه می دهد که به این حکم اعتراض کنند. و تقاضای تجدید نظر از سوی آن ها منتقی است.»

۱۳۹۰ آذر ۲۱, دوشنبه

روزجهانی حقوق بشر در نروژ وابراز نگرانی ایرانیان مقیم نسبت به وضعیت نسرین ستوده و دیگر زندانیان سیاسی

تجمع کنندگان که در میان آن شهروندان نروژی هم دیده می شوند با حضور در بیرون از محل اعطای جایزه نوبل صدای خود را به گوش برندگان امسال جایزه رساندند. در بخشی از ویدیو دیده می شود که این سته تن به روی بالکنی محل مراسم آمده و به ابراز احساسات شرکت کنندگان در این تجمع پاسخ می دهند.دهها تن از ایرانیان مقیم نروژ روز گذشته در مراسمی به مناسبت روز حقوق بشر در شهر اسلو گرد آمدند و با روشن کردن شمع و در دست کردن شعارهای در اعتراض به وضعیت بحرانی حقوق بشر در ایران خواستار آزادی زندانیان سیاسی و از جمله نسرین ستوده شدند. شرکت کنندگان در این تجمع با در دست گرفتن پلاکاردهایی بار دیگر نگرانی خود را نسبت به وضعیت زندانیان سیاسی و در حالی که در همان روزجایزه صلح نوبل امسال به سه تن از زنان فعال این عرصه در این شهر داده شد اعلام کردند.

۱۳۹۰ آذر ۱۶, چهارشنبه

دانشجو و وبلاگ نویس بهار علی‌نیا به زندان اوین منتقل شده‌ است

بهار علی‌نیا، دانشجو و وبلاگ نویس که هفته گذشته بازداشت شده بود، در بند زندان اوین به سر می‌برد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، بهار علی‌نیا که هفته‌ی گذشته به طرز مشکوکی پس از خروج از منزل مفقود شده بود، توسط ماموران امنیتی بازداشت و متعاقباً به زندان اوین منتقل شده است.
وی در تماس کوتاهی که اخیراً با از زندان با خانواده‌ی خود برقرار کرده است، از تبدیل قرار موقت بازداشت به قرار وثیقه توسط مسئولان امنیتی خبر داده است.
این دانشجو که در خارج از کشور مشغول به تحصیل بوده است دو هفتهٔ پیش برای دیدار خانوادهٔ خود به ایران بازگشته بود.
گفتنی‌ست که اخیرا فتا (پلیس سایبری) در گفتگو با رسانه های حکومتی اعلام داشته است که با متخلفین در فضایی مجازی برابر قانون برخورد می کند.

۱۳۹۰ آذر ۱۵, سه‌شنبه

لکنت زبان، خونریزی معده، هپاتیت و بیماری عصبی سوغات پنج ماه فشارروحی وجسمی بر اشکان ذهابیان در زندان

منبع نزدیک به اشکان ذهابیان در شرح وضعیت کنونی این فعال دانشجویی به کمپین گفت: « او در زندان متوجه شد که نمی تواند درست حرف بزند و از ناحیه تکلم دچار مشکل شد و همه اینها را ناشی از فشارهای روحی و روانی می بیند. دکتر او هم همین را گفته که تحت فشار گذاشتن این آقایون برای اعتراف گیری و مقاومتت باعث شده تا فشارهای زیادی رو متحمل بشود و در تکلمش تاثیر گذار بوده است. مخصوصا زمانی که براثر القائات بازجویان گمان می کرده که دوستان نزدیکش بازداشت شدند و اینکه بازجویان به او گته بودند که ما دوستانت را بازداشت کردیم یا دیگر افراد نزدیک به او را. همه اینها باعث می شد اشکان در سلول فشار زیادی را تحمل کند. به گفته خودش اگه در آن برهه زمانی چیز تیزی داشت قطعا خودزنی می کرد.» او افزود: « بارها در سلول انفرادی سر او به صورت ممتد به دیوارکوبیدند. الان سر دردهای زیادی و بی خوابی های ممتد دارد و هنوزم یک جا می رود که نورش تیز مثل نوری که انفرادی بود باشد حالش از نظرعصبی به هم می خورد ولکنت زبانش بیشتر می شود.

۱۳۹۰ آذر ۱۲, شنبه

ربابه رضایی همسر رضا شهابی : یک راننده شرکت واحد چه ارتباطی می تواند با بیگانگان داشته باشد؟

رضا شهابی، فعال کارگری و عضو هیأت‌ مدیره‌ سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه از اول آذر ماه سال جاری در اعتصاب غذا بسر
می برد. او در تماس تلفنی با خانواده علت این اعتصاب غذا را عدم رسیدگی به پرونده و نگه داشتن او در شرایط بلاتکلیف ذکر کرده است و در روز ملاقات در اعتراض به این وضعیت غیرقانونی از حضور در سالن ملاقات خودداری نمود.

ربابه رضایی در گفتگو با جرس می گوید: ” از اول آذر ماه یعنی ده روز است که آقای شهابی در اعتصاب غذا بسر می برند و ما بشدت نگران وضعیت جسمانی و سلامتی او هستیم. روز پنج شنبه هم که برای ملاقات ایشان به زندان رفتیم در اعتراض به این وضعیت حاضر نشد به سالن ملاقات بیاید. خوب با توجه به شرایط وخیم جسمانی او این اعتصاب غذا برایش خطرناک است. همسرم گفته تا از این بلاتکلیفی در نیاید به اعتصاب خود ادامه می دهد. هر چه از او خواستیم که اعتصاب نکند برایش خطرناک است اما گفت از این وضعیت خسته شده ام تا کی باید اینطور بلاتکلیف باشم و سختی را تحمل کنم آن هم بدون هیچ دلیل و به اتهامات واهی…”

رضا شهابی عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد ته
ان در ۲۲ خرداد ماه ۸۹ بازداشت شد و از آن زمان تاکنون در بند ۲۰۹ زندان اوین در بلاتکلیفی بسر می برد. در چهارم خرداد ماه در شعبه ی ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی دادگاهی برای وی تشکیل دادند که در آن رضا شهابی و وکیل او تمامی اتهامات را رد کردند و خواستار اعلام حکم برائت و آزادی فوری رضا شهابی شدند اما تاکنون نه حکمی برای وی صادر گردید و نه او را آزاد کردند.

همسر رضا شهابی با رد اتهام ارتباط با بیگانه که به همسرش زده اند، ادامه می دهد: “ما الان هیچ اطلاعی از وضعیت عمومی او نداریم و بشدت نگران هستیم. اگر خدای ناکرده اتفاقی برای همسرم بیافتد مسئولیت آن بطور مستقیم بر گردن کارشناس پرونده اوست. پیش هر کس که مراجعه می کنم می گوید کارشناس پرونده مانع از رسیدگی به پرونده همسرم می شود و سر لج افتاده است. کارشناس پرونده هم حرف غیرمنطقی می زند و می گوید همسر من با بیگانه ارتباط داشته است و می گوید هر چه که من می گویم او قبول کند. آخر یک راننده شرکت واحد و یک کارگر ساده چه ارتباطی می تواند با بیگانه داشته باشد؟ مگر اینکه ارتباط با مردم، مسافران، همکاران و خانواده ارتباط با بیگانه تلقی شود! همسر من وقتی کاری را نکرده چطور زیر بار آن برود؟”

ربابه رضایی همسر رضا شهابی : یک راننده شرکت واحد چه ارتباطی می تواند با بیگانگان داشته باشد؟

رضا شهابی، فعال کارگری و عضو هیأت‌ مدیره‌ سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه از اول آذر ماه سال جاری در اعتصاب غذا بسر
می برد. او در تماس تلفنی با خانواده علت این اعتصاب غذا را عدم رسیدگی به پرونده و نگه داشتن او در شرایط بلاتکلیف ذکر کرده است و در روز ملاقات در اعتراض به این وضعیت غیرقانونی از حضور در سالن ملاقات خودداری نمود.

ربابه رضایی در گفتگو با جرس می گوید: ” از اول آذر ماه یعنی ده روز است که آقای شهابی در اعتصاب غذا بسر می برند و ما بشدت نگران وضعیت جسمانی و سلامتی او هستیم. روز پنج شنبه هم که برای ملاقات ایشان به زندان رفتیم در اعتراض به این وضعیت حاضر نشد به سالن ملاقات بیاید. خوب با توجه به شرایط وخیم جسمانی او این اعتصاب غذا برایش خطرناک است. همسرم گفته تا از این بلاتکلیفی در نیاید به اعتصاب خود ادامه می دهد. هر چه از او خواستیم که اعتصاب نکند برایش خطرناک است اما گفت از این وضعیت خسته شده ام تا کی باید اینطور بلاتکلیف باشم و سختی را تحمل کنم آن هم بدون هیچ دلیل و به اتهامات واهی…”

رضا شهابی عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد تهران در ۲۲ خرداد ماه ۸۹ بازداشت شد و از آن زمان تاکنون در بند ۲۰۹ زندان اوین در بلاتکلیفی بسر می برد. در چهارم خرداد ماه در شعبه ی ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی دادگاهی برای وی تشکیل دادند که در آن رضا شهابی و وکیل او تمامی اتهامات را رد کردند و خواستار اعلام حکم برائت و آزادی فوری رضا شهابی شدند اما تاکنون نه حکمی برای وی صادر گردید و نه او را آزاد کردند.

همسر رضا شهابی با رد اتهام ارتباط با بیگانه که به همسرش زده اند، ادامه می دهد: “ما الان هیچ اطلاعی از وضعیت عمومی او نداریم و بشدت نگران هستیم. اگر خدای ناکرده اتفاقی برای همسرم بیافتد مسئولیت آن بطور مستقیم بر گردن کارشناس پرونده اوست. پیش هر کس که مراجعه می کنم می گوید کارشناس پرونده مانع از رسیدگی به پرونده همسرم می شود و سر لج افتاده است. کارشناس پرونده هم حرف غیرمنطقی می زند و می گوید همسر من با بیگانه ارتباط داشته است و می گوید هر چه که من می گویم او قبول کند. آخر یک راننده شرکت واحد و یک کارگر ساده چه ارتباطی می تواند با بیگانه داشته باشد؟ مگر اینکه ارتباط با مردم، مسافران، همکاران و خانواده ارتباط با بیگانه تلقی شود! همسر من وقتی کاری را نکرده چطور زیر بار آن برود؟”