صفحات

۱۳۹۲ خرداد ۱۷, جمعه

کانادا قتل عام زندانیان سیاسی ایران در تابستان 1367 را به عنوان جنایت علیه بشریت به رسمیت شناخت

نگاره: ‏کانادا قتل عام زندانیان سیاسی ایران در تابستان 1367 را به عنوان جنایت علیه بشریت به رسمیت شناخت
https://www.facebook.com/zendani.siasi

اتاوا- امروز پارلمان کانادا ، لایحه ی کشتار زندانیان سیاسی ایران در تابستان 1367 را مورد بررسی قرار داد و شجاعانه و به اتفاق آرا، تحت قانون بین الملل، آن را به عنوان جنایتی علیه بشریت به رسمیت شناخت. به این ترتیب، در بیست و پنجمین سالگرد کشتار زندانیان سیاسی ایران، کانادا اولین کشور در جهان است که جنایتی را که طی آن نزدیک به 5000 زندانی سیاسی کشته شدند را، جنایت علیه بشریت قلمداد می کند.

لایحه ی یادشده توسط آقای پاول دوئر، منتقد امور خارجه ی حزب دمکرات نو کانادا (ان- دی – پی ) در پارلمان کانادا

عرضه شد و مورد پشتیبانی همه ی احزاب پارلمانی قرار گرفت. گذشته از جنایت علیه بشریت قلمداد کردن کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 1367، لایحه ی مذکور با نام گذاری روز اول ماه سپتامبر به عنوان روز همبستگی با زندانیان سیاسی در ایران مبارزات جاری برای تأمین حقوق بشر در کشور را برجسته کرد.

در کانادا کمپین “قتل عام 88 ” که در برگیرنده ی ایرانی- کانادائی های دانشگاهی، حقوقدان، روزنامه نگار، فعالین کارگری و حقوق بشر می باشد برای برگزاری بیست و پنجمین سالگرد کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 1367 تلاش می کند.

کاوه ی شهروز حقوقدان و سخنگوی کمپین ” قتل عام 88 ” گفت : من از طرف کمپین ” قتل عام 88 ” و هزاران خانواده ی داغداری که عزیزانشان را در کشتار تابستان 1367 از دست داده اند، از اعضای پارلمان کانادا به خاطر قدم بزرگ و تاریخی ای که امروز برداشتند تشکر می کنم. “آنها که در کشتار تابستان 1367 دست داشتند امروز همچنان در قدرتند . اما امروز پارلمان کانادا برای جوابگویی و حکم کردن قانون ایستاد.”

در کنفرانس مطبوعاتی ای که پیش از تصویب لایحه برگزارشد، آقای پاول دوئر (نماینده ی پارلمان از حوزه ی اوتاوا سنتر حزب دمکرات نو کانادا) تآکید کرد که این لایحه مهم پشتیبانی هر سه حزب ان دی پی، لیبرال و محافظه کار را دارد. و آقای ایروین کوتلر (نماینده ی پارلمان کانادا از حوزه ی ماونت رویال حزب لیبرال کانادا) اضافه کرد: ضمن ابراز همدردی با خانواده قربانیان بر قبول این لایحه تأکید کرد. و آقای جیمز بزان ( نماینده ی پارلمان از حوزه ی سلکریک- انتر لیک – حزب محافطه کار کانادا) کوشش کنشگران حقوق بشر حقوق بشر که جنایات سران جمهوری اسلامی را مستند می کنند، مورد توجه قرار داد.

برای بسیاری از ایرانی- کانادائی ها، قتل عام تابستان 1367، که طی آن نزدیک به 5000 زندانی سیاسی در کمتر از دو ماه کشته شدند، جنبه ی شخصی و سیاسی دارد.

نینا طوبایی، عضو کمپین “قتل عام 88 ” بیان کرد: ” برادرم سیامک طوبایی در سن 18 سالگی در سال 1367 اعدام شد. دو نفر از دایی هایم پیش از آن در دهه ی 1380 توسط جمهوری اسلامی کشته شدند. مادرم که رنج از دست دادن دو برادر و پسرش را طی این سالها تحمل کرده و نیز بستگانم پس از آن هر گز روی آرامش ندیده اند.

ما احساس می کنیم که به اجرای عدالت نزدیک می شویم؛ ازاین بابت از پیشگامی کانادا در به رسمیت شناختن آن جنایت علیه بشریت تشکر می کنم.”



اطلاعات زمینه

طرح لایحه همزمان شد با کمپین جهانی در بیست و پنجمین سالگرد آن جنایت برای بزرگداشت وبرگزاری یادمان آن انسانهای شریفی که در گورستان دسته جمعی خاوران و یا دیگر گورهای دسته جمعی ایران غنوده اند.

در تابستان 1367 آیت الله خمینی طی فتوایی دستور داد که همه ی زندانیان سیاسی که در موضع مخالفت با جمهوری اسلامی ایران هستند اعدام شوند. نزدیک به 5000 زندانی سیاسی در آن تابستان قتل عام شدند و تا امروز رژیم ایران از پذیرش مسئولیت آن سر باز زده است. این رژیم حتی خانواده های آن زندانیان سیاسی را از برپایی مراسم یادمان و بزرگداشت برای آنها منع کرده است.

متنی که به تصویب پارلمان کانادا رسید

پارلمان کانادا لایحه ی زیر را امروز به اتفاق آرا به تصویب رساند.

“این مجلس کشتار جمعی زندانیان سیاسی ایران در تابستان 1367 را جنایت علیه بشریت قلمداد کرده و آن را محکوم می کند؛ و در بزرگداشت یاد آن هایی که در گورستان دسته جمعی خاوران و دیگر گورهای دسته جمعی ایران به خاک سپرده شده اند، روز اول سپتامبر را روز همبستگی با زندانیان سیاسی ایران اعلام می دارد.”



تاریخچه قتل عام

این تابستان بیست و پنجمین سالگرد بزرگترین شقاوت دولتی در تاریخ معاصر ایران است. در تابستان 1367، به فاصله ی کوتاهی پس از جنگ ایران و عراق، دولت ایران هزاران زندانی سیاسی را به خاطر باورهایشان اعدام کرد.

دستور این قتل عام توسط رهبر مذهبی ایران، آیت الله خمینی صادر شد. هر شاخه ای از دولت وقت ایران در اجرای دستور قتل عام، نقشی بازی کرد. تا امروز هیچ کس برای انجام آن جنایت علیه بشریت، مسئولیتی به عهده نگرفته است و اجساد قربانیان آن جنایت همچنان در گورهای دسته جمعی گوشه و کنار ایران است. (برای اطلاع بیشتر می توانید به وبسایت کمپین ” قتل عام 88 ” مراجعه کنید.)

کمپین ” قتل عام 88 ” براین باور است که شناسایی بین المللی آن کشتار دسته جمعی به عنوان جنایت علیه بشریت، اولین گام برای به دست آوردن عدالت در رابطه با قربانیان کشتار جمعی تابستان 1367 و خانواده هایشان می باشد.

درباره ی کمپین ” قتل عام 88 “

کمپین “قتل عام 88 ” در برگیرنده ی ایرانی- کانادائی های دانشگاهی، حقوقدان، روزنامه نگار، فعالین کارگری و حقوق بشری می باشد . اگر چه بعصی از اعضای کمپین به تشکل های سیاسی تعلق دارند ولی کمپین “قتل عام 88 ” به هیچ تشکل و حزب سیاسی وابستگی ندارد.

یکی از هدف های کمپین “قتل عام 88 ” این است که قانونگذاران کانادایی را ترغیب کند که کانادا – خانه ی یکی از بزرگترین جمعیت ایرانیان پراکنده در جهان - اولین کشوری در جهان باشد که به رسمیت بشناسد آنچه را که بسیاری از تشکل های پیشتاز بین المللی در زمینه ی حقوق بشر مانند: دیده بان حقوق بشر و مرکز اسناد حقوق بشر ایران، پیش از این به رسمیت شناخته اند. و آن این که کشتار جمعی زندانیان سیاسی ایران در تابستان 1367 ، تحت قانون مرسوم بین المللی و اساسنامه دادگاه جنایی بینالمللی رم، جنایت علیه بشریت محسوب می شود.‏
اتاوا- امروز پارلمان کانادا ، لایحه ی کشتار زندانیان سیاسی ایران در تابستان 1367 را مورد بررسی قرار داد و شجاعانه و به اتفاق آرا، تحت قانون بین الملل، آن را به عنوان جنایتی علیه بشریت به رسمیت شناخت. به این ترتیب، در بیست و پنجمین سالگرد کشتار زندانیان سیاسی ایران، کانادا اولین کشور در جهان است که جنایتی را که طی آن نزدیک به 5000 زندانی سیاسی کشته شدند را، جنایت علیه بشریت قلمداد می کند.

لایحه ی یادشده توسط آقای پاول دوئر، منتقد امور خارجه ی حزب دمکرات نو کانادا (ان- دی – پی ) در پارلمان کانادا

عرضه شد و مورد پشتیبانی همه ی احزاب پارلمانی قرار گرفت. گذشته از جنایت علیه بشریت قلمداد کردن کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 1367، لایحه ی مذکور با نام گذاری روز اول ماه سپتامبر به عنوان روز همبستگی با زندانیان سیاسی در ایران مبارزات جاری برای تأمین حقوق بشر در کشور را برجسته کرد.

در کانادا کمپین “قتل عام 88 ” که در برگیرنده ی ایرانی- کانادائی های دانشگاهی، حقوقدان، روزنامه نگار، فعالین کارگری و حقوق بشر می باشد برای برگزاری بیست و پنجمین سالگرد کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 1367 تلاش می کند.

کاوه ی شهروز حقوقدان و سخنگوی کمپین ” قتل عام 88 ” گفت : من از طرف کمپین ” قتل عام 88 ” و هزاران خانواده ی داغداری که عزیزانشان را در کشتار تابستان 1367 از دست داده اند، از اعضای پارلمان کانادا به خاطر قدم بزرگ و تاریخی ای که امروز برداشتند تشکر می کنم. “آنها که در کشتار تابستان 1367 دست داشتند امروز همچنان در قدرتند . اما امروز پارلمان کانادا برای جوابگویی و حکم کردن قانون ایستاد.”

در کنفرانس مطبوعاتی ای که پیش از تصویب لایحه برگزارشد، آقای پاول دوئر (نماینده ی پارلمان از حوزه ی اوتاوا سنتر حزب دمکرات نو کانادا) تآکید کرد که این لایحه مهم پشتیبانی هر سه حزب ان دی پی، لیبرال و محافظه کار را دارد. و آقای ایروین کوتلر (نماینده ی پارلمان کانادا از حوزه ی ماونت رویال حزب لیبرال کانادا) اضافه کرد: ضمن ابراز همدردی با خانواده قربانیان بر قبول این لایحه تأکید کرد. و آقای جیمز بزان ( نماینده ی پارلمان از حوزه ی سلکریک- انتر لیک – حزب محافطه کار کانادا) کوشش کنشگران حقوق بشر حقوق بشر که جنایات سران جمهوری اسلامی را مستند می کنند، مورد توجه قرار داد.

برای بسیاری از ایرانی- کانادائی ها، قتل عام تابستان 1367، که طی آن نزدیک به 5000 زندانی سیاسی در کمتر از دو ماه کشته شدند، جنبه ی شخصی و سیاسی دارد.

نینا طوبایی، عضو کمپین “قتل عام 88 ” بیان کرد: ” برادرم سیامک طوبایی در سن 18 سالگی در سال 1367 اعدام شد. دو نفر از دایی هایم پیش از آن در دهه ی 1380 توسط جمهوری اسلامی کشته شدند. مادرم که رنج از دست دادن دو برادر و پسرش را طی این سالها تحمل کرده و نیز بستگانم پس از آن هر گز روی آرامش ندیده اند.

ما احساس می کنیم که به اجرای عدالت نزدیک می شویم؛ ازاین بابت از پیشگامی کانادا در به رسمیت شناختن آن جنایت علیه بشریت تشکر می کنم.”



اطلاعات زمینه

طرح لایحه همزمان شد با کمپین جهانی در بیست و پنجمین سالگرد آن جنایت برای بزرگداشت وبرگزاری یادمان آن انسانهای شریفی که در گورستان دسته جمعی خاوران و یا دیگر گورهای دسته جمعی ایران غنوده اند.

در تابستان 1367 آیت الله خمینی طی فتوایی دستور داد که همه ی زندانیان سیاسی که در موضع مخالفت با جمهوری اسلامی ایران هستند اعدام شوند. نزدیک به 5000 زندانی سیاسی در آن تابستان قتل عام شدند و تا امروز رژیم ایران از پذیرش مسئولیت آن سر باز زده است. این رژیم حتی خانواده های آن زندانیان سیاسی را از برپایی مراسم یادمان و بزرگداشت برای آنها منع کرده است.

متنی که به تصویب پارلمان کانادا رسید

پارلمان کانادا لایحه ی زیر را امروز به اتفاق آرا به تصویب رساند.

“این مجلس کشتار جمعی زندانیان سیاسی ایران در تابستان 1367 را جنایت علیه بشریت قلمداد کرده و آن را محکوم می کند؛ و در بزرگداشت یاد آن هایی که در گورستان دسته جمعی خاوران و دیگر گورهای دسته جمعی ایران به خاک سپرده شده اند، روز اول سپتامبر را روز همبستگی با زندانیان سیاسی ایران اعلام می دارد.”



تاریخچه قتل عام

این تابستان بیست و پنجمین سالگرد بزرگترین شقاوت دولتی در تاریخ معاصر ایران است. در تابستان 1367، به فاصله ی کوتاهی پس از جنگ ایران و عراق، دولت ایران هزاران زندانی سیاسی را به خاطر باورهایشان اعدام کرد.

دستور این قتل عام توسط رهبر مذهبی ایران، آیت الله خمینی صادر شد. هر شاخه ای از دولت وقت ایران در اجرای دستور قتل عام، نقشی بازی کرد. تا امروز هیچ کس برای انجام آن جنایت علیه بشریت، مسئولیتی به عهده نگرفته است و اجساد قربانیان آن جنایت همچنان در گورهای دسته جمعی گوشه و کنار ایران است. (برای اطلاع بیشتر می توانید به وبسایت کمپین ” قتل عام 88 ” مراجعه کنید.)

کمپین ” قتل عام 88 ” براین باور است که شناسایی بین المللی آن کشتار دسته جمعی به عنوان جنایت علیه بشریت، اولین گام برای به دست آوردن عدالت در رابطه با قربانیان کشتار جمعی تابستان 1367 و خانواده هایشان می باشد.

درباره ی کمپین ” قتل عام 88 “

کمپین “قتل عام 88 ” در برگیرنده ی ایرانی- کانادائی های دانشگاهی، حقوقدان، روزنامه نگار، فعالین کارگری و حقوق بشری می باشد . اگر چه بعصی از اعضای کمپین به تشکل های سیاسی تعلق دارند ولی کمپین “قتل عام 88 ” به هیچ تشکل و حزب سیاسی وابستگی ندارد.

یکی از هدف های کمپین “قتل عام 88 ” این است که قانونگذاران کانادایی را ترغیب کند که کانادا – خانه ی یکی از بزرگترین جمعیت ایرانیان پراکنده در جهان - اولین کشوری در جهان باشد که به رسمیت بشناسد آنچه را که بسیاری از تشکل های پیشتاز بین المللی در زمینه ی حقوق بشر مانند: دیده بان حقوق بشر و مرکز اسناد حقوق بشر ایران، پیش از این به رسمیت شناخته اند. و آن این که کشتار جمعی زندانیان سیاسی ایران در تابستان 1367 ، تحت قانون مرسوم بین المللی و اساسنامه دادگاه جنایی بینالمللی رم، جنایت علیه بشریت محسوب می شود.

۱۳۹۲ خرداد ۱۵, چهارشنبه

بیستم ژوئن (سی‌ خرداد) روز حمایت از زندانیان سیاسی است

نگاره: ‏بیستم ژوئن (سی‌ خرداد) روز حمایت از زندانیان سیاسی است حمایت خود را با بر گزاریهای آکسیونهای اعتراضی در شهر و کشور محل اقامت خود اعلام نمائید

تمامی‌ زندانیان سیاسی باید بدون قید و شرط آزاد گردند.

بیستم ژوئن (۳۰ خرداد)روز عهد و پیمان دوباره ما برای آزادی بی‌ قید و شرط زندانیان سیاسی و خاتمه دادن به دستگاه جنون و جنایت جمهوری اسلامی است.

مردم، آزادیخواهان، انسانهای شریف،

جهانیان باید بدانند که این حکومت با جنایت و کشتار پا برجاست!

باید بدانند که جمهوری اسلامی با چوبه دار و کشتار و شکنجه و زندان متولد شده است و با خونریزی ادامه حیات میدهد!

 باید با خبر شوند که این حکومت از وحشت انقلاب و خیزش و قیام مردم حاضر است دست به هر جنایتی بزند تا ساعتی‌ بر عمر کثیف خود بیفزاید! 

این حکومتی درنده است که در پرونده فردی و جمعی‌ حاکمینش  صدها فقره قتل عمد خوابیده است!

جهانیان باید زجرنامه هزاران زندانی سیاسی را در طی‌ عمر پرنکبت جمهوری ننگین اسلامی بشنود و از حقایق هولناک این حکومت آدمکش با خبر شوند.

 این صدای رسای ماست که جهانیان را ، میلیونها انسان شریف و نوعدوست را در کنار ما قرار میدهد تا امر دفاع فوری و اضطراری از هزاران زندانی سیاسی و صدها عزیزی که هر آن چوبه دار زندگیشان را تهدید می‌کند را میسر کند.

یورش و گروگان گیری دائمی از میان مخالفان سیاسی، رفتار وحشیانه با زندانیان سیاسی، اخبار هولناک اعدامهای دست جمعی‌.؛ تهدید ؛ تجاوز،کسب و کار هر روزه این حکومت است.

بیستم ژوئن فقط یک روز نیست! 

یک کمپین وسیع برای سازمان دادن جنبش اعتراضی است که می‌خواهد جهان متمدن را برای پشتیبانی‌ از خواست آزادی بی‌ قید و شرط زندانیان سیاسی در ایران بسیج کند! 

واکنشی بین المللی نسبت به خطرات جدی که جان عزیزان ما را در زندانهای جمهوری اسلامی تهدید می‌کند، ایجاد نماید.

 بیستم ژوئن در عین حال سمبل اتحاد و عهد و پیمان ما برای آزادی بدون قید و شرط زندانیان سیاسی و پایین کشیدن چوبه های دار است!

 مبارزات زندانیان سیاسی در سیاه چالهای مخوف اوین و رجایی شهر و همه زندانهای بیشمار جمهوری  ننگین اسلامی حماسه‌ای عظیم است. 

این مبارزات شور انگیز لایق بزرگترین حمایتها و پشتیبانی بین المللی است. 

هزاران زندانی سیاسی و خانواده‌های مضطرب و نگرانشان چشمشان به اقدامات بین الملی ‌ ما ست.

در بیستم ژوئن امسال یکبار دیگر با متحد شدن خود با هر گونه تفکر فکری ؛ سیاسی؛ حزبی فقط و فقط صدای زندانیان سیاسی ؛ خانواده های آنان به خصوص کودکان  آنان باشیم.

مردم، آزادیخواهان، انسانهای شریف،

با قراردادن این  نوشته و انتشار آن در لیست دوستان خود و سایتهای مختلف  صدای یک زندانی سیاسی باشید.

چه هدیه ای برای یک زندانی بهتر از این است که صدای آنان  و خانواده   آنان باشید.

از تمامی مردم آزادیخواه و مبارز، تمامی احزاب و سازمانهای سیاسی خواستاریم با متحد شدن خود  و شرکت در مراسم بیستم ژوئن روز جهانی برای آزادی زندانیان سیاسی  صدای  یک زندانی سیاسی باشند

آدرس تجمعات  اعتراضی خود را با ذکر نام شهر و کشور خود برای ما ارسال کنید 

کمیته برای آزادی زندانیان سیاسی

https://www.facebook.com/zendani.siasi‏
تمامی‌ زندانیان سیاسی باید بدون قید و شرط آزاد گردند.

بیستم ژوئن (۳۰ خرداد)روز عهد و پیمان دوباره ما برای آزادی بی‌ قید و شرط زندانیان سیاسی و خاتمه دادن به دستگاه جنون و جنایت جمهوری اسلامی است.

مردم، آزادیخواهان، انسانهای شریف،

جهانیان باید بدانند که این حکومت با جنایت و کشتار پا برجاست!

باید بدانند که جمهوری اسلامی با چوبه دار و کشتار و شکنجه و زندان متولد شده است و با خونریزی ادامه حیات میدهد!

باید با خبر شوند که این حکومت از وحشت انقلاب و خیزش و قیام مردم حاضر است دست به هر جنایتی بزند تا ساعتی‌ بر عمر کثیف خود بیفزاید!

این حکومتی درنده است که در پرونده فردی و جمعی‌ حاکمینش صدها فقره قتل عمد خوابیده است!

جهانیان باید زجرنامه هزاران زندانی سیاسی را در طی‌ عمر پرنکبت جمهوری ننگین اسلامی بشنود و از حقایق هولناک این حکومت آدمکش با خبر شوند.

این صدای رسای ماست که جهانیان را ، میلیونها انسان شریف و نوعدوست را در کنار ما قرار میدهد تا امر دفاع فوری و اضطراری از هزاران زندانی سیاسی و صدها عزیزی که هر آن چوبه دار زندگیشان را تهدید می‌کند را میسر کند.

یورش و گروگان گیری دائمی از میان مخالفان سیاسی، رفتار وحشیانه با زندانیان سیاسی، اخبار هولناک اعدامهای دست جمعی‌.؛ تهدید ؛ تجاوز،کسب و کار هر روزه این حکومت است.

بیستم ژوئن فقط یک روز نیست!

یک کمپین وسیع برای سازمان دادن جنبش اعتراضی است که می‌خواهد جهان متمدن را برای پشتیبانی‌ از خواست آزادی بی‌ قید و شرط زندانیان سیاسی در ایران بسیج کند!

واکنشی بین المللی نسبت به خطرات جدی که جان عزیزان ما را در زندانهای جمهوری اسلامی تهدید می‌کند، ایجاد نماید.

بیستم ژوئن در عین حال سمبل اتحاد و عهد و پیمان ما برای آزادی بدون قید و شرط زندانیان سیاسی و پایین کشیدن چوبه های دار است!

مبارزات زندانیان سیاسی در سیاه چالهای مخوف اوین و رجایی شهر و همه زندانهای بیشمار جمهوری ننگین اسلامی حماسه‌ای عظیم است.

این مبارزات شور انگیز لایق بزرگترین حمایتها و پشتیبانی بین المللی است.

هزاران زندانی سیاسی و خانواده‌های مضطرب و نگرانشان چشمشان به اقدامات بین الملی ‌ ما ست.

در بیستم ژوئن امسال یکبار دیگر با متحد شدن خود با هر گونه تفکر فکری ؛ سیاسی؛ حزبی فقط و فقط صدای زندانیان سیاسی ؛ خانواده های آنان به خصوص کودکان آنان باشیم.

مردم، آزادیخواهان، انسانهای شریف،

با قراردادن این نوشته و انتشار آن در لیست دوستان خود و سایتهای مختلف صدای یک زندانی سیاسی باشید.

چه هدیه ای برای یک زندانی بهتر از این است که صدای آنان و خانواده آنان باشید.

از تمامی مردم آزادیخواه و مبارز، تمامی احزاب و سازمانهای سیاسی خواستاریم با متحد شدن خود و شرکت در مراسم بیستم ژوئن روز جهانی برای آزادی زندانیان سیاسی صدای یک زندانی سیاسی باشند




۱۳۹۲ خرداد ۱۳, دوشنبه

آیین گرامیداشت بانو عفت مریدی (مادر معینی)، با حضور ده‌ها تن از فعالان سیاسی و کنشگران مدنی و روزنامه‌نگاران تبعیدی و مهاجر مقیم پاریس، یک‌شنبه شب برگزار شد


paris.jpg  رضا معینی، فرزند بانو عفت مریدی با اشاره به آخرین دیدار خود با مادر در سال 1386، به صبوری و امیدواری و مهربانی وی، در عین تحمل درد و رنج فراوان (ازجمله تحمل سال‌ها فشار و ناراحتی ناشی از زندان طولانی مدت فرزندان و اعدام یکی از ایشان) اشاره کرد. معینی اظهار داشت: او برای ملاقات با فرزندانش رنج فراوان کشید؛ بارها به تنهایی از خرم آباد به تهران آمد، پشت در زندان توهین ها دید، بداخلاقی ها و توهین ها تحمل کرد، و شاهد درد بسیاری از مادران و همسران بود. برای لغو حکم اعدام «هبت» نیز در مقطعی (سال 65) کوشید، اما برایش بسیار سخت و اندوهناک بود که هم‌زمان در آیین گرامیداشت اعدامیان، در کنار مادران داغدیده، حضور یابد. هرچند این حکم دو سال بعد، اجرا شد.
رضا معینی، مسئول میز ایران و افغانستان و تاجیکستان در «سازمان گزارشگران بدون مرز» که خود ازجمله زندانیان سیاسی در ابتدای انقلاب بوده، در بخش دیگری از سخنان کوتاه خود گفت: «مادر صبور بود، اما مادر بود. مادر فقدان فرزندش را نمی خواست، اما راضی هم زمان برای آرمان هایش ارزش و احترام قائل بود. مادر داغدار شدن هیچ مادری را نمی خواست. مادر، مادر بود. آرزو و وصیت او، دفن در خاوران بود.»
وی با اشاره به دغدغه‌های انسانی و ملی مادر معینی، همچنین گفت: مادر می گفت، دو فرزند مرا کشتند اما من هزاران هزار فرزند دیگر نیز دارم. او به فکر تمام فرزندان ایران بود.
محمد اعظمی، از فعالان سیاسی چپ و از بستگان بانو عفت مریدی در بخش دیگری از این مراسم، به تبیین زندگی مادر معینی و رنج هایش پرداخت. او گفت: «بانو عفت مریدی در سال 1308 در خرم آباد لرستان چشم به این جهان گشود. همسرش حجت معینی کارمند اداره غله و فرزند معين السلطنه بود که به دلیل نافرمانی از حکومت مرکزی پهلوی، همراه با 12 تن دیگر از سران عشاير لرستان به دار آویخته شد. بانو عفت مریدی در روزگار خود، پاره ای محدودیت های فرهنگی در باره کار و فعالیت زنان را بر نتابید و آموزگار شد. در آغاز دهه پنجاه زنی پر تلاش بود و در سال‌هایی که نخستین تشکل‌های زنان در خرم آباد شکل گرفت، به آنها پیوست. به مطالعه علاقه داشت و شوق کتاب و کتابخوانی را در خانه و خانواده برانگیخت. او بسیاری از مجلات و روزنامه های آن دوره را تهیه می نمود و کتابخانه ای در منزلش برای مطالعه ایجاد کرده بود.»
وی افزود: «علاقه به مطالعه و شعر در مادر معینی که از خانواده پدری به او رسیده بود، همراه با نگاه منفی خانواده همسرش به رژیم شاه، در فرزندانشان اثر کرده و آنها را علاقمند به مطالعه و با روحیه مخالفت با حکومت شاه پرورش داده بود. در چنین فضائی پسر بزرگش، هبت معینی به فعالیت سیاسی  با گرایش مذهبی روی آورد. او در سال 46 به دلیل پخش نوار سخنرانی خمینی دستگیر شد. پس از چند ماه آزاد گردید. و در سال ۱۳۵۱ دوباره دستگیر و تا آخرسال ۱۳۵6 در زندان ماند. فرزند دیگر او، بهروز معینی نیز در سال ۱۳۵۳ دستگیر و تا مقطع انقلاب در زندان بود.»
اعظمی اضافه کرد: «یکی از فرزندانش، بهروز در 26 سالگی و درست در سالگرد تولدش سر بر خاک نهاد. دردناکتر اینکه چند سال بعد خبر جان باختن پسر بزرگش هبت معینی را هم، در سالروز جشن ازدواجش به خانواده می دهند. گوئی در این خانواده جشن و عزا با هم زاده شده اند. هبت معینی در جریان کشتار شهریور 67 به همراه هزاران سرو دیگر ایستاده به خاک افتاد.»
اعظمی همچنین در بخش دیگری از سخنان خود گفت: «مادر معینی پس از اعدامهای دسته جمعی سال 1367 و پس از شنیدن خبر مرگ همایون کمرش شکست و لبخندش برای همیشه رخت بربست. اما برای دادخواهی و برای اینکه گرد فراموشی بر خاطره ها ننشیند، یکدم آرام نگرفت. مادر معینی از بنیان گذاران مادران خاوران بود. آنها به فرمان سکوت مقامات امنیتی که به تک تک شان صادر شده بود، تن ندادند و خواستار روشن شدن حقیقت شدند. آنها درد و عزای از دست دادن عزیزشان را از حوزه خصوصی فراتر بردند و آن را به یک خواست مهم اجتماعی و سیاسی و به یک اقدام تبدیل کردند. با شهامتی که در آن روزهای سیاه و خفقان بی همتا بود، آنها نوشتند: ما سئوال می کنیم: کدام قانون اجازه داده است که حکم اعدام دسته جمعی صادر کنند؟ ما علیه مسئولین این فاجعه دردناک اعلام جرم می کنیم و خواهان آن هستیم که اینان بازداشت و در یک محکمه علنی محاکمه گردند.»
تقی رحمانی، فعال ملی ـ مذهبی دیگر سخنران این برنامه بود. وی با اشاره به این نکته که «مادر معینی از مرز درد و کینه گذشته بود»، افزود: «او زنی دردکشیده بود؛ فرزندانش همه چیزش بودند، اما انتقام را در خود کشته بود. او در عین تلاش برای حفظ خاطره خاوران، می خواست ببخشد و مهربان بود. او با عشق و محبت همه را می بخشید، هرچند فراموش نمی کرد.»
رحمانی افزود: «مادر معینی همه زندانیان را فرزندان خود می دانست؛ حتی "خط امام"ی های دیروز و "اصلاح طلبان" امروز را. او بزرگ طبع بود و بلند نظر. مادر معینی اهل گذشت بود. با وجود تمام رنجی که کشید، کینه توز نبود. آرمان او ایرانی بود که همه فرزندانش با هر عقیده، در صلح، کنار هم زندگی کنند.»
دکتر کریم لاهیجی، وکیل مدافع حقوق بشر، دیگر سخنران این مراسم، اظهار داشت: «مادر معینی نماد و نمود نهضتی است به نام دادخواهی.» او توضیح داد: «دادخواهی ریشه در کینه و انتقام ندارد، و قصاص نیست. دادخواهی ضدقصاص است؛ در پی کشف حقیقت است.»
دکتر لاهیجی افزود: «جمهوری اسلامی نه تنها این حق (دادخواهی و کشف حقیقت) را از قربانیان رژیم شاه (ازجمله مادر جزنی) سلب کرد، بلکه در مورد قربانیان خودش نیز، مانع دادخواهی و کشف حقیقت شد.»
شهلا شفیق، نویسنده و فعال حقوق بشر نیز در سخنان کوتاهی به آرزوی مادر معینی برای دفن در خاوران اشاره کرد و گفت: «او می خواست با خاک خاوران یکی شود و هستی اش با هستی خاوران پیوند خورد.»
شفیق همچنین ابراز امیدواری کرد که «روزی خاوران نه تنها جایی شود که مجسمه فرزندان شجاع و پاک باخته و آرمان خواه ایران را در خویش ببیند، بلکه شاهد مجسمه مادارن و همسران رنج کشیده باشد و شود.»
مرسده محسنی، کنشگر مدافع حقوق بشر نیز در سخنان کوتاهی به رنج های مادران خاوران اشاره کرد؛ مادرانی که حتی برخی از آن ها برای باور کردن اعدام فرزندان خود، ناچار شدند خاک گورهای دسته جمعی را شبانه کنار زنند.
مرسده محسنی همچنین بر ضرورت برگزاری دادگاهی برای کشف حقیقت و دادخواهی از قربانیان و بازماندگان آنان تاکید کرد.
حمید ایزدپناه، نویسنده، محقق و شاعر لرستانی نیز در این برنامه، اشعاری را در گرامی داشت «مادر» و به یاد «مادر معینی» قرائت کرد.
 

۱۳۹۲ خرداد ۱۱, شنبه

احضار محترم رحمانی، فعال مدنی و خواهر تقی رحمانی به دادگاه انقلاب

محترم رحمانی، فعال مدنی و مدیر کتابفروشی چشمه قزوین دوباره به دادگاه انقلاب احضار شد.

  پرونده این فعال مدنی که آذرماه سال گذشته به همراه همسرش به اداره اطلاعات قزوین احضار و در دادگاه انقلاب قزوین تبرئه شده بود، دوباره در این دادگاه به جریان افتاده است.
آذرماه سال گذشته نیروهای امنیتی در قزوین، محترم رحمانی را به همراه همسرش به اتهام برگزاری جلسات بررسی تاریخ ایران بازداشت کردند. دادگاه انقلاب قزوین در اسفند ماه سال گذشته او را از فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی تبرئه و پرونده را مختومه اعلام کرد.
دادستانی قزوین در هشتم خرداد ماه امسال یک بار دیگر محترم رحمانی، خواهر تقی رحمانی را احضار و او را به فعالیت تبلیغی علیه نظام و عضو گیری برای جریان ملی – مذهبی متهم کرده است.
رحمانی که هم اکنون با قرار وثیقه 200 میلیون ریالی به صورت موقت آزاد است، مدیر کتابفروشی چشمه در قزوین است که سال گذشته دادگاه انقلاب قزوین حکم به پلمپ کتاب فروشی و لغو مجوز آن داد.

۱۳۹۲ خرداد ۱۰, جمعه

در هفتمین روز خاک‌سپاری مادرمان، عفت‌ مریدی (مادر معینی) درسوگ و پاس‌داشت یاد او گرد هم می ‌آئیم

مادرم می‌گفت :
من از مادر بودن
فقط گريستن را نصيب برده‌ام
نه؟
يکی شکار می شود
يکی می‌گريزد
و من
می‌بينم که از تمام عمر
صندوقچه‌ای دارم
لبالب از پر خونين


زمان:
۱۲ خرداد ۱۳۹۲(۲ ژوئن۲۰۱۳)
از ساعت ۱۷ تا ۲۰ عصر
محل: boulevard Vincent Auriol, 75013 Paris 75
Métro : Chevaleret
خاطره و رضا معینی- محمد اعظمی

۱۳۹۲ خرداد ۶, دوشنبه

رضا اکوانیان به دادگاه انقلاب احضار شد


نگاره: ‏رضا اکوانیان به دادگاه انقلاب احضار شد
https://www.facebook.com/zendani.siasi

رضا اکوانیان، وبلاگ نویس، شاعر و فعال حقوق بشر، دیروز دوشنبه ۶ خرداد بوسیله احضاریه مکتوبی که برای وی ارسال شد، به دادگاه انقلاب شهرستان یاسوج احضار شده است.

به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، بر اساس سند احضاری که در اختیار کمیته قرار گرفته است، بدون اشاره به اتهام وارده از وی درخواست شده که در ساعت ۹ صبح روز دوشنبه ۲۷ خرداد جهت دفاع از اتهامات وارده به دادگاه انقلاب شهرستان یاسوج مراجعه کند.

رضا اکوانیان، فعال حقوق بشر حدود ساعت ۳ نیمه شب و در روز یکشنبه چهارم فروردیم ماه ۱۳۹۲ در پی‌ مراجعه ماموران امنیتی به محل سکونتش بازداشت و پس از تفتیش منزل، وسایل شخصی‌اش از جمله لپ‌تاپ، هارد اکسترنال، اسکنر، پرینتر، موبایل و دست نوشته‌هایش ضبط شده بودند. وی سرانجام پس از گذشت ۱۷ روز در تاریخ ۲۱ فروردین ماه به قید وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد و گفتنی است که در دو هفته ابتدای بازداشت خانواده ایشان در بی‌ خبری مطلق از سلامتی‌ و محل نگهداری ایشان به سر می‌‌بردند.

اکوانیان، نویسنده وبلاگ «سالهای خوب سگی‌»، پیشتر در تاریخ ۱۲ بهمن ۱۳۸۸ نیز توسط نیروهای اطلاعات بازداشت و به اتهام «توهین به رییس جمهوری و رهبر در وبلاگ»، «شرکت در تجمعات اعتراضی تهران» ‌ و «ارتباط با بیگانگان از طریق ارسال اخبار و گزارشات» از طرف قاضی طهماسبی رئیس شعبه یکم دادگاه انقلاب یاسوج به یک سال حبس تعزیری و پنج سال حبس تعلیقی محکوم شده بود.‏
رضا اکوانیان، وبلاگ نویس، شاعر و فعال حقوق بشر، دیروز دوشنبه ۶ خرداد بوسیله احضاریه مکتوبی که برای وی ارسال شد، به دادگاه انقلاب شهرستان یاسوج احضار شده است.
  بر اساس سند احضاری که در اختیار کمیته قرار گرفته است، بدون اشاره به اتهام وارده از وی درخواست شده که در ساعت ۹ صبح روز دوشنبه ۲۷ خرداد جهت دفاع از اتهامات وارده به دادگاه انقلاب شهرستان یاسوج مراجعه کند.

رضا اکوانیان، فعال حقوق بشر حدود ساعت ۳ نیمه شب و در روز یکشنبه چهارم فروردیم ماه ۱۳۹۲ در پی‌ مراجعه ماموران امنیتی به محل سکونتش بازداشت و پس از تفتیش منزل، وسایل شخصی‌اش از جمله لپ‌تاپ، هارد اکسترنال، اسکنر، پرینتر، موبایل و دست نوشته‌هایش ضبط شده بودند. وی سرانجام پس از گذشت ۱۷ روز در تاریخ ۲۱ فروردین ماه به قید وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد و گفتنی است که در دو هفته ابتدای بازداشت خانواده ایشان در بی‌ خبری مطلق از سلامتی‌ و محل نگهداری ایشان به سر می‌‌بردند.

اکوانیان، نویسنده وبلاگ «سالهای خوب سگی‌»، پیشتر در تاریخ ۱۲ بهمن ۱۳۸۸ نیز توسط نیروهای اطلاعات بازداشت و به اتهام «توهین به رییس جمهوری و رهبر در وبلاگ»، «شرکت در تجمعات اعتراضی تهران» ‌ و «ارتباط با بیگانگان از طریق ارسال اخبار و گزارشات» از طرف قاضی طهماسبی رئیس شعبه یکم دادگاه انقلاب یاسوج به یک سال حبس تعزیری و پنج سال حبس تعلیقی محکوم شده بود.

۱۳۹۲ خرداد ۵, یکشنبه

مادر معینی، درگذشت

با اندوه بسیار مطلع شدیم مادر معینی، یکی از مادران پر تلاش

و سخت کوش خاوران، روز جمعه سوم خرداد ماه ۱۳۹۲ در تهران چشم از جهان فروبست. بانو عفت مریدی که پس از جانباختن دو فرزندش، بهروز و هبت معینی، به مادر معینی شهره بود، متولد فروردین ۱۳۰۸ خرم آباد لرستان بود. به رغم محدودیت های فراوانی که در آن زمان برای تحصیل زنان در لرستان وجود داشت، مادر معینی به صورت آموزگار یکی از مدارس خرم آباد مشغول کار شد. او به مطالعه علاقه فراوانی داشت. و ساعاتی از روز را به مطالعه اجباری برای اعضای خانواده اش اختصاص می داد. ساعات مطالعه خصوصا در فصل تعطیلات به قدری جدی برگزار می شد که دوستان و آشنایانی که در این ساعات در منزل حضور داشتند، همگی مجبور به رعایت آن بودند. او مجلات و روزنامه های آندوره را به طور مرتب تهیه می کرد و کتابخانه ای در منزلش برای مطالعه ایجاد کرده بود. در چنین فضائی بود که پسر بزرگش، هبت معینی در فاصله سالهای ۴۵-۴۶ به فعالیت سیاسی روی آورد و دستگیر شد. پس از چند ماه آزاد و در سال ۱۳۵۱ دوباره دستگیر و تا سال ۱۳۵۷ در زندان ماند. فرزند دیگر او، بهروز معینی نیز در سال ۱۳۵۳ دستگیر و تا مقطع انقلاب در زندان بود. مادر معینی یکی از کسانی بود که اخبار مبارزه زندانیان زندانهای قصر و غزل قلعه و اوین و قزل حصار را در بیرون منتشر می کرد. پس از انقلاب چند سالی نگذاشت که دو باره مادر معینی آواره زندان های جمهوری اسلامی شد. بهروز در همان ابتدا در یک حادثه رانندگی که هنوز علت آن کاملا روشن نیست، جان باخت. مدتی بعد محمد رضا معینی فرزند دیگر او دستگیر و مدتی در زندان اوین بود. پس از آن در سال ۱۳۶۲ هبت چند باره دستگیر و به جرم آزاد اندیشی، در جریان کشتار زندانیان سیاسی در زندان به جوخه مرگ سپرده شد.

فعالیت چشم گیر مادر معینی در واقع از این دوره آغاز شد. در زمانی که سایه وحشت بر جامعه نفس ها را در سینه ها حبس می کرد، در موقعیتی که وابستگی به خانواده جانباختگان نیز جرم محسوب می شد، در دوره ای که درز کوچکترین خبر از جانباختگان برای حکومتیان قابل تحمل نبود، مادر معینی به همراه تعداد معدودی از خانواده ها با تلاش و از خود گذشتگی فراوان نگذاشتند گرد فراموشی بر این جنایت هولناک بنشیند. آنها هر بار برای رسیدن به خاوران، از صف گزمه ها و چماقداران حکومت می گذشتند و به مناسبت های مختلف نهال ها را برمزار عزیزانشان می نشاندند و با آبیاری این نهال ها، خاوران را به گلزاری برای فرزندان این آب و خاک تبدیل کردند. به تدریج گلزار خاوران خار چشم جنایتکاران شد و آوازه آن به سراسر کشور رسید. امروز به همت مادر معینی ها هیچ حکومتمداری نیست که برای این کشتار زیر سئوال نرود. در هر مراسمی که حکومتیان نیاز به مراجعه به مردم را دارند پرسش چرائی به خاک افتادگان خاوران، نخستین پرسشی است که در مقابل آنها قرار می گیرد.
مادر معینی به همراه تعدادی از مادران خاوران نسبت به سرنوشت زندانیان سیاسی در جمهوری اسلامی حساسیت زیادی نشان می داد. در جریان اعتصاب غذای زرفشان او به همراه مادر لطفی در بیرون زندان مبارزه زرافشان را تقویت می کرد. در حرکات و اعتراضات علیه سرکوبگری های حکومت مشارکت فعال داشت. در تحصن مقابل زندان اوین و در برابر دادگستری نقش زیادی ایفا نمود و به همین دلیل مورد ضرب و شتم پلیس قرار گرفت. مادر معینی تقریبا در تمامی مراسمی که برای بزرگداشت جانباختگان برگزار می شد حضور پیدا می کرد. او نسبت به سرنوشت خانواده زندانیان سیاسی نیز حساسیت داشت و برای حل مشکلات آنها به همراه تعداد دیگری از مادران خاوران تلاش می نمود. این اقدامات به سهم خود باعث تقویت همبستگی خانواده ها و افزایش روحیه آنان می شد.
کمیته مرکزی سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران درگذشت مادر معینی یکی از مادران پر تلاش خاوران را به همه خانواده زندانیان سیاسی، به دوستان و خویشان خانواده بزرگ معینی و به ویژه به دخترش خاطره و پسرش محمد رضا معینی تسلیت می گوید و خود را در این اندوه شریک می داند
. مادر معینی آرزو داشت که دادخواهی او و سایر مادران زندانیان جانباخته به ثمر نشیند. هر چند او نتوانست به چشم خود اجرای عدالت را ببیند اما بدون شک مبارزه مادر معینی و مادر معینی ها به ثمر خواهد نشست و مانع تکرار چنین جنایاتی خواهد شد

۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۶, پنجشنبه

اشکان ذهابیان، فعال دانشجویی بازداشت شد


نگاره: ‏اشکان ذهابیان، فعال دانشجویی بازداشت شد
https://www.facebook.com/zendani.siasi

  اشکان ذهابیان، فعال دانشجویی در شهرستان بابل بازداشت شد.

 اشکان ذهابیان، فعال دانشجویی و عضو شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت ساعتی پیش در منزل پدر خود در شهرستان بابل برای چهارمین بار بازداشت شد.

بر اساس این گزارش به ذهابیان حتی فرصت داده نشده که لباس بپوشد و لوازم خود را جمع کند. ماموران این فعال دانشجویی را با لباس خانه منتقل کرده اند.

به نظر می رسد وی برای اجرای احکام به زندان شهر بابل منتقل ده باشد.

اشکان ذهابیان، دانشجوی محروم از تحصیل دانشگاه فردوسی مشهد، اردیبهشت ماه سال ۹۰ در پی احضار و مراجعه به اداره اطلاعات ساری برای بار سوم بازداشت شد. وی برای اولین بار در ۲۶ خرداد سال ۸۸ تنها چهار روز پس از انتخابات مهندسی شده، در جریان تجمع دانشجویان دانشگاه مازندران، در اثر ضرب و شتم شدید نیروهای انصار بی هوش و سپس توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شده بود.

اشکان ذهابیان در ۱۲ آبان سال ۸۸ نیز به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به خاطر فعالیت های دانشجویی اش، مجددا بازداشت و در حالیکه از حق دفاع از خویش و حق داشتن وکیل محروم بود، با حکم غیابی به ۶ ماه حبس غیرقانونی از سوی دادگاه انقلاب شهرستان بابل محکوم شد. اتهام های اشکان ذهابیان در پرونده جدید وی، دیدار با آیت الله صانعی ، آیت الله وحید خراسانی و دیگر مراجع تقلید در قم عنوان شده است.

جمعیت مبارزه با تبعیض تحصیلی‏
اشکان ذهابیان، فعال دانشجویی در شهرستان بابل بازداشت شد.

اشکان ذهابیان، فعال دانشجویی و عضو شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت ساعتی پیش در منزل پدر خود در شهرستان بابل برای چهارمین بار بازداشت شد.

بر اساس این گزارش به ذهابیان حتی فرصت داده نشده که لباس بپوشد و لوازم خود را جمع کند. ماموران این فعال دانشجویی را با لباس خانه منتقل کرده اند.

به نظر می رسد وی برای اجرای احکام به زندان شهر بابل منتقل ده باشد.

اشکان ذهابیان، دانشجوی محروم از تحصیل دانشگاه فردوسی مشهد، اردیبهشت ماه سال ۹۰ در پی احضار و مراجعه به اداره اطلاعات ساری برای بار سوم بازداشت شد. وی برای اولین بار در ۲۶ خرداد سال ۸۸ تنها چهار روز پس از انتخابات مهندسی شده، در جریان تجمع دانشجویان دانشگاه مازندران، در اثر ضرب و شتم شدید نیروهای انصار بی هوش و سپس توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شده بود.

اشکان ذهابیان در ۱۲ آبان سال ۸۸ نیز به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به خاطر فعالیت های دانشجویی اش، مجددا بازداشت و در حالیکه از حق دفاع از خویش و حق داشتن وکیل محروم بود، با حکم غیابی به ۶ ماه حبس غیرقانونی از سوی دادگاه انقلاب شهرستان بابل محکوم شد. اتهام های اشکان ذهابیان در پرونده جدید وی، دیدار با آیت الله صانعی ، آیت الله وحید خراسانی و دیگر مراجع تقلید در قم عنوان شده است.

۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۸, چهارشنبه

جان رسول بداغی در خطر است


نگاره: ‏جان رسول بداغی در خطر است
https://www.facebook.com/zendani.siasi

رسول بداغی معلم آزادیخواه که اکنون در زندان گوهردشت بند چهار سالن 12 محبوس است به سردرد شدیدی دچار شده و به دنبال شدت سردرد حالت تهوع و استفراغ به او دست داده است.

زندانیان هم بند او در رابطه با بیماری رسول بداغی احساس خطر می کنند و گفته اند که ما اعلام می داریم عامل اصلی بیماری رسول بداغی ، سران جمهوری اسلامی و اداره اطلاعات و سازمان زندانها می باشند .

آنها می گویند با توجه به افزایش بیماریهای خطرناک در کل ایران بخصوص در زندانها به دلیل امواج خطرناکی که توسط دستگاه های پارازیت در فضای زندان توسط اداره اطلاعات انتشار داده می شود و سؤتغذیه ، فشارهای روحی و روانی ،آب و مواد آلوده و هوای شدیدا" خطرناک به دلیل سوختهای ناسالم و همچنین مواد غذایی آلوده به سموم خطرناک که با واردات از طرف عوامل جمهوری اسلامی در ایران برای کسب سود بیشتر شدیدا" افزایش یافته است ،رسول بداغی نیز مانند بسیاری از شهروندان ایران دچار بیماری شده است ، زندانیان می گویند تا به امروز هیچ زندانی سیاسی نبوده که دچار بیماریهای مختلف نشده باشد .

بررسی وضعیت زندانیان که سالم وارد زندان می شوند ولی پس از دو یا سه سال به بیمارهای گوناگون مبتلا می گردند نشان می دهد که جمهوری اسلامی با نقشه قبلی و برنامه ریزی شده در فکر سربه نیست کردن زندانیان سیاسی است .

همچنین در مقابل اصرار رسول بداغی و هم بندان او برای اعزامش به بیمارستان مأموران اداره اطلاعات گفته اند اگر با ما همکاری کنی تو را به بیمارستان اعزام خواهیم کرد و به جز این راهی نداری .

این تهدیدها نیز بخشی از برنامه های سرکوب و شکنجه سیستماتیک جمهوری اسلامی است .

زندانیان سیاسی از فعالین کارگری ، جوانان ، نهادها ، احزاب و تشکل های داخلی و جهانی خواسته اند برای جلوگیری از شکنجه و اذیت و آزار رسول بداغی توسط اداره اطلاعات دست به اعتراض بزنند .

پیش به سوی اتحاد بیش‌تر برای فشار بیش‌تر
پیش به سوی اعتراضات گسترده‌تر با شعار
کارگر زندانی، زندانی سیاسی آزاد باید گردد
کمیته حمایت از شاهرخ زمانی
6/3/1392‏
رسول بداغی معلم آزادیخواه که اکنون در زندان گوهردشت بند چهار سالن 12 محبوس است به سردرد شدیدی دچار شده و به دنبال شدت سردرد حالت تهوع و استفراغ به او دست داده است.

زندانیان هم بند او در رابطه با بیماری رسول بداغی احساس خطر می کنند و گفته اند که ما اعلام می داریم عامل اصلی بیماری رسول بداغی ، سران جمهوری اسلامی و اداره اطلاعات و سازمان زندانها می باشند .

آنها می گویند با توجه به افزایش بیماریهای خطرناک در کل ایران بخصوص در زندانها به دلیل امواج خطرناکی که توسط دستگاه های پارازیت در فضای زندان توسط اداره اطلاعات انتشار داده می شود و سؤتغذیه ، فشارهای روحی و روانی ،آب و مواد آلوده و هوای شدیدا" خطرناک به دلیل سوختهای ناسالم و همچنین مواد غذایی آلوده به سموم خطرناک که با واردات از طرف عوامل جمهوری اسلامی در ایران برای کسب سود بیشتر شدیدا" افزایش یافته است ،رسول بداغی نیز مانند بسیاری از شهروندان ایران دچار بیماری شده است ، زندانیان می گویند تا به امروز هیچ زندانی سیاسی نبوده که دچار بیماریهای مختلف نشده باشد .

بررسی وضعیت زندانیان که سالم وارد زندان می شوند ولی پس از دو یا سه سال به بیمارهای گوناگون مبتلا می گردند نشان می دهد که جمهوری اسلامی با نقشه قبلی و برنامه ریزی شده در فکر سربه نیست کردن زندانیان سیاسی است .

همچنین در مقابل اصرار رسول بداغی و هم بندان او برای اعزامش به بیمارستان مأموران اداره اطلاعات گفته اند اگر با ما همکاری کنی تو را به بیمارستان اعزام خواهیم کرد و به جز این راهی نداری .

این تهدیدها نیز بخشی از برنامه های سرکوب و شکنجه سیستماتیک جمهوری اسلامی است .

زندانیان سیاسی از فعالین کارگری ، جوانان ، نهادها ، احزاب و تشکل های داخلی و جهانی خواسته اند برای جلوگیری از شکنجه و اذیت و آزار رسول بداغی توسط اداره اطلاعات دست به اعتراض بزنند .

۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۶, دوشنبه

بازداشت محمد قاسم خانی و بهرام سعیدی دو فعال کارگری در تهران و کرج

بازداشت محمد قاسم خانی و بهرام سعیدی،

 دو فعال کارگری در تهران و کرج
در جریان موج بازداشت فعالان کارگری، محمد قاسم خانی و بهرام سعیدی، دو فعال کارگری، روز پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ماه، یک روز بعد از تحصن اعتراضی در مقابل مجلس شورای اسلامی بازداشت شده اند.به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، محمد قاسم خانی، فعال کارگری کارخانه ایران خودرو، روز پنجشنبه بعد از ورود به محل کار خود، توسط چند تن از ماموران لباس شخصی مجهز به بیسیم، متوقف و در حالیکه قصد مقاومت داشت، با زور به محل حراست کارخانه منتقل و سپس به خودروی ماموران انتقال داده می شود.بهرام سعیدی، دیگر فعال کارگری آن کارخانه و از شرکت کنندگان در تحصن روز چهارشنبه (اول ماه مه) مقابل مجلس نیز، روز پنجشنبه هنگام خروج از سرویس و ورود به محل کار، به دفتر کارخانه فرا خوانده و توسط چند مامور لباس شخصی دستگیر می شود.

این در حالی است که ماموران امنیتی همان روز منزل محمد قاسم خانی را مورد تفتیش و بازرسی قرار داده و بخشی از وسایل وی را ضبط و با خود منتقل کرده اند.

همچنین منزل آقای سعیدی در کرج نیز مورد بازرسی قرار گرفته است.

بر اساس گزارش مذکور هنوز از محل بازداشت و وضعیت این دو فعال کارگری معترض، خبری منتشر نشده است.

http://khawaran.wordpress.com/2013/05/06/k-749/
 محمد قاسم خانی و بهرام سعیدی، دو فعال کارگری، روز پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ماه، یک روز بعد از تحصن اعتراضی در مقابل مجلس شورای اسلامی بازداشت شده اند.به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، محمد قاسم خانی، فعال کارگری کارخانه ایران خودرو، روز پنجشنبه بعد از ورود به محل کار خود، توسط چند تن از ماموران لباس شخصی مجهز به بیسیم، متوقف و در حالیکه قصد مقاومت داشت، با زور به محل حراست کارخانه منتقل و سپس به خودروی ماموران انتقال داده می شود.بهرام سعیدی، دیگر فعال کارگری آن کارخانه و از شرکت کنندگان در تحصن روز چهارشنبه (اول ماه مه) مقابل مجلس نیز، روز پنجشنبه هنگام خروج از سرویس و ورود به محل کار، به دفتر کارخانه فرا خوانده و توسط چند مامور لباس شخصی دستگیر می شود.

این در حالی است که ماموران امنیتی همان روز منزل محمد قاسم خانی را مورد تفتیش و بازرسی قرار داده و بخشی از وسایل وی را ضبط و با خود منتقل کرده اند.

۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۵, یکشنبه

محاکمه وبلاگ نویس زندانی با دستبند و پابند و رفتاری وحشیانه

Photo: ‎محاکمه وبلاگ نویس زندانی با دستبند و پابند و رفتاری وحشیانه

وبلاگ نویس زندانی با دستبند و پابند در صحنه دادگاه ،توسط ساداتی قاضی وزارت اطلاعات مورد محاکمه قرار گرفت.

 بنابه گزارشات رسیده به «فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران » روز سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ماه وبلاگ نویس زندانی کاوه طاهری از بند سبز زندان عادل آباد شیراز به شعبه ۱ دادگاه انقلاب  برده شد و توسط فردی به نام ساداتی مورد محاکمه قرار گرفت.وبلاگ نویس زندانی با دست بند و پابند به  صحن دادگاه ولی فقیه برده شد و علیرغم اینکه وکیل وبلاگ نویس زندانی از ساداتی خواست که در دادگاه دستبند و پابند او را باز کنند اما ساداتی از این کار ممانعت کرد.

ساداتی رئیس شعبه ۱ دادگاه انقلاب شیراز در ابتدای محاکمه خطاب به کاوه طاهری وبلاگ نویس زندانی گفت :« تو حرمت شکنی کردی و طبق قانون حرمتت را می شکنم» و محاکمه به جلسه بعدی دادگاه کشیده شد.

وبلاگ نویس زندانی همراه همبندش که ازهموطنان بهایی است  از ساعت ۰۹:۳۰ تا ساعت ۱۳:۲۰ با دست بند و پابند بدون امکان نوشیدن آب، استفاده از سرویس بهداشتی و امکان خوردن غذا منتظر شروع دادگاه بودند.

از طرفی دیگر بازجوی وبلاگ نویس زندانی در دادگاه حضور داشت و یک جنگ روانی علیه وی بکار می برد

وبلاگ نویس زندانی پس از این دادگاه، قرار است در شعبه دیگری در دادگاه اطلسی شیراز به اتهامات دروغین توهین به مقدسات ، نشر اکاذیب و مداخله در سیستم کامپیوتر محاکمه شود.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، رفتارهای وحشیانه علیه وبلاگ نویس زندانی و سایر زندانیان سیاسی و عقیدتی در زندان عادل آباد شیراز و سایر زندانها را محکوم می کند و خواستار آزادی بدون قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی در زندانهای ولی فقیه آخوند علی خامنه ای است.‎
وبلاگ نویس زندانی با دستبند و پابند در صحنه دادگاه ،توسط ساداتی قاضی وزارت اطلاعات مورد محاکمه قرار گرفت.

روز سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ماه وبلاگ نویس زندانی کاوه طاهری از بند سبز زندان عادل آباد شیراز به شعبه ۱ دادگاه انقلاب برده شد و توسط فردی به نام ساداتی مورد محاکمه قرار گرفت.وبلاگ نویس زندانی با دست بند و پابند به صحن دادگاه ولی فقیه برده شد و علیرغم اینکه وکیل وبلاگ نویس زندانی از ساداتی خواست که در دادگاه دستبند و پابند او را باز کنند اما ساداتی از این کار ممانعت کرد.

ساداتی رئیس شعبه ۱ دادگاه انقلاب شیراز در ابتدای محاکمه خطاب به کاوه طاهری وبلاگ نویس زندانی گفت :« تو حرمت شکنی کردی و طبق قانون حرمتت را می شکنم» و محاکمه به جلسه بعدی دادگاه کشیده شد.

وبلاگ نویس زندانی همراه همبندش که ازهموطنان بهایی است از ساعت ۰۹:۳۰ تا ساعت ۱۳:۲۰ با دست بند و پابند بدون امکان نوشیدن آب، استفاده از سرویس بهداشتی و امکان خوردن غذا منتظر شروع دادگاه بودند.

از طرفی دیگر بازجوی وبلاگ نویس زندانی در دادگاه حضور داشت و یک جنگ روانی علیه وی بکار می برد

وبلاگ نویس زندانی پس از این دادگاه، قرار است در شعبه دیگری در دادگاه اطلسی شیراز به اتهامات دروغین توهین به مقدسات ، نشر اکاذیب و مداخله در سیستم کامپیوتر محاکمه شود.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، رفتارهای وحشیانه علیه وبلاگ نویس زندانی و سایر زندانیان سیاسی و عقیدتی در زندان عادل آباد شیراز و سایر زندانها را محکوم می کند و خواستار آزادی بدون قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی در زندانهای ولی فقیه آخوند علی خامنه ای است.

۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۲, پنجشنبه

انتقال ناگهانی دو زندانی بهایی به اداره اطلاعات مشهد

Photo: ‎انتقال ناگهانی دو زندانی بهایی به اداره اطلاعات مشهد 

نورا نبیل‌زاده و ساناز تفضیلی از زندان وکیل آباد به اداره اطلاعات مشهد منتقل شدند.

 صبح روز چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ماه ۱۳۹۲ ماموران اداره اطلاعات مشهد با مراجعه به بند عقیدتی زنان زندان وکیل آباد دو نفر از زندانیان بهایی به نامهای "نورا نبیل‌زاده" و "ساناز تفضلی" که در حال گذراندن دوره محکومیت بودند را بدون ارائه دلیل مشخص به اداره اطلاعات منتقل کردند. 

ماموران اداره اطلاعات اظهار داشته‌اند: "نامبردگان فعلا به مدت ۱۰ روز به بازداشتگاه اداره اطلاعات مشهد منتقل می‌شوند."

این در حالیست که ساناز تفضلی در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ماه دوره محکومیت شش ماهه‌اش به اتمام خواهد رسید و با قرار ۱۰ روز بازداشت در اداره اطلاعات وضعیت آزادی نامبرده نامشخص است.

همچنین یاداوری می‌شود نورا نبیل‌زاده شهروند بهایی دیگر مشهد است که در حال گذراندن محکومیت ۵ ساله در زندان وکیل آباد مشهد می‌باشد.

هرانا‎
نورا نبیل‌زاده و ساناز تفضیلی از زندان وکیل آباد به اداره اطلاعات مشهد منتقل شدند.
صبح روز چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ماه ۱۳۹۲ ماموران اداره اطلاعات مشهد با مراجعه به بند عقیدتی زنان زندان
وکیل آباد دو نفر از زندانیان بهایی به نامهای "نورا نبیل‌زاده" و "ساناز تفضلی" که در حال گذراندن دوره محکومیت بودند را بدون ارائه دلیل مشخص به اداره اطلاعات منتقل کردند.
این در حالیست که ساناز تفضلی در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ماه دوره محکومیت شش ماهه‌اش به اتمام خواهد رسید و با قرار ۱۰ روز بازداشت در اداره اطلاعات وضعیت آزادی نامبرده نامشخص است.

۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۰, سه‌شنبه

روز کارگر، تنها روز تقویمی است. بهانه ای برای به یاد آوردن بغض افرادی که شرافتشان از سرفه های سینه، پینه های دست، چروک های صورت و موهای سفیدشان پیداست. در جامعه ای که کارگر ستیز، زن ستیز، حق ستیز است؛ سرزمین در بند ایران. روز غمگین کارگر مبارک!.


اول ماه مه، روز همبستگی جهانی کارگران علیه نظام سرمایه داری را به همه کارگران تبریک میگم و یاد و نام کسانی را که در راه مبارزه ی طبقه ی کارگر با سرمایه دار جان شان را از دست داده اند گرامی باد.به امید روزی که هیچ کارگری در بند نباشد .و کارگران سرزمینم به شأن و رضایت و سلامت شغلی ، برابری طبقاتی برسند

انتقال بهزاد عرب‌گل، از متهمین عاشورای ۸۸ به زندان اوین

Photo: ‎انتقال بهزاد عرب‌گل، از متهمین عاشورای ۸۸ به زندان اوین***

 بهزاد عرب‌گل، از متهمین حوادث عاشورای سال ۱۳۸۸، فعال انتخاباتی و از جانبازان جنگ تحمیلی ساعتی‌ پیش برابر با امروز سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ جهت گذراندن ۴ سال حبس تعزیری به زندان اوین منتقل شد.

به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، این فعال جنبش مردمی که هنوز ترکش‌های جنگ تحمیلی را در بدنش حمل می‌‌کند، در حوادث روز عاشورای ۱۳۸۸ بازداشت شد و مدت ۶ ماه در شرایط بسیار بد در زندان اوین مورد بازجویی و تحقیق قرار گرفت.

این فعال جنبش مردمی که هیچگاه از مزایای جانبازی‌اش استفاده نکرده است، نخستین بار از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به ۶ سال حبس تعزیری (به اتهام اجتماع و تبانی ۵ سال و به اتهام تمرد ۱ سال) محکوم شد که حکم مزبور در دادگاه تجدید نظر به ۴ سال تقلیل یافت.

آقای عرب‌گل که در پی‌ مراجعه چندین بارهٔ ماموران وزارت اطلاعات به منزل شخصی‌ و تحت فشار گذاشتن خانواده‌اش در اسفند ماه ۱۳۸۸ خود را به اداره اطلاعات معرفی‌ کرده بود، سر‌انجام پس گذراندن مدت‌ها انفرادی و بازجویی در تاریخ ۱۶ تیرماه ۱۳۸۹ به قید وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شد. وی دارای دو فرزند ۴.۵ ساله و ۷ ساله است و در سال‌های اخیر مخارج زندگی‌-اش از را از راه کارگری ساختمانی تامین کرده است.‎
بهزاد عرب‌گل، از متهمین حوادث عاشورای سال ۱۳۸۸، فعال انتخاباتی و از جانبازان جنگ تحمیلی ساعتی‌ پیش برابر با امروز سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ جهت گذراندن ۴ سال حبس تعزیری به زندان اوین منتقل شد.
  این فعال جنبش مردمی که هنوز ترکش‌های جنگ تحمیلی را در بدنش حمل می‌‌کند، در حوادث روز عاشورای ۱۳۸۸ بازداشت شد و مدت ۶ ماه در شرایط بسیار بد در زندان اوین مورد بازجویی و تحقیق قرار گرفت.

این فعال جنبش مردمی که هیچگاه از مزایای جانبازی‌اش استفاده نکرده است، نخستین بار از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به ۶ سال حبس تعزیری (به اتهام اجتماع و تبانی ۵ سال و به اتهام تمرد ۱ سال) محکوم شد که حکم مزبور در دادگاه تجدید نظر به ۴ سال تقلیل یافت.

آقای عرب‌گل که در پی‌ مراجعه چندین بارهٔ ماموران وزارت اطلاعات به منزل شخصی‌ و تحت فشار گذاشتن خانواده‌اش در اسفند ماه ۱۳۸۸ خود را به اداره اطلاعات معرفی‌ کرده بود، سر‌انجام پس گذراندن مدت‌ها انفرادی و بازجویی در تاریخ ۱۶ تیرماه ۱۳۸۹ به قید وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شد. وی دارای دو فرزند ۴.۵ ساله و ۷ ساله است و در سال‌های اخیر مخارج زندگی‌-اش از را از راه کارگری ساختمانی تامین کرده است.

۱۳۹۲ اردیبهشت ۸, یکشنبه

اسلو ـ به استقبال اول ماه می می رویم

Photo: ‎فعالین حزب کمونیست ایران و کومەلە در کشور نروژ  همگام و همصدا با کلیه احزاب و سازمانهای چپ و کمونیست و مدافعین جنبش کارگری در مراسم و راهپیمائیی اول ماه مە در شهر اسلو  شرکت خواهند کرد و تمامی انسانهای چپ و  آزادیخواه و مدافعین جنبش کارگری را برای شرکت در این مراسم  فرا می خوانیم.٠
   لازم به ذکر می باشد که بعد از اتمام رژە اول ماه مە مراسمی را در سالن آنتی راسیست سنتر همراه با  سایر احزاب و سازمانهای چپ و  کمونیست و مدافعین جنبش کارگری ایران برگزار خواهیم کرد.٠
تاریخ و محل برگزاری مراسم اول
روز چهار شنبە تاریخ   
01.05.2013
میدان یونگ ستورگیت مشهور بە میدان کارگر
ساعت شروع  12:00

تاریخ و محل برگزاری مراسم دوم
بعد از اتمام راهپیمایی و مارش اول ماه می در میدان کارگر
مکان >سالن انتی راسیست سنتر
ساعت 16 :00   
کمیته نروژ حزب کمونیست‎
چهار شنبه ساعت 12:00 میدان یونگس توره (میدان کارگر) همراه با طیف وسیع کنشگران و فعالین ایرانی ـ نروژی و از چهار قاره دنیا. اول ماه می جشن کارگران جهان است. با مطرح کردن مطالبات کارگران در مبارزه آنان علیه سرمایه همگام خواهیم بود

فعالین حزب کمونیست ایران و کومەلە در کشور نروژ همگام و همصدا با کلیه احزاب و سازمانهای چپ و کمونیست و مدافعین جنبش کارگری در مراسم و راهپیمائیی اول ماه مە در شهر اسلو شرکت خواهند کرد
تاریخ و محل برگزاری مراسم اول
روز چهار شنبە تاریخ
01.05.2013
میدان یونگ ستورگیت مشهور بە میدان کارگر
ساعت شروع 12:00

۱۳۹۲ اردیبهشت ۷, شنبه

مادر سر حدی مادری از تبار مادران قهرمان خاوران در گذشت

مادر سر حدی مادری از تبار مادران قهرمان خاوران در گذشت . مادری که در هر دو رژیم شاه و شیخ  به ملاقات رفت و بعد از اعدام فرزند قهرمانش منوچهر سرحدی در تابستان ۶۷ از راه بازنماند  . همیشه در خاوران حضور می یافت حتی در شرایطی که  روی ویلچر بود او و دیگر مادران، خاوران را حفظ کردند تا یاد و خاطره عزیزانمان به فراموشی سپرده نشود . تا خاوران را جهان باز شناسد .  مادر سرحدی و دیگران مادران داغدیده و زجر کشیده از میان ما می روند اما آرزو و خواسته های آنان پیش روی ماست  محاکمه آمران و عاملان کشتار ۶۷ . یادش گرامی باد
 مادری که در هر دو رژیم شاه و شیخ به ملاقات رفت و بعد از اعدام فرزند قهرمانش منوچهر سرحدی در تابستان ۶۷ از راه بازنماند . همیشه در خاوران حضور می یافت حتی در شرایطی که روی ویلچر بود او و دیگر مادران، خاوران را حفظ کردند تا یاد و خاطره عزیزانمان به فراموشی سپرده نشود . تا خاوران را جهان باز شناسد . مادر سرحدی و دیگران مادران داغدیده و زجر کشیده از میان ما می روند اما آرزو و خواسته های آنان پیش روی ماست محاکمه آمران و عاملان کشتار ۶۷ . یادش گرامی باد

دیروز برای اولین بار دکتر احمد شهید در یک گفت و گوی مستقیم به سوالات مردم پاسخ داد. مسایل زیادی در این گفت و گوی یک ساعت و نیمه مطرح شد که با کلیک بر روی تصویر می توانید سوالاها و جوابها را ببینید و بشنوید. امیدوارم این گفت و گو ها ادامه داشته باشد و افراد بیشتری بتوانند بی واسطه٬ در مورد نقض حقوق بشر در ایران با گزارشگر سازمان ملل صحبت کنند

۱۳۹۲ اردیبهشت ۵, پنجشنبه

وضعیت نامناسب جسمی و روحی ریاض سبحانی، زندانی بهایی ۶۷ ساله

Photo: ‎وضعیت نامناسب جسمی و روحی ریاض سبحانی، زندانی بهایی ۶۷ ساله

فرزند ریاض سبحانی، شهروند بهایی ۶۷ ساله که به اتهام کمک مالی به دانشگاه آنلاین بهاییان که از تیر ماه ۱۳۹۰ در زندان به سر می برد به کمپین بین المللی حقوق بشردرایران گفت که پدرش با توجه به شرایط سنی در شرایط جسمی و روحی بدی قرار دارد. این زندانی بهایی از تیرماه سال ۱۳۹۰ در زندان به سر می برد و یکبار در اردبیشهت ماه ۱۳۹۱ به دلیل حاد شدن بیماری قلبیش در بیمارستان بستری شد.

نعیم سبحانی، فرزند این شهروند بهایی با اظهار اینکه وضعیت جسمی و روحی پدرش نامناسب است به کمپین گفت:« پزشکی قانونی برای مراقبت های درمانی و انجام آزمایش ها برای او دو ماه مرخصی درمانی تجویز کرده بود اما مسولان با یکماه و نیم مرخصی پدرم موافقت کردند که البته هر هفته خانواده ام می رفتند و با التماس یک هفته مرخصی دیگر را تمدید می کردند با این حال خوشبختانه پدرم یک ماه و نیم توانست در خانه باشد و در این مدت آزمایش هایش انجام شد. او اسفند سال گذشته به مرخصی آمد و دو هفته پیش در اواسط فرودین ماه به زندان مجددا به زندان برگشت. اما خانواده ام پس از برگشتش درملاقات هایشان دیده اند که پدر از نظر روحی خراب است و جسمش نیز رنجورتر شده است. بهرحال برای او در سن ۶۷ سالگی خیلی سخت است که دوباره به زندان برگردد و وضعیت نامناسب زندان را تاب بیاورد.»

نعیم سبحانی که ساکن آمریکا است به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت:« پدرم به دنبال مسدود شدن یکی از رگه هایش قلبش تیرماه سال گذشته به بیمارستان رفت و تحت عمل جراحی قرار گرفت اما دو روز پس از عمل جراحی دوباره به زندان منتقل شد بنابراین دیگر نتوانست تحت مراقبت قرار بگیرد و حالش روز به روز بدتر شد تا اینکه پزشک قانونی به او مرخصی دو ماه تجویز کرد.»

فرزند ریاض سبحانی با اشاره اینکه وضعیت سلول های زندان رجایی شهر کرج بسیار غیر بهداشتی است، گفت:« ۴-۵ زندانی را در هر سلولی که برای دو نفر ساخته شده است جا داده اند. در هر کدام از این سلول ها ظاهرا فقط یک تخت آهنی وجود دارد و این تخت بین زندانی ها تقسیم می شود و یا کسی که پیرتر از بقیه یا مریض است روی آن می خوابد. هر زندانی فقط یک پتو دارد که در زمستان این شرایط برای زندانی ها خیلی سخت می شود. دستشویی و حمام زندان کثیف و غیر بهداشتی است، غذای زندان کیفیت ندارد. رسیدگی هم صورت نمی گیرد چون اصولا زندانیان را انسان حساب نمی کنند که کاری برای این وضعیت انجام دهند. این شرایط برای زندانی که ۶۷ سال دارد طبیعتا خیلی سخت است.»

فرزند این زندانی بهایی در خصوص خواسته اش از مسولان به کمپین گفت:« تیرماه امسال که بیاید دو سال می شود که پدرم در زندان است ما فقط امیدواریم که او با توجه به اینکه نصف دوران حبسش را گذارنده آزاد شود. فقط امیدواریم که به کمک وکلایش و همکاری مسولان این اتفاق بیفتد چون زندان برای پیرمرد بیمار واقعا سخت است و هر روز ماندن در زندان او را رنجورتر می کند. امیدوارم صدای ما را مسولان قضایی بشنوند و او را آزاد کنند. »

ریاض سبحانی، یکی از فعالان محفل بهایی ها در تهران بود که به همراه چند عضو دیگر محفل به مشکلات جامعه بهایی ها تهران رسیدگی می کرده است اما این محفل در سال ۸۸ همزمان با بازداشت هفت عضو فعال جامعه بهایی ها که اکنون هر کدام با حکم ۱۰ سال حبس در زندان اوین هستند تعطیل شد. ریاض سبحانی در تیرماه ۱۳۹۰ توسط ماموران امنیتی بازداشت شد و در دادگاه شعبه ۲۸ انقلاب به ریاست قاضی مقیسه در تاریخ ۹ مهرماه ۱۳۹۰ به اتهام کمک مالی به دانشگاه ها بهایی ها در ایران به چهار سال حبس محکوم شد. این حکم عینا در دادگاه تجدید نظر تایید شد. این زندانی بهایی اردبیشهت ماه ۱۳۹۱ به دلیل مشکلات قلبی چند روز در بیمارستان بستری شد. اولین وکیل او عبدالفتاح سلطانی بود که او نیز در زندان اوین به سر می برد.‎
فرزند ریاض سبحانی، شهروند بهایی ۶۷ ساله که به اتهام کمک مالی به دانشگاه آنلاین بهاییان که از تیر ماه ۱۳۹۰ در زندان به سر می برد به کمپین بین المللی حقوق بشردرایران گفت که پدرش با توجه به شرایط سنی در شرایط جسمی و روحی بدی قرار دارد. این زندانی بهایی از تیرماه سال ۱۳۹۰ در زندان به سر می برد و یکبار در اردبیشهت ماه ۱۳۹۱ به دلیل حاد شدن بیماری قلبیش در بیمارستان بستری شد.

نعیم سبحانی، فرزند این شهروند بهایی با اظهار اینکه وضعیت جسمی و روحی پدرش نامناسب است  گفت:« پزشکی قانونی برای مراقبت های درمانی و انجام آزمایش ها برای او دو ماه مرخصی درمانی تجویز کرده بود اما مسولان با یکماه و نیم مرخصی پدرم موافقت کردند که البته هر هفته خانواده ام می رفتند و با التماس یک هفته مرخصی دیگر را تمدید می کردند با این حال خوشبختانه پدرم یک ماه و نیم توانست در خانه باشد و در این مدت آزمایش هایش انجام شد. او اسفند سال گذشته به مرخصی آمد و دو هفته پیش در اواسط فرودین ماه به زندان مجددا به زندان برگشت. اما خانواده ام پس از برگشتش درملاقات هایشان دیده اند که پدر از نظر روحی خراب است و جسمش نیز رنجورتر شده است. بهرحال برای او در سن ۶۷ سالگی خیلی سخت است که دوباره به زندان برگردد و وضعیت نامناسب زندان را تاب بیاورد.»


فرزند ریاض سبحانی با اشاره اینکه وضعیت سلول های زندان رجایی شهر کرج بسیار غیر بهداشتی است، گفت:« ۴-۵ زندانی را در هر سلولی که برای دو نفر ساخته شده است جا داده اند. در هر کدام از این سلول ها ظاهرا فقط یک تخت آهنی وجود دارد و این تخت بین زندانی ها تقسیم می شود و یا کسی که پیرتر از بقیه یا مریض است روی آن می خوابد. هر زندانی فقط یک پتو دارد که در زمستان این شرایط برای زندانی ها خیلی سخت می شود. دستشویی و حمام زندان کثیف و غیر بهداشتی است، غذای زندان کیفیت ندارد. رسیدگی هم صورت نمی گیرد چون اصولا زندانیان را انسان حساب نمی کنند که کاری برای این وضعیت انجام دهند. این شرایط برای زندانی که ۶۷ سال دارد طبیعتا خیلی سخت است.»

ریاض سبحانی، یکی از فعالان محفل بهایی ها در تهران بود که به همراه چند عضو دیگر محفل به مشکلات جامعه بهایی ها تهران رسیدگی می کرده است اما این محفل در سال ۸۸ همزمان با بازداشت هفت عضو فعال جامعه بهایی ها که اکنون هر کدام با حکم ۱۰ سال حبس در زندان اوین هستند تعطیل شد. ریاض سبحانی در تیرماه ۱۳۹۰ توسط ماموران امنیتی بازداشت شد و در دادگاه شعبه ۲۸ انقلاب به ریاست قاضی مقیسه در تاریخ ۹ مهرماه ۱۳۹۰ به اتهام کمک مالی به دانشگاه ها بهایی ها در ایران به چهار سال حبس محکوم شد. این حکم عینا در دادگاه تجدید نظر تایید شد. این زندانی بهایی اردبیشهت ماه ۱۳۹۱ به دلیل مشکلات قلبی چند روز در بیمارستان بستری شد. اولین وکیل او عبدالفتاح سلطانی بود که او نیز در زندان اوین به سر می برد.

۱۳۹۲ اردیبهشت ۴, چهارشنبه

مهدی خدایی، دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه آزاد شهرری و فعال حقوق بشرکه در ۳۰ اسفند ماه سال گذشته به مرخصی آمده بود، به بند ۳۵۰ زندان اوین بازگشت.

Photo: ‎مهدی خدایی، دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه آزاد شهرری و فعال حقوق بشرکه در ۳۰ اسفند ماه سال گذشته به مرخصی آمده بود، به بند ۳۵۰ زندان اوین بازگشت.

 خدایی یکبار درتابستان سال ۱۳۸۷ و بار دیگر در اسفندماه ۸۸ بازداشت که در مجموع دو حکم صادره از دو دادگاه مجزا به هفت سال حبس محکوم شده است.

این فعال دانشجویی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی از طریق برپایی تجمعات و تبلیغ علیه نظام» به ۴ سال زندان و در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به همین اتهام به ۳ سال زندان محکوم شده است.

PCED جمعيت مبارزه با تبعيض تحصيلي‎
خدایی یکبار درتابستان سال ۱۳۸۷ و بار دیگر در اسفندماه ۸۸ بازداشت که در مجموع دو حکم صادره از دو دادگاه مجزا به هفت سال حبس محکوم شده است.

این فعال دانشجویی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی از طریق برپایی تجمعات و تبلیغ علیه نظام» به ۴ سال زندان و در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به همین اتهام به ۳ سال زندان محکوم شده است.

۱۳۹۲ اردیبهشت ۲, دوشنبه

محرومیت دو زندانیان سیاسی محکوم به اعدام از حق ملاقات و تماس تلفنی

Photo: ‎محرومیت دو زندانیان سیاسی محکوم به اعدام از حق ملاقات و تماس تلفنی

در زندان مرکزی ارومیه دو زندانی سیاسی کرد محکوم به اعدام دوباره ممنوع الملاقات از حق تماس تلفنی محروم شدند.

علی افشاری به همراه برادرش حبیب الله افشاری دو زندانی سیاسی محکوم به اعدام کرد هستند که در این یک سال گذشته تنها دو بار خانوادهایشان ملاقات کردند که بعد از اینکه در ماه گذشته بعد از یک سال توانستند با خانوادهایشان ملاقات کنند دوباره به دستور مقامات و مسئولان زندان مرکزی ارومیه از حق ملاقات و تماس تلفنی محروم شده اند.

کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی‎

در زندان مرکزی ارومیه دو زندانی سیاسی کرد محکوم به اعدام دوباره ممنوع الملاقات از حق تماس تلفنی محروم شدند.

علی افشاری به همراه برادرش حبیب الله افشاری دو زندانی سیاسی محکوم به اعدام کرد هستند که در این یک سال گذشته تنها دو بار خانوادهایشان ملاقات کردند که بعد از اینکه در ماه گذشته بعد از یک سال توانستند با خانوادهایشان ملاقات کنند دوباره به دستور مقامات و مسئولان زندان مرکزی ارومیه از حق ملاقات و تماس تلفنی محروم شده اند.

هژیر شریفی فعال حقوق بشر

Photo: ‎هژیر شریفی فعال حقوق بشر:
این عکس تقدیم بە آن قاضی و نظام قضائی کە پوشیدن لباس زنانە کوردی را بە عنوان مجازات برای مجرمی تعیین میکند، این لباس را با افتخار میپوشم این لباس عاشقانەهای من است. این لباس مادرم و تمام زنان و دختران رنج کشیدە و بی نوای سرزمین من است کە قرنهاست در رنج و ستم و نابرابری بی صدا می سوزند و زخمی بە عمق تاریخ بر پیکر دارند. نە زن بود و نە زنانگی مفهوم کم و حقیرانەایست و نە پوشیدن لباس کوردی شرم و ننگ است. حقارت از آن آنانی است کە زن بودن و پوشیدن لباس زنانە کوردی را حقیرانە می پندارند و در تلاش هستند اول بە هویت جنسی زنان توهین کنند و سپس پوشش کوردی و فرهنگ و هویت ملی کوردها را مورد تحقیر قرار دهد . حقیر آنی است کە شان و ارزش و انسانیت و برتری را بر اساس جنسیت تعریف میکنند، حقارت از آن نظام قضائی است کە اجرای قانونش توهین بە بخش بزرگی از جامعەاش میباشد. حقارت از آن مردی هست کە هنوز در توهم جنس اولی دست و پا میزند ومردانگیش با ظلم وستم و توهین بە جنس مخالف معنی میگیرد. حقارت متعلق بە شماست کە قرنهاست خدا و مذهب و دین و سنتهای پوسیدە گندیدەاشان را بە جان مادران و زنان و دختران این سیە سرزمین انداختید نە کسی کە لباس زنانە کردی بر تن دارد.

This picture presented to the Iranian Judiciary System and the judges who sentenced a male criminal to wearing traditional Kurdish women’s costume in public as a punishment. There is no doubt that Iranian Judiciary System has attempted to scorn and humiliate women society and their traditional clothes in particular Kurdish tradition costumes. I am honored so much to wear this costume I merely wanted to protest such shameful sentenced which executed by Iranian Judiciary authorities executed at Marivan-Kurdistan province in Iran. This traditional costume is belonged to all women in the Kurdish Societies, although, wearing it is a great honor neither a punishment nor inferiority for me. Shame belonged to those men which in their everyday life discriminate women with their prejudicial and disrespected attitudes‎

این عکس تقدیم بە آن قاضی و نظام قضائی کە پوشیدن لباس زنانە کوردی را بە عنوان مجازات برای مجرمی تعیین میکند، این لباس را با افتخار میپوشم این لباس عاشقانەهای من است. این لباس مادرم و تمام زنان و دختران رنج کشیدە و بی نوای سرزمین من است کە قرنهاست در رنج و ستم و نابرابری بی صدا می سوزند و زخمی بە عمق تاریخ بر پیکر دارند. نە زن بود و نە زنانگی مفهوم کم و حقیرانەایست و نە پوشیدن لباس کوردی شرم و ننگ است. حقارت از آن آنانی است کە زن بودن و پوشیدن لباس زنانە کوردی را حقیرانە می پندارند و در تلاش هستند اول بە هویت جنسی زنان توهین کنند و سپس پوشش کوردی و فرهنگ و هویت ملی کوردها را مورد تحقیر قرار دهد . حقیر آنی است کە شان و ارزش و انسانیت و برتری را بر اساس جنسیت تعریف میکنند، حقارت از آن نظام قضائی است کە اجرای قانونش توهین بە بخش بزرگی از جامعەاش میباشد. حقارت از آن مردی هست کە هنوز در توهم جنس اولی دست و پا میزند ومردانگیش با ظلم وستم و توهین بە جنس مخالف معنی میگیرد. حقارت متعلق بە شماست کە قرنهاست خدا و مذهب و دین و سنتهای پوسیدە گندیدەاشان را بە جان مادران و زنان و دختران این سیە سرزمین انداختید نە کسی کە لباس زنانە کردی بر تن دارد.

This picture presented to the Iranian Judiciary System and the judges who sentenced a male criminal to wearing traditional Kurdish women’s costume in public as a punishment. There is no doubt that Iranian Judiciary System has attempted to scorn and humiliate women society and their traditional clothes in particular Kurdish tradition costumes. I am honored so much to wear this costume I merely wanted to protest such shameful sentenced which executed by Iranian Judiciary authorities executed at Marivan-Kurdistan province in Iran. This traditional costume is belonged to all women in the Kurdish Societies, although, wearing it is a great honor neither a punishment nor inferiority for me. Shame belonged to those men which in their everyday life discriminate women with their prejudicial and disrespected attitudes

۱۳۹۲ فروردین ۲۸, چهارشنبه

قصد محاکمه وبلاگ نویس زندانی بر مبنای اعترافات تلویزیونی گرفته شده زیر شکنجه

Photo: ‎قصد محاکمه وبلاگ نویس زندانی بر مبنای اعترافات تلویزیونی گرفته شده زیر شکنجه 

نابه گزارشات رسیده به « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ، وبلاگ نویس زندانی کاوه طاهری قرار است دردادگاه انقلاب مورد محاکمه قرار گیرد.

وبلاگ نویس زندانی کاوه طاهری ۳۱ ساله قرار است ۲ اردیبهشت ماه ساعت ۰۹:۰۰ در شعبه ۱ دادگاه انقلاب شیراز توسط فردی بنام ساداتی مورد محاکمه قرار گیرد.وی قرار است به اتهامات واهی تبلیغ علیه نظام ،توهین به رهبری و رئیس جمهور و توهین به مقدسات مورد محاکمه قرار گیرد.

وبلاگ نویس زندانی ۲ مهر ۱۳۹۱ با یورش مامورین وزارت اطلاعات در محل کارش همراه با پسر عمه اش پدرام رنجبر ۱۷ ساله دستگیر و به اداره اطلاعات شیراز معروف به پلاک ۱۰۰ برده شدند. او بیش از ۵۲ روز در این شکنجه گاه زندانی بود و سپس به زندان عادل آباد منتقل گردید .پس از مدتی او را مجددا به پلاک ۱۰۰ بردند و با شکنجه های جسمی و روحی وادار به اعترافات تلویزیونی علیه خودش نمودند.


ساعاتی بعد از دستگیری وی ، ماموران وزارت اطلاعات به منزل پدری این وبلاگ نویس یورش بردند و با مادر این وبلاگ نویس که تنها در منزل بود برخوردی وحشیانه و غیر انسانی نمودند.تمامی وسایل منزل آنها را مورد بازرسی قرار دادند ، درب کمد اتاق خواب آنها را شکستند و وسایل شخصی این خانواده را با خود بردند.

خانواده وبلاگ نویس زندانی از لحظه دستگیری فرزندشان تا به امروزبا مراجعات مکرر به دادگاه انقلاب ، زندان و اداره اطلاعات خواستار آزادی فرزندشان شده اند اما در تمام این مدت با تهدیدات بازجویان وزارت اطلاعات و همچنین تهدیدات فردی بنام موسوی تبار معاون دادستان شیراز مبنی بر بازداشت آنها مواجه بوده اند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،دستگیری، شکنجه ، وادارنمودن این وبلاگ نویس زندانی به اعترافات تلویزیونی تحت شکنجه های جسمی و روحی را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و گزارشگر ویژه خواستار دخالت برای آزادی فوری و بدون قید و شرط این وبلاگ نویس زندانی است

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
۲۶ فروردین ۹۲ برابر با ۱۵ آوریل ۲۰۱۳
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید
کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد
سازمان عفو بین الملل‎
وبلاگ نویس زندانی کاوه طاهری ۳۱ ساله قرار است ۲ اردیبهشت ماه ساعت ۰۹:۰۰ در شعبه ۱ دادگاه انقلاب شیراز توسط فردی بنام ساداتی مورد محاکمه قرار گیرد.وی قرار است به اتهامات واهی تبلیغ علیه نظام ،توهین به رهبری و رئیس جمهور و توهین به مقدسات مورد محاکمه قرار گیرد.

وبلاگ نویس زندانی ۲ مهر ۱۳۹۱ با یورش مامورین وزارت اطلاعات در محل کارش همراه با پسر عمه اش پدرام رنجبر ۱۷ ساله دستگیر و به اداره اطلاعات شیراز معروف به پلاک ۱۰۰ برده شدند. او بیش از ۵۲ روز در این شکنجه گاه زندانی بود و سپس به زندان عادل آباد منتقل گردید .پس از مدتی او را مجددا به پلاک ۱۰۰ بردند و با شکنجه های جسمی و روحی وادار به اعترافات تلویزیونی علیه خودش نمودند.


ساعاتی بعد از دستگیری وی ، ماموران وزارت اطلاعات به منزل پدری این وبلاگ نویس یورش بردند و با مادر این وبلاگ نویس که تنها در منزل بود برخوردی وحشیانه و غیر انسانی نمودند.تمامی وسایل منزل آنها را مورد بازرسی قرار دادند ، درب کمد اتاق خواب آنها را شکستند و وسایل شخصی این خانواده را با خود بردند.

خانواده وبلاگ نویس زندانی از لحظه دستگیری فرزندشان تا به امروزبا مراجعات مکرر به دادگاه انقلاب ، زندان و اداره اطلاعات خواستار آزادی فرزندشان شده اند اما در تمام این مدت با تهدیدات بازجویان وزارت اطلاعات و همچنین تهدیدات فردی بنام موسوی تبار معاون دادستان شیراز مبنی بر بازداشت آنها مواجه بوده اند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،دستگیری، شکنجه ، وادارنمودن این وبلاگ نویس زندانی به اعترافات تلویزیونی تحت شکنجه های جسمی و روحی را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و گزارشگر ویژه خواستار دخالت برای آزادی فوری و بدون قید و شرط این وبلاگ نویس زندانی است

۱۳۹۲ فروردین ۲۵, یکشنبه

احضار اکبر امینی و پژمان ظفرمند به دادگاه انقلاب

Photo: ‎احضار اکبر امینی و پژمان ظفرمند به دادگاه انقلاب***

کمیته گزارشگران حقوق بشر - اکبر امینی و پژمان ظفرمند، از فعالین جنبش مردمی و بازداشت شدگان سرای اهل قلم جهت دفاع از اتهامات وارده به دادگاه انقلاب تهران احضار شده‌اند.

بنا به اخبار رسیده به کمیته گزارشگران حقوق بشر، اکبر امینی در روز سه شنبه ۲۷ فروردین ماه در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی و پژمان ظفرمند روز دو شنبه ۲۶ فروروردین ماه در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیر‌عباسی و به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور مورد محاکمه قرار خواهند گرفت.

در روز ۲۰ فروردین نیز دو نفر دیگر از بازداشت شدگان سرای اهل قلم به نام محسن قشقایی‌زاده و محمد پارسی توسط قاضی صلواتی و قاضی پیر عباسی مورد محاکمه قرار گرفته بودند، احمدرضا احمدی نیز در تاریخ ۲۳ اسفند به شب ۱ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی احمد‌زاده احضار شده بود.

در پی‌ ورود نیروهای امنیتی به جلسه سرای اهل قلم در تاریخ سه شنبه ۹ آبان٬ حدود ۷۰ نفر بازداشت شده بودند که پس از آزادیِ بسیاری از متهمین، از این میان ۱۷ نفر که مهدی خزعلی هم در میان آن‌ها بود بوسیلهٔ یک دستگاه ون به زندان اوین منتقل و دو نفر دیگر نیز به نام‌های پژمان ظفرمند و مهدی کریمی در اقدامی جداگانه توسط پلیس امنیت بازداشت و به اوین منتقل شده‌اند.

توضیح: برای مشاهده تصویر احضاریه، لطفا به لینک مربوطه در وبسایت کمیته گزارشگران مراجعه بفرماید.
http://chrr.biz/spip.php?article20642‎
اکبر امینی و پژمان ظفرمند، از فعالین جنبش مردمی و بازداشت شدگان سرای اهل قلم جهت دفاع از اتهامات وارده به دادگاه انقلاب تهران احضار شده‌اند.

  اکبر امینی در روز سه شنبه ۲۷ فروردین ماه در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی و پژمان ظفرمند روز دو شنبه ۲۶ فروروردین ماه در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیر‌عباسی و به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور مورد محاکمه قرار خواهند گرفت.

در روز ۲۰ فروردین نیز دو نفر دیگر از بازداشت شدگان سرای اهل قلم به نام محسن قشقایی‌زاده و محمد پارسی توسط قاضی صلواتی و قاضی پیر عباسی مورد محاکمه قرار گرفته بودند، احمدرضا احمدی نیز در تاریخ ۲۳ اسفند به شب ۱ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی احمد‌زاده احضار شده بود.

در پی‌ ورود نیروهای امنیتی به جلسه سرای اهل قلم در تاریخ سه شنبه ۹ آبان٬ حدود ۷۰ نفر بازداشت شده بودند که پس از آزادیِ بسیاری از متهمین، از این میان ۱۷ نفر که مهدی خزعلی هم در میان آن‌ها بود بوسیلهٔ یک دستگاه ون به زندان اوین منتقل و دو نفر دیگر نیز به نام‌های پژمان ظفرمند و مهدی کریمی در اقدامی جداگانه توسط پلیس امنیت بازداشت و به اوین منتقل شده‌اند.

۱۳۹۲ فروردین ۲۱, چهارشنبه

حسن میرزا‌خان، از مجروحان حوادث پس از انتخابات درگذشت


Photo: ‎حسن میرزا‌خان، از مجروحان حوادث پس از انتخابات درگذشت***

Hassan Mirzakhan, injured during the 09 election protests, has died

 حسن میرزاخان از مجروحان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸، روز گذشته برابر با دوشنبه، ۱۹ فروردین، در اثر وخامت وضعیت جسمی‌ در بیمارستان طالقانی شهر تهران درگذشت.

حسن میرزا‌خان در روز ۲۶ خرداد ۱۳۸۸ و در پی‌ ادامه تظاهرات سکوت معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری مورد اصابت گلوله به ناحیه ستون فقرات قرار گرفته بود که به همین دلیل دچار عارضه قطع نخاع شده و در طی سه سال گذشته در وضعیت بغرنجی زندگی‌ می‌‌کرد.

این در حالی است که مراسم تشییع آقای میرزا‌خان که در هنگام وفات ۲۶ سال داشت امروز سه‌شنبه، ۲۰ فروردین توسط مقامات بنیاد شهید جمهوری اسلامی و نیرو‌های نزدیک به طیف اصول‌گرا انجام شد و پیکر ایشان در قطعه‌ شهدای بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شده است.

کمیته گزارشگران حقوق بشر‎


Hassan Mirzakhan, injured during the 09 election protests, has died

حسن میرزاخان از مجروحان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸، روز گذشته برابر با دوشنبه، ۱۹ فروردین، در اثر وخامت وضعیت جسمی‌ در بیمارستان طالقانی شهر تهران درگذشت.

حسن میرزا‌خان در روز ۲۶ خرداد ۱۳۸۸ و در پی‌ ادامه تظاهرات سکوت معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری مورد اصابت گلوله به ناحیه ستون فقرات قرار گرفته بود که به همین دلیل دچار عارضه قطع نخاع شده و در طی سه سال گذشته در وضعیت بغرنجی زندگی‌ می‌‌کرد.

این در حالی است که مراسم تشییع آقای میرزا‌خان که در هنگام وفات ۲۶ سال داشت امروز سه‌شنبه، ۲۰ فروردین توسط مقامات بنیاد شهید جمهوری اسلامی و نیرو‌های نزدیک به طیف اصول‌گرا انجام شد و پیکر ایشان در قطعه‌ شهدای بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شده است.

۱۳۹۲ فروردین ۱۹, دوشنبه

رضا اکوانیان وبلاگ نویس و فعال حقوق بشر بازداشت شده است


Photo: ‎رضا اکوانیان وبلاگ نویس و فعال حقوق بشر بازداشت شده است

 رضا اکوانیان، شاعر، وبلاگ نویس و عضو سابق مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در تاریخ ۴ فروردین بازداشت شده است.

 رضا اکوانیان در تاریخ ۴ فروردین ماه سال جاری حدود ساعت ۳ نیمه شب توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است.

مامورین وی را ابتدا به اداره آگاهی یاسوج منتقل کرده و پس از ۱۰ روز وی را به زندان یاسوج انتقال می‌دهند.

گفتنی است، رضا اکوانیان از اعضای سابق مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران و عضو کمپین یک میلیون امضا پیش‌تر در تاریخ ۱۲ بهمن ۱۳۸۸ توسط نیروهای اطلاعات بازداشت و به اتهام توهین به رئیس جمهور و رهبری در وبلاگ شخصی خود، شرکت در تجمعات اعتراضی تهران و ارتباط با بیگانگان از طریق ارسال اخبار و گزارشات، از طرف قاضی طهماسبی رئیس شعبه یکم دادگاه انقلاب یاسوج به یک سال حبس تعزیری و پنج سال حبس تعلیقی محکوم شد.

یکی از نزدیکان وی به گزارشگر هرانا گفت: "از آنرو که رضا ۵ سال حبس تعلیقی دارد ما نگران این هستیم که مسئولین بخواهند حبس تعلیقی وی را به مورد اجرا بگذارند."

وی همچنین ادامه داد: "رضا در اداره آگاهی بشدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته بصورتی که نقاط بسیاری از بدنش کبود شده بود و آثار ضرب و شتم بر روی بدن وی هویدا بوده است."

خبرگزاری هرانا‎
رضا اکوانیان، شاعر، وبلاگ نویس و عضو سابق مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در تاریخ ۴ فروردین بازداشت شده است.
رضا اکوانیان در تاریخ ۴ فروردین ماه سال جاری حدود ساعت ۳ نیمه شب توسط
نیروهای امنیتی بازداشت شده است.

مامورین وی را ابتدا به اداره آگاهی یاسوج منتقل کرده و پس از ۱۰ روز وی را به زندان یاسوج انتقال می‌دهند.

گفتنی است، رضا اکوانیان از اعضای سابق مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران و عضو کمپین یک میلیون امضا پیش‌تر در تاریخ ۱۲ بهمن ۱۳۸۸ توسط نیروهای اطلاعات بازداشت و به اتهام توهین به رئیس جمهور و رهبری در وبلاگ شخصی خود، شرکت در تجمعات اعتراضی تهران و ارتباط با بیگانگان از طریق ارسال اخبار و گزارشات، از طرف قاضی طهماسبی رئیس شعبه یکم دادگاه انقلاب یاسوج به یک سال حبس تعزیری و پنج سال حبس تعلیقی محکوم شد.

یکی از نزدیکان وی به گزارشگر هرانا گفت: "از آنرو که رضا ۵ سال حبس تعلیقی دارد ما نگران این هستیم که مسئولین بخواهند حبس تعلیقی وی را به مورد اجرا بگذارند."

وی همچنین ادامه داد: "رضا در اداره آگاهی بشدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته بصورتی که نقاط بسیاری از بدنش کبود شده بود و آثار ضرب و شتم بر روی بدن وی هویدا بوده است."

۱۳۹۲ فروردین ۱۷, شنبه

انتقال سید ضیا نبوی به بند عمومی پس از ۱ ماه


Photo: ‎انتقال سید ضیا نبوی به بند عمومی پس از ۱ ماه

سید ضیا نبوی، دانشجوی زندانی پس از گذشت یک ماه از اداره اطلاعات اهواز به بند عمومی زندان کانون اهواز بازگردانده شد.


به گزارش دانشجونیوز، ضیا نبوی در تاریخ ۱۵ اسفند ماه سال گذشته به طور ناگهانی به اداره اطلاعات اهواز منتقل شده بود. 

همچنین منابع خبری گزارش داده اند که در جریان انتقال این فعال دانشچویی، کلیه وسایل او مورد بازرسی قرار گرفته و تمام دستوشته های او نیز توسط ماموران ضبط شده است.

یکی از دلایل این برخورد، تحت فشار قرار دادن وی برای تکذیب آخرین نوشته اش درباره یکی از فعالان فرهنگی عرب به نام محمدعلی عموری بوده است که در این نوشته ضیا نبوی در خصوص حکم اعدام این فعال فرهنگی نوشته است: "اعدام، سیلی نیست که فرصت جبران داشته باشد". 

وی در قسمتی از این نوشته آورده است: “محمدعلی می گه هرگز مرتکب عمل خشونت آمیزی نشده و تقریبا همه اونچه به عنوان فعالیت های این گروه قلمداد می شه زمانی رخ داده که او در عراق بوده و به جرم ورود غیر قانونی سه سال در زندان های اون کشور حبس می کشیده. او می گه دستگاه امنیتی و قضایی داره از ربط دادن بی مورد ارتباط های دوستانه با یکسری خشونت ورزی های خودسرانه دوستانش و همینطور فعالیت هایی در فضای مجازی، گروهی مسلح و تجزیه طلب می سازه که وجود خارجی نداره.”

ضیا نبوی، دانش آموخته رشته مهندسی شیمی از دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل، در ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شد.

ضیا نبوی، سخنگوی شورای دفاع از حق تحصیل، در آزمون کارشناسی ارشد سال ۸۷ موفق به کسب رتبه تک رقمی در رشته جامعه شناسی شد، با این وجود از ادامه تحصیل وی در مقطع کارشناسی ارشد جلوگیری به عمل آمد.

در ۲۲ دی ۸۸، شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی، وی را به به ۱۵ سال زندان (۱۰ سال حبس در تبعید در شهرستان ایذه) و ۷۴ ضربه شلاق محکوم نمود. این حکم در شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر به ۱۰ سال حبس تعزیری کاهش یافت.

این عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل، در اول مهرماه ۸۹ به زندان کارون اهواز، که از وضعیت بسیار نامناسبی برخوردار است، تبعید شد. وی در اردیبهشت ماه سال ٩٠ به همراه ٢٥ زندانی سیاسی دیگر، به زندان دیگری به نام اردوگاه کلینیک در اهواز منتقل گشت. وی پس از چهار ماه مجددا به زندان کارون بازگشت. 

ضیا نبوی، بدون استفاده از حق مرخصی دوران محکومیت خود را در تبعید سپری می کند.‎سید ضیا نبوی، دانشجوی زندانی پس از گذشت یک ماه از اداره اطلاعات اهواز به بند عمومی زندان کانون اهواز بازگردانده شد.


  ضیا نبوی در تاریخ ۱۵ اسفند ماه سال گذشته به طور ناگهانی به اداره اطلاعات اهواز منتقل شده بود.

همچنین منابع خبری گزارش داده اند که در جریان انتقال این فعال دانشچویی، کلیه وسایل او مورد بازرسی قرار گرفته و تمام دستوشته های او نیز توسط ماموران ضبط شده است.

یکی از دلایل این برخورد، تحت فشار قرار دادن وی برای تکذیب آخرین نوشته اش درباره یکی از فعالان فرهنگی عرب به نام محمدعلی عموری بوده است که در این نوشته ضیا نبوی در خصوص حکم اعدام این فعال فرهنگی نوشته است: "اعدام، سیلی نیست که فرصت جبران داشته باشد".

وی در قسمتی از این نوشته آورده است: “محمدعلی می گه هرگز مرتکب عمل خشونت آمیزی نشده و تقریبا همه اونچه به عنوان فعالیت های این گروه قلمداد می شه زمانی رخ داده که او در عراق بوده و به جرم ورود غیر قانونی سه سال در زندان های اون کشور حبس می کشیده. او می گه دستگاه امنیتی و قضایی داره از ربط دادن بی مورد ارتباط های دوستانه با یکسری خشونت ورزی های خودسرانه دوستانش و همینطور فعالیت هایی در فضای مجازی، گروهی مسلح و تجزیه طلب می سازه که وجود خارجی نداره.”

ضیا نبوی، دانش آموخته رشته مهندسی شیمی از دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل، در ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شد.

ضیا نبوی، سخنگوی شورای دفاع از حق تحصیل، در آزمون کارشناسی ارشد سال ۸۷ موفق به کسب رتبه تک رقمی در رشته جامعه شناسی شد، با این وجود از ادامه تحصیل وی در مقطع کارشناسی ارشد جلوگیری به عمل آمد.

در ۲۲ دی ۸۸، شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی، وی را به به ۱۵ سال زندان (۱۰ سال حبس در تبعید در شهرستان ایذه) و ۷۴ ضربه شلاق محکوم نمود. این حکم در شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر به ۱۰ سال حبس تعزیری کاهش یافت.

این عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل، در اول مهرماه ۸۹ به زندان کارون اهواز، که از وضعیت بسیار نامناسبی برخوردار است، تبعید شد. وی در اردیبهشت ماه سال ٩٠ به همراه ٢٥ زندانی سیاسی دیگر، به زندان دیگری به نام اردوگاه کلینیک در اهواز منتقل گشت. وی پس از چهار ماه مجددا به زندان کارون بازگشت.

ضیا نبوی، بدون استفاده از حق مرخصی دوران محکومیت خود را در تبعید سپری می کند.

۱۳۹۲ فروردین ۱۶, جمعه

Photo: ‎بهار در خاوران با حضور خانواده جانباختگانی که سالهاست به دنبال مزار عزیزان خود می گردند و جز لباس های پوسیده در لا به لای خاک ها هیج نمی یابند...‎بهار در خاوران با حضور خانواده جانباختگانی که سالهاست به دنبال مزار عزیزان خود می گردند و جز لباس های پوسیده در لا به لای خاک ها هیج نمی یابند...