صفحات

۱۳۹۱ مرداد ۱۹, پنجشنبه

شرایط نگران کننده منوچهر میمنت در زندان برازجان

نگاره: شرایط نگران کننده منوچهر میمنت در زندان برازجان

منوچهر میمنت زندانی سیاسی تبعید شده در زندان برازجان در شرایط نگران کننده ای بسر میبرد.

 منوچهر میمنت از کارکنان شرکت خودروسازی سایپا که در سال ۸۹ به دلیل ارتباط با خواهرش که عضو سازمان مجاهدین خلق میباشد بازداشت شده و پس از چند ماه تحمل انفرادی بند ۲۰۹ در نوروز ۹۰ به بند ۳۵۰ زندان اوین و سپس زندان برازجان بوشهر منتقل گردیده بود، در حال حاضر در شرایطی نامناسب در زندان برازجان نگهداری میشود.

گفتنی است، پرونده منوچهر میمنت در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه مورد رسیدگی قرار گرفت و وی به چهار سال حبس در تبعید زندان برازجان بوشهر محکوم شده است.

این زندانی سیاسی که در اسفند ماه سال گذشته با اجرای حکم تبعیدش از زندان اوین به زندان برازجان منتقل گردیده در تماسی از این زندان اعلام داشته که در یک اتاق ۲۰ متری و در میان مجرمان مواد مخدر با جمعیتی بیش از ۸۰ نفر در هر اتاق نگهداری میشود و حداقلهایی از امکانات بهداشتی نیز در این زندان وجود ندارد.

میمنت با انتقاد شدید از فقدان امکانات پزشکی در این زندان که از ایام دور محل تبعید زندانیان سیاسی در هر دو رژیم قبل و بعد از انقلاب بوده، نسبت به عواقب این امر هشدار داده است.

هرانا‏منوچهر میمنت از کارکنان شرکت خودروسازی سایپا که در سال ۸۹ به دلیل ارتباط با خواهرش که عضو سازمان مجاهدین خلق میباشد بازداشت شده و پس از چند ماه تحمل انفرادی بند ۲۰۹ در نوروز ۹۰ به بند ۳۵۰ زندان اوین و سپس زندان برازجان بوشهر منتقل گردیده بود، در حال حاضر در شرایطی نامناسب در زندان برازجان نگهداری میشود.

گفتنی است، پرونده منوچهر میمنت در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه مورد رسیدگی قرار گرفت و وی به چهار سال حبس در تبعید زندان برازجان بوشهر محکوم شده است.

این زندانی سیاسی که در اسفند ماه سال گذشته با اجرای حکم تبعیدش از زندان اوین به زندان برازجان منتقل گردیده در تماسی از این زندان اعلام داشته که در یک اتاق ۲۰ متری و در میان مجرمان مواد مخدر با جمعیتی بیش از ۸۰ نفر در هر اتاق نگهداری میشود و حداقلهایی از امکانات بهداشتی نیز در این زندان وجود ندارد.


میمنت با انتقاد شدید از فقدان امکانات پزشکی در این زندان که از ایام دور محل تبعید زندانیان سیاسی در هر دو رژیم قبل و بعد از انقلاب بوده، نسبت به عواقب این امر هشدار داده است.

۱۳۹۱ مرداد ۱۸, چهارشنبه

منصوره بهکیش: من مجرم نیستم، شاکی هستم که چرا نظام خواهر و برادرهایم را کشت؟

نگاره: منصوره بهکیش: من مجرم نیستم، شاکی هستم که چرا نظام خواهر و برادرهایم را کشت؟

منصوره بهکیش، از حامیان مادران عزادار(مادران پارک لاله) که بر اساس حکم دادگاه تجدید نظر به ۶ ماه حبس تعزیری و سه سال و نیم حبس تعلیقی محکوم شده است گفت که بازجویش در تماس تلفنی به او حکم صادره را اعلام کرده است.

او قبل از صدور حکم دو بار به وزارت اطلاعات فراخوانده شده و هر بار از او خواسته شده تا فعالیت هایش را کنار بگذارد. مبنای اتهامات خانم
بهکیش عضویت در گروه مادران عزادار، شرکت در مراسم شهدای پس از جریان انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ و همچنین رفتن بر سر مزار خانواده اش که در دهه ۶۰ کشته شده اند، بوده است. وکیل منصوره بهکیش در تاریخ ۱۵ تیرماه حکم دادگاه تجدید نظر را رویت کرده است.

به گزارش کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، منصوره بهکیش با اظهار اینکه حکمی غیر منطقی و غیر منصفانه برایش صادر شده است، گفت:« من جرمی مرتکب نشده ام، تازه شاکی هم هستم که چرا نظام خواهر و برادرهایم را در دهه ۶۰ کشت. آنها در طی همه این سال ها پاسخی به سوال های من که چرا و چگونه آنها کشته شده‌اند، نداده‌اند. در تمام این سال ها وقتی من سر خاک خانواده ام می رفم یا برایشان مراسم می گرفتم اذیتم می کردند. من برای همه این اتفاق ها شاکی بودم، هستم و خواهم بود تا زمانیکه پاسخی منطقی برای این اعمال بشنوم. حالا بعد از آنهمه اذیت و آزار با چنین حکم غیر منطقی مواجه شدم.»

این عضو گروه مادران عزادار با اظهار اینکه برخلاف روال قانونی وکیلش در جریان حکم صادره قرار نگرفته است، گفت: « به جای اینکه حکمم را به وکیلم ابلاغ کنند، بازجویم یک روز با من تماس گرفت و من را در جریان حکم گذاشت، بعد من به وکیلم تماس گرفتم و ماجرا را انتقال دادم، او هم به دادگاه رفت و حکم را خواند.»

منصوره بهکیش در ۲۲ خردادماه سال ۱۳۹۰ بازداشت و ۱۸ تیرماه همان سال با تودیع قرار کفالت از زندان اوین آزاد شد. دادگاه او در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب در ۴ دی ماه ۱۳۹۰ برگزار شد و در تاریخ ۱۵ فرودین ماه امسال(۱۳۹۱) به اتهام تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی به ۴ سال و نیم حبس تعزیری محکوم گردید که دادگاه تجدید نظر حکم او را به ۶ ماه حبس تعزیری و سه سال و نیم حبس تعلیقی تغییر داده است.همچنین او در اسفند ۱۳۸۸ در فروگاه در حالیکه قصد خروج از کشور را داشت ممنوع الخروج شد.

منصوره بهکیش در پاسخ به این سوال که آیا قبل از صدور حکم دادگاه تجدید نظر از او خواسته شده تا عفو نامه ای بنویسد و طلب توبه کند تا از محکومیتش صرفنظر شود، گفت:« چنین چیزی را از من نخواستند چون می دانستند که من این کار را نمی کنم اما بعد از جلسه دادگاه بدوی دو مرتبه به وزارت اطلاعات احضار شدم. گفتند قاضی می خواهد حکم را تایید کند و برنامه شما چیست؟ گفتم من برنامه ای ندارم، همه برنامه و زندگیم دست شماست. گفتم همه می دانند در این مملکت قاضی نقشی ندارد، شما اتهامات را درست کردید و حالا هم می توانید حکم دهید. گفتند فکر می کنی اگر بروی زندان دبیر کل سازمان ملل اینجا می آید و چادر می زند و می گوید می نشینم اینجا تا بهکیش را آزاد کنید! گفتم من چنین فکری نمی کنم و آنها هم چنین کاری را نمی کنند، هر کس بر اساس منفعتش عمل می کند. »

منصوره بهکیش ادامه داد:« آنها گفتند حرف آخرت چیست، من هم گفتم حرفی ندارم، رفتن بر سر قبر برادر و خواهرهایم و همینطور ملاقات با خانواده های عزادار دیگر حق من است. این حداقل حق من است که نمی توانم از آن کوتاه بیایم و کسی نمی تواند از من بگیرد.»

منصوره بهکیش با تاکید بر اینکه به حکم خودش و حکم های که برای دیگر اعضای گروه مادران عزادار صادر شده است، معترض است به کمپین گفت:« من نه تنها به حکم خودم معترضم بلکه به بازداشت و حکم های اعضای گروه مادران عزا دار هم معترض هستم. ما هیچ جرمی مرتکب نشدیم جز اینکه برای تسلی مادران عزا دار دیگر دور هم جمع می شدیم.»

در حال حاضر به غیر از خانم بهکیش تعدادی از اعضای مادران عزادار بازداشت و حکم حبس گرفته اند مانند ژیلا کرم زاده مکوندی و لیلا سیف اللهی.منصوره بهکیش، از حامیان مادران عزادار(مادران پارک لاله) که بر اساس حکم دادگاه تجدید نظر به ۶ ماه حبس تعزیری و سه سال و نیم حبس تعلیقی محکوم شده است گفت که بازجویش
در تماس تلفنی به او حکم صادره را اعلام کرده است.

او قبل از صدور حکم دو بار به وزارت اطلاعات فراخوانده شده و هر بار از او خواسته شده تا فعالیت هایش را کنار بگذارد. مبنای اتهامات خانم

بهکیش عضویت در گروه مادران عزادار، شرکت در مراسم شهدای پس از جریان انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ و همچنین رفتن بر سر مزار خانواده اش که در دهه ۶۰ کشته شده اند، بوده است. وکیل منصوره بهکیش در تاریخ ۱۵ تیرماه حکم دادگاه تجدید نظر را رویت کرده است.
  منصوره بهکیش با اظهار اینکه حکمی غیر منطقی و غیر منصفانه برایش صادر شده است، گفت:« من جرمی مرتکب نشده ام، تازه شاکی هم هستم که چرا نظام خواهر و برادرهایم را در دهه ۶۰ کشت. آنها در طی همه این سال ها پاسخی به سوال های من که چرا و چگونه آنها کشته شده‌اند، نداده‌اند. در تمام این سال ها وقتی من سر خاک خانواده ام می رفم یا برایشان مراسم می گرفتم اذیتم می کردند. من برای همه این اتفاق ها شاکی بودم، هستم و خواهم بود تا زمانیکه پاسخی منطقی برای این اعمال بشنوم. حالا بعد از آنهمه اذیت و آزار با چنین حکم غیر منطقی مواجه شدم.»

این عضو گروه مادران عزادار با اظهار اینکه برخلاف روال قانونی وکیلش در جریان حکم صادره قرار نگرفته است، گفت: « به جای اینکه حکمم را به وکیلم ابلاغ کنند، بازجویم یک روز با من تماس گرفت و من را در جریان حکم گذاشت، بعد من به وکیلم تماس گرفتم و ماجرا را انتقال دادم، او هم به دادگاه رفت و حکم را خواند.»


منصوره بهکیش در ۲۲ خردادماه سال ۱۳۹۰ بازداشت و ۱۸ تیرماه همان سال با تودیع قرار کفالت از زندان اوین آزاد شد. دادگاه او در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب در ۴ دی ماه ۱۳۹۰ برگزار شد و در تاریخ ۱۵ فرودین ماه امسال(۱۳۹۱) به اتهام تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی به ۴ سال و نیم حبس تعزیری محکوم گردید که دادگاه تجدید نظر حکم او را به ۶ ماه حبس تعزیری و سه سال و نیم حبس تعلیقی تغییر داده است.همچنین او در اسفند ۱۳۸۸ در فروگاه در حالیکه قصد خروج از کشور را داشت ممنوع الخروج شد.


منصوره بهکیش در پاسخ به این سوال که آیا قبل از صدور حکم دادگاه تجدید نظر از او خواسته شده تا عفو نامه ای بنویسد و طلب توبه کند تا از محکومیتش صرفنظر شود، گفت:« چنین چیزی را از من نخواستند چون می دانستند که من این کار را نمی کنم اما بعد از جلسه دادگاه بدوی دو مرتبه به وزارت اطلاعات احضار شدم. گفتند قاضی می خواهد حکم را تایید کند و برنامه شما چیست؟ گفتم من برنامه ای ندارم، همه برنامه و زندگیم دست شماست. گفتم همه می دانند در این مملکت قاضی نقشی ندارد، شما اتهامات را درست کردید و حالا هم می توانید حکم دهید. گفتند فکر می کنی اگر بروی زندان دبیر کل سازمان ملل اینجا می آید و چادر می زند و می گوید می نشینم اینجا تا بهکیش را آزاد کنید! گفتم من چنین فکری نمی کنم و آنها هم چنین کاری را نمی کنند، هر کس بر اساس منفعتش عمل می کند. »


منصوره بهکیش ادامه داد:« آنها گفتند حرف آخرت چیست، من هم گفتم حرفی ندارم، رفتن بر سر قبر برادر و خواهرهایم و همینطور ملاقات با خانواده های عزادار دیگر حق من است. این حداقل حق من است که نمی توانم از آن کوتاه بیایم و کسی نمی تواند از من بگیرد.»


منصوره بهکیش با تاکید بر اینکه به حکم خودش و حکم های که برای دیگر اعضای گروه مادران عزادار صادر شده است، معترض است به کمپین گفت:« من نه تنها به حکم خودم معترضم بلکه به بازداشت و حکم های اعضای گروه مادران عزا دار هم معترض هستم. ما هیچ جرمی مرتکب نشدیم جز اینکه برای تسلی مادران عزا دار دیگر دور هم جمع می شدیم.»

صدور قرار وثیقه برای شهاب دهقانی و سارنگ اتحادی شهروندان بهایی

نگاره: صدور قرار وثیقه برای شهاب دهقانی و سارنگ اتحادی شهروندان بهایی***

 دادسرای شهید مقدسی مستقر در زندان اوین قرار بازداشت دو شهروند بهایی به نام های شهاب دهقانی و سارنگ اتحادی را به قرار وثیقه تبدیل کرد.

این دو شهروند بهایی در تاریخ ۲۰ تیرماه امسال در اقدام گسترده نیروهای امنیتی علیه بهاییان در شهر تهران بازداشت شدند. در این اقدام نزدیک به ۲۰ شهروند بهایی در شهرهای تهران، مشهد و شیراز دستگیر شدند.

همچنین در چند روز گذشته، شمیس مهاجر از دیگر بازداشت شدگان این پرونده، به همراه نسیم اشرفی و ژینوس رحیمی هریک با وثیقه های یکصد میلیون تومانی از زندان آزاد شدند.

در حال حاضر الهام فراهانی، عادل نعیمی، شمیم نعیمی، امیر مقامی فر، امیر مزیدی و ناهید زهرائی هم چنان در بازداشت بسر می برند.


جمعیت مبارزه با تبعیض تحصیلی‏دادسرای شهید مقدسی مستقر در زندان اوین قرار بازداشت دو شهروند بهایی به نام های شهاب دهقانی و سارنگ اتحادی را به قرار وثیقه تبدیل کرد.

این دو شهروند بهایی در تاریخ ۲۰ تیرما
ه امسال در اقدام گسترده نیروهای امنیتی علیه بهاییان در شهر تهران بازداشت شدند. در این اقدام نزدیک به ۲۰ شهروند بهایی در شهرهای تهران، مشهد و شیراز دستگیر شدند.

همچنین در چند روز گذشته، شمیس مهاجر از دیگر بازداشت شدگان این پرونده، به همراه نسیم اشرفی و ژینوس رحیمی هریک با وثیقه های یکصد میلیون تومانی از زندان آزاد شدند.


در حال حاضر الهام فراهانی، عادل نعیمی، شمیم نعیمی، امیر مقامی فر، امیر مزیدی و ناهید زهرائی هم چنان در بازداشت بسر می برند.



۱۳۹۱ مرداد ۱۷, سه‌شنبه

تجدید جلسه دادگاه پیمان عارف، فعال سابق دانشجویی

نگاره: تجدید جلسه دادگاه پیمان عارف، فعال سابق دانشجویی

صبح امروز، پیمان عارف به جهت وقت محاکمه تعیین شده توسط شعبه ۱۱۷۲ دادگاه جزایی تهران در پرونده شکایت بهرام رشته احمدی، به همراه وکیلش گیتی پورفاضل در این شعبه حضور پیدا نمود که نهایتا جلسه دادگاه به دلیل عدم حضور شاکی تجدید گردید.

 همچنین قاضی حسین زاده، درباره بهرام رشته احمدی، معاون امنیت دادستان تهران و رییس دادسرای اوین که در این پرونده شاکی خصوصی محسوب میشود، دستور الزام به حضور در جلسه آتی را صادر نمود.

گفتنی است رشته احمدی از این فعال سابق دانشجویی شکایت نموده و او را متهم به نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی از طریق مصاحبه با یکی از سایتهای اصلاح طلب در ۱۷ مهرماه سال گذشته و پس از اجرای غیرقانونی ۷۴ ضربه شلاق نموده است.

ضربات شلاقی که به دلیل آنچه که اهانت به رییس جمهور از طریق انتشار نامه سرگشاده پیمان عارف به محمود احمدی نژاد در ۴ خرداد ۸۸، نامیده شده بود بر تن این روزنامه نگار زده شد و نحوه اجرای غیر قانونی این شلاق تعزیری بدون رعایت موازین قانونی و شرعی به شدت مورد اعتراض عارف قرار گرفت.

هرانا‏صبح امروز، پیمان عارف به جهت وقت محاکمه تعیین شده توسط شعبه ۱۱۷۲ دادگاه جزایی تهران در پرونده شکایت بهرام رشته احمدی، به همراه وکیلش گیتی پورفاضل در این شعبه حضور پیدا نمود که نهایتا جلسه دا
دگاه به دلیل عدم حضور شاکی تجدید گردید.

همچنین قاضی حسین زاده، درباره بهرام رشته احمدی، معاون امنیت دادستان تهران و رییس دادسرای اوین که در این پرونده شاکی خصوصی محسوب میشود، دستور الزام به حضور در جلسه آتی را صادر نمود.


گفتنی است رشته احمدی از این فعال سابق دانشجویی شکایت نموده و او را متهم به نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی از طریق مصاحبه با یکی از سایتهای اصلاح طلب در ۱۷ مهرماه سال گذشته و پس از اجرای غیرقانونی ۷۴ ضربه شلاق نموده است.


ضربات شلاقی که به دلیل آنچه که اهانت به رییس جمهور از طریق انتشار نامه سرگشاده پیمان عارف به محمود احمدی نژاد در ۴ خرداد ۸۸، نامیده شده بود بر تن این روزنامه نگار زده شد و نحوه اجرای غیر قانونی این شلاق تعزیری بدون رعایت موازین قانونی و شرعی به شدت مورد اعتراض عارف قرار گرفت.

ممانعت مسئولین از اعزام سعید ماسوری به مرخصی

نگاره: ممانعت مسئولین از اعزام سعید ماسوری به مرخصی

با وجود گذشت بیش از یازده سال و نیم از بازداشت سعید ماسوری، مسئولین از اعزام این زندانی سیاسی به مرخصی اجتناب می‌کنند.

با وجودی که بیش از یازده سال و نیم از بازداشت سعید ماسوری زندانی سیاسی زندان رجایی شهر کرج می‌گذرد، مسئولین از دادن مرخصی به وی امتناع می‌کنند.

مسئولین به خانواده این زندانی سیاسی گفته اند: "که بی‌دلیل تلاش نکنید، وزارت اطلاعات با مرخصی وی مخالفت میکند."

سعید ماسوری در دی ماه سال ۱۳۷۹ به همراه غلام کلبی به اتهام رابطه با سازمان مجاهدین خلق در شهرستان دزفول بازداشت و تا این لحظه را بدون هیچ‌گونه مرخصی در بازداشت‌گاه اداره اطلاعات اهواز، اوین و رجایی شهر سپری کرده است.

سعید ماسوری در سال ۱۳۸۱ و در دادگاه انقلاب تهران به اعدام محکوم شد ولی در نهایت حکم وی به حبس ابد تقلیل پیدا کرد.

سعید ماسوری از زمان دستگیری مدت ۱۴ ماه را در سلول انفرادی اداره اطلاعات اهواز سپری کرد و سپس او را به بند ۲۰۹ زندان اوین انتقال دادند.

هرانا‏با وجود گذشت بیش از یازده سال و نیم از بازداشت سعید ماسوری، مسئولین از اعزام این زندانی سیاسی به مرخصی اجتناب می‌کنند.

با وجودی که بیش از یازده سال و نیم از بازداشت سعید ماسوری زندانی سیاسی زند
ان رجایی شهر کرج می‌گذرد، مسئولین از دادن مرخصی به وی امتناع می‌کنند.

مسئولین به خانواده این زندانی سیاسی گفته اند: "که بی‌دلیل تلاش نکنید، وزارت اطلاعات با مرخصی وی مخالفت میکند."


سعید ماسوری در دی ماه سال ۱۳۷۹ به همراه غلام کلبی به اتهام رابطه با سازمان مجاهدین خلق در شهرستان دزفول بازداشت و تا این لحظه را بدون هیچ‌گونه مرخصی در بازداشت‌گاه اداره اطلاعات اهواز، اوین و رجایی شهر سپری کرده است.


سعید ماسوری در سال ۱۳۸۱ و در دادگاه انقلاب تهران به اعدام محکوم شد ولی در نهایت حکم وی به حبس ابد تقلیل پیدا کرد.


سعید ماسوری از زمان دستگیری مدت ۱۴ ماه را در سلول انفرادی اداره اطلاعات اهواز سپری کرد و سپس او را به بند ۲۰۹ زندان اوین انتقال دادند.

محمد رضا سهيلي از اعضا سابق حزب توده به قتل رسيد

نگاره: محمد رضا سهيلي از اعضا سابق حزب توده به قتل رسيد

محمد رضا سهيلي از اعضا فعال چپ و حزب توده در زمان شاه و از افراد سياسي با سابقه در نجف آباد اصفهان که قبل و بعد از انقلاب مجموعا 8 سال زنداني بوده است با ده ضربه چاقو که در ناحيه شکم و صورت
اصابت كرده است به قتل رسيد .

سهيلي از ده روز قبل مدام از تلفن هاي تهديد آميز به خانواده و دوستانش ميگفت از قرارمعلوم به خاطر چند سخنراني در جمع هاي کوچک دانشجويي ،بسيج روي او حساس شده بود .

خانواده سهيلي 11 مرداد به پليس 110 زنگ زده و جريان تهديدات را اطلاع ميدهند اما پليس هيچ اقدامي انجام نميدهد .

هم اکنون خانواده سهيلي در سکوت اجباري به سر ميبرند اما يک منبع نزديک به خانواده گفته است شکايت هايي به قوه قضاييه داده شده و يک وکيل هم سريعا براي پيگيري استخدام شده است .

آژانس ايران خبر(آينا)‏محمد رضا سهيلي از اعضا فعال چپ و حزب توده در زمان شاه و از افراد سياسي با سابقه در نجف آباد اصفهان که قبل و بعد از انقلاب مجموعا 8 سال زنداني بوده است با ده ضربه چاقو که در ناحيه شکم و صورت
اصابت كرده است به قتل رسيد .

سهيلي از ده روز قبل مدام از تلفن هاي تهديد آميز به خانواده و دوستانش ميگفت از قرارمعلوم به خاطر چند سخنراني در جمع هاي کوچک دانشجويي ،بسيج روي او حساس شده بود .


خانواده سهيلي 11 مرداد به پليس 110 زنگ زده و جريان تهديدات را اطلاع ميدهند اما پليس هيچ اقدامي انجام نميدهد .


هم اکنون خانواده سهيلي در سکوت اجباري به سر ميبرند اما يک منبع نزديک به خانواده گفته است شکايت هايي به قوه قضاييه داده شده و يک وکيل هم سريعا براي پيگيري استخدام شده است .

۱۳۹۱ مرداد ۱۶, دوشنبه

کانون وبلاگ نویسان ایران، بازداشت و آزار عباس خسروی فارسانی (وبلاگ نویس) را رفتاری شرم آور و نقش آشکار حقوق بشر می داند.

بنا به گزارش های دریافتی، عباس خسروی فارسانی، عضو کانون وبلاگ نویسان ایران که  دانشجوی دوره دکترای فلسفه غرب در دانشگاه اصفهان است، مدت بیست روز را در بازداشت اداره اطلاعات استان اصفهان سپری کرده و به شدت مورد آزار قرار گرفته است. او اکنون با وثیقه ای سنگین به صورت موقت آزاد  و منتظر صدور رای توسط دادگاه است.

کانون وبلاگ نویسان ایران، ضمن اعتراض به بازداشت، سیر غیرقانونی پرونده، و بد رفتاری های صورت گرفته با این وبلاگ نویس، خواستار تبرئه فوری او در دادگاه است. باید به قاضی آن دادگاه یادآور شد که صدور حکم مجازات، در حالی که متهم (شاید کلمه قربانی بهتر است)، مدت بیست روز مورد آزار بی رحمانه قرار گرفته است، توهین به نام «دادگاه و عدالت» است.

قاضی پرونده ای که حاضر گردد برای یک نویسنده، صرفا به دلیل اظهار نظر خود و علی رغم سیر غیر قانونی پرونده، حکم مجازات صادر کند، شان خود و دادگاه را به زیر سوال برده است.

کانون وبلاگ نویسان ایران، از قاضی پرونده می خواهد قبل از صدور حکم، حداقل برای لحظه، به وجدان خود رجوع کند.

کانون وبلاگ نویسان ایران

اینجا ایران است: حکومت دیکتاتوری اسلامی!

اینجا جایی است که:
منطق، تقلید است؛
کتاب، دکور است؛
روزنامه، تبلیغات است؛
آزادی، میدان است؛
جمهوری، خیابان است؛
استقلال، تیم است؛
شعار، آسان است؛
شعور، نایاب است؛
پینه‌های دست، عار است؛
پینه بر پیشانی، افتخار است؛
دروغ، حلال است؛
شادی، حرام است؛
اعدام، اصلاح است؛
اصلاح، فساد است؛
دانا، افسرده و در زندان است؛
نادان، کامیاب است؛
درد مردم، بی‌درمان است؛
ایمان، برای نان است؛
زر، برای زور است؛
زور، برای زر است
و تزویر برای هر دو؛
اینجا ایران است: حکومت دیکتاتوری اسلامی!

۱۳۹۱ مرداد ۱۵, یکشنبه

محکومیت محمدحسین مظفری به یک سال حبس و ۵ سال محرومیت از حقوق اجتماعی

نگاره: محکومیت محمدحسین مظفری به یک سال حبس و ۵ سال محرومیت از حقوق اجتماعی

شعبه پانزدهم دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی، محمد حسین مظفری فعال دانشجویی را به یک سال حبس که به مدت ۵ سال به حالت تعلیق درآمده، محکوم کرد.

بنا به گزارش ادوار نیوز، آخرین جلسه محاکمه این فعال دانشجویی مرداد ماه امسال در شعبه پانزدهم دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی برگزار شده بود که قاضی اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی را به وی وارد و به موجب این اتهام محمد حسین مظفری به یک سال حبس تعلیقی به مدت ۵ سال و همچنین ۵ سال محرومیت از عضویت در احزاب، گروه‌ها و فعالیت در فضای مجازی و رسانه ای محکوم شد.

این فعال دانشجویی در دی ماه ۱۳۸۹ پس از چندین باز احضار به نهادهای امنیتی، سرانجام به اتهام «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت داخلی» و «فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران»، بازداشت و به زندان اوین منتقل شده بود.

وی ۲۶ دی ماه ۱۳۸۹ با تبدیل قرار بازداشت موقت به وثیقه از سوی دادستان تهران از زندان اوین آزاد شد.‏شعبه پانزدهم دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی، محمد حسین مظفری فعال دانشجویی را به یک سال حبس که به مدت ۵ سال به حالت تعلیق درآمده، محکوم کرد.
آخرین جلسه محاکمه این فعال دانشجویی مرداد ماه امسال در شعبه پانزدهم دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی برگزار شده بود که قاضی اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی را به وی وارد و به موجب این اتهام محمد حسین مظفری به یک سال حبس تعلیقی به مدت ۵ سال و همچنین ۵ سال محرومیت از عضویت در احزاب، گروه‌ها و فعالیت در فضای مجازی و رسانه ای محکوم شد.

این فعال دانشجویی در دی ماه ۱۳۸۹ پس از چندین باز احضار به نهادهای امنیتی، سرانجام به اتهام «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت داخلی» و «فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران»، بازداشت و به زندان اوین منتقل شده بود.


وی ۲۶ دی ماه ۱۳۸۹ با تبدیل قرار بازداشت موقت به وثیقه از سوی دادستان تهران از زندان اوین آزاد شد.

تعیین قرار وثیقه یک میلیارد و دویست میلیون تومانی برای احمد کریمی

نگاره: تعیین قرار وثیقه یک میلیارد و دویست میلیون تومانی برای احمد کریمی

 احمد کریمی فعال سیاسی که به پانزده سال و سه ماه حبس در تبعید زندان گنبد کاووس محکوم شده است برای اعزام به مرخصی باید قرار وثیقه یک میلیارد و دویست میلیون تومانی تهیه کند.

 احمد کریمی زندانی سیاسی تبعید شده به زندان گنبد کاوس که خود و خانواده‌اش بارها تقاضای انتقال به یکی از زندانهای استان تهران را از مسئولین زندان کرده و با جواب منفی ایشان روبرو شده اند، اکنون برای اعزام به مرخصی با تعیین وثیقه یک میلیارد و دویست میلیون تومانی از سوی دادستانی روبرو شده است.

احمد کریمی فعال سیاسی که به پانزده سال و سه ماه حبس در تبعید زندان گنبد کاووس محکوم شده است هم اکنون در بد‌ترین بند این زندان بسر می‌برد و خانواده وی بدلیل دوری راه نمیتوانند هرهفته به ملاقات وی بروند.

گفتنی است، احمد کریمی و هادی قائمی تنها زندانیان سیاسی هستند که در زندان گنبد کاووس بصورت غیر قانونی و بدون رعایت اصل تفکیک جرایم نگهداری می‌شوند.

هرانا‏احمد کریمی فعال سیاسی که به پانزده سال و سه ماه حبس در تبعید زندان گنبد کاووس محکوم شده است برای اعزام به مرخصی باید قرار وثیقه یک میلیارد و دویست میلیون تومانی تهیه کند.
احمد کریمی زندانی سیاسی تبعید شده به زندان گنبد کاوس که خود و خانواده‌اش بارها تقاضای انتقال به یکی از زندانهای استان تهران را از مسئولین زندان کرده و با جواب منفی ایشان روبرو شده اند، اکنون برای اعزام به مرخصی با تعیین وثیقه یک میلیارد و دویست میلیون تومانی از سوی دادستانی روبرو شده است.

احمد کریمی فعال سیاسی که به پانزده سال و سه ماه حبس در تبعید زندان گنبد کاووس محکوم شده است هم اکنون در بد‌ترین بند این زندان بسر می‌برد و خانواده وی بدلیل دوری راه نمیتوانند هرهفته به ملاقات وی بروند.


گفتنی است، احمد کریمی و هادی قائمی تنها زندانیان سیاسی هستند که در زندان گنبد کاووس بصورت غیر قانونی و بدون رعایت اصل تفکیک جرایم نگهداری می‌شوند.


هرانا

امیدهایی که نا امید کردی نابودت میکنند

در ایران معاصر فاطمه امینی اولین زندانی سیاسی زنی که زیر شکنجه ساواک کشته شد .             
 
امیدوارم روزی برسه که دست ظالمها از این کشور کوتاه بشه.
 
آقای خامنه ای رژیم قبل که نصف تو هم جنایت نکرد خونهای به ناحق ریخته شده و شکنجه ها دامنشو گرفت تو دیگه قراره چه بلایی سرت بیاد. 
 
قلبهای شکسته شده زندگیتو ویران میکنند. امیدهایی که نا امید کردی نابودت میکنند

۱۳۹۱ مرداد ۱۴, شنبه

مخالفت دادستان با اعزام ابوالفضل عابدینی به بیمارستان

نگاره: مخالفت دادستان با اعزام ابوالفضل عابدینی به بیمارستان

دادستان تهران با اعزام ابوالفضل عابدینی زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ به بیمارستان مخالفت می کند
 

ابوالفضل عابدینی فعال حقوق بشری، حدود یک ماه است که دچار درد های شدید در ناحیه شکم و کلیه شده اما پزشکان بهداری قادر به تشخیص بیماری او نیستند و تنها به تجویز آمپول های مسکن و سرم برای تسکین درد می پردازند
 

بر اساس این گزارش پزشکان بهداری اوین به همین دلیل درخواست کرده اند که این زندانی سیاسی به بیمارستان خارج از زندان جهت انجام آزمایشات تخصصی منتقل شود که با مخالفت دادستان تهران مواجه شده است

در این سال ها بی توجهی مسئولان زندان باعث فجایع جبران ناپذیری برای زندانیان سیاسی شده است که همین امر باعث نگرانی دوچندان از وضعیت بیماران محبوس دربندها می شود. چنانچه دو سال پیش نیز چنین اتفاقی برای محسن دکمه چی افتاد که با عدم رسیدگی پزشکی مناسب منجر به مرگ او شد. و یا شهادتنامه ای که ۶۴ زندانی سیاسی بند ۳۵۰ اوین امضا کردند و در آن تاکید کردند که با مرحوم هدی صابر که به دلیل بدحالی به بهداری منتقل شده بود رفتار غیرانسانی و غیرمسئولانه ای صورات گرفته بود و اگر رسیدگی لازم صورت میگرفت چنان فاجعه ای رخ نمی داد

ابوالفضل عابدینی فعال حقوق بشری و کارگری اولین بار نهم تیر ماه سال ۱۳۸۸ بازداشت شد. او بار دیگر اسفند ماه ۱۳۸۸ در جریان دستگیری‌های گسترده‌ی فعالان حقوق بشر توسط حفاظت اطلاعات سپاه در منزل پدری خود در رامهرمز خوزستان بازداشت و به سلول‌های انفرادی بند ۲ الف زندان اوین منتقل شد..

فروردین ماه ۱۳۸۹ دادگاه انقلاب اهواز ابوالفضل عابدینی را به اتهامات ارتباط با دول متخاصم، فعالیت‌های حقوق بشری و تبلیغ علیه نظام از طریق مصاحبه با رسانه های بیگانه به ۱۱ سال حبس تعزیری محکوم کرد. این حکم مربوط به پرونده پیشین عابدینی یعنی بازداشت تیرماه سال ۱۳۸۸ و آزادی‌اش با قید وثیقه ۳۰۰ میلیونی در آبان ماه همان سال بود.
 

یک سال بعد از صدور حکم اول، ابوالفضل عابدینی بار دیگر از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی مقیسه ای به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به یک سال حبس تعزیری محکوم شد، این در حالی بود که او در پرونده‌ی قبلی نیز به همین اتهام محکوم به زندان شده و در حالی سپری کردن این محکومیت بود. او در طول دوران محکومیت ۱۲ ساله اش بند ۶ زندان کارون و بند ۳۵۰ زندان اوین از حق استفاده از مرخصی با وجود داشتن بیماری قلبی محروم بوده است‏دادستان تهران با اعزام ابوالفضل عابدینی زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ به بیمارستان مخالفت می کند


ابوالفضل عابدینی فعال حقوق بشری، حدود یک ماه است که دچار درد های شدید در ناحیه شکم و
کلیه شده اما پزشکان بهداری قادر به تشخیص بیماری او نیستند و تنها به تجویز آمپول های مسکن و سرم برای تسکین درد می پردازند

  پزشکان بهداری اوین به همین دلیل درخواست کرده اند که این زندانی سیاسی به بیمارستان خارج از زندان جهت انجام آزمایشات تخصصی منتقل شود که با مخالفت دادستان تهران مواجه شده است

در این سال ها بی توجهی مسئولان زندان باعث فجایع جبران ناپذیری برای زندانیان سیاسی شده است که همین امر باعث نگرانی دوچندان از وضعیت بیماران محبوس دربندها می شود. چنانچه دو سال پیش نیز چنین اتفاقی برای محسن دکمه چی افتاد که با عدم رسیدگی پزشکی مناسب منجر به مرگ او شد. و یا شهادتنامه ای که ۶۴ زندانی سیاسی بند ۳۵۰ اوین امضا کردند و در آن تاکید کردند که با مرحوم هدی صابر که به دلیل بدحالی به بهداری منتقل شده بود رفتار غیرانسانی و غیرمسئولانه ای صورات گرفته بود و اگر رسیدگی لازم صورت میگرفت چنان فاجعه ای رخ نمی داد


ابوالفضل عابدینی فعال حقوق بشری و کارگری اولین بار نهم تیر ماه سال ۱۳۸۸ بازداشت شد. او بار دیگر اسفند ماه ۱۳۸۸ در جریان دستگیری‌های گسترده‌ی فعالان حقوق بشر توسط حفاظت اطلاعات سپاه در منزل پدری خود در رامهرمز خوزستان بازداشت و به سلول‌های انفرادی بند ۲ الف زندان اوین منتقل شد..


فروردین ماه ۱۳۸۹ دادگاه انقلاب اهواز ابوالفضل عابدینی را به اتهامات ارتباط با دول متخاصم، فعالیت‌های حقوق بشری و تبلیغ علیه نظام از طریق مصاحبه با رسانه های بیگانه به ۱۱ سال حبس تعزیری محکوم کرد. این حکم مربوط به پرونده پیشین عابدینی یعنی بازداشت تیرماه سال ۱۳۸۸ و آزادی‌اش با قید وثیقه ۳۰۰ میلیونی در آبان ماه همان سال بود.



یک سال بعد از صدور حکم اول، ابوالفضل عابدینی بار دیگر از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی مقیسه ای به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به یک سال حبس تعزیری محکوم شد، این در حالی بود که او در پرونده‌ی قبلی نیز به همین اتهام محکوم به زندان شده و در حالی سپری کردن این محکومیت بود. او در طول دوران محکومیت ۱۲ ساله اش بند ۶ زندان کارون و بند ۳۵۰ زندان اوین از حق استفاده از مرخصی با وجود داشتن بیماری قلبی محروم بوده است

۱۳۹۱ مرداد ۱۳, جمعه

تهدید و بازجویی جمعی از زندانیان سیاسی در زندان ارومیه

نگاره: تهدید و بازجویی جمعی از زندانیان سیاسی در زندان ارومیه

روز گذشته شش تن از زندانیان سیاسی کرد محبوس در زندان ارومیه از سوی ماموران وزارت اطلاعات مورد بازجویی و تهدید قرار گرفتند.

 سید جمال محمدی، مراد عیسایی، بلال چیلگر، یوسف کاکه ممی، مصطفی علی احمد، سید سامی حسینی پس از انتقال به محل استقرار ماموران وزارت اطلاعات در زندان مرکزی ارومیه مورد بازجویی و تهدید قرار گرفتند.

بازجویان زندانیان را تهدید کردند در صورت انعکاس اخبار زندان در رسانه های برون مرزی به بازداشت اعضای خانواده اقدام می کنند و یا ایشان به زندان های دور افتاده تبعید میکنند.

هرانا‏روز گذشته شش تن از زندانیان سیاسی کرد محبوس در زندان ارومیه از سوی ماموران وزارت اطلاعات مورد بازجویی و تهدید قرار گرفتند.

سید جمال محمدی، مراد عیسایی، بلال چیلگر، یوسف کاکه ممی، مصط
فی علی احمد، سید سامی حسینی پس از انتقال به محل استقرار ماموران وزارت اطلاعات در زندان مرکزی ارومیه مورد بازجویی و تهدید قرار گرفتند.

بازجویان زندانیان را تهدید کردند در صورت انعکاس اخبار زندان در رسانه های برون مرزی به بازداشت اعضای خانواده اقدام می کنند و یا ایشان به زندان های دور افتاده تبعید میکنند.

شعارنويسي جوانان در سالگرد قتل عام زندانيان سياسي سال 67

جوانان انقلابي تهران در سالگرد شهادت زندانيان سياسي سال 67 و در گراميداشت ياد اين شهيدان دست به اقدامات وسيع شعار نويسي در سطح شهر تهران زدند.

شعارهايي كه در خيابان هاي تهران نصب شده است بصورت زير است :
شعار« سالگرد شهادت 30 هزار زنداني سياسي گرامي باد. انجمن جوانان ميثاق » نصب در خيابان قدس در منطقه 4 تهران

شعار « عاملان قتل عام زندانيان سياسي در سال 67 بايد در دادگاه هاي بين المللي محاکمه شوند. جمعي از دانشجويان دانشگاه تهران » نصب در خيابان حفظي در منطقه 4 تهران

شعار« درود بر ايستادگان مقاوم سال 67 كه به جنايتكاران نه گفتند - انجمن جوانان شرق تهران » نصب در خيابان طهماسبي در منطقه 4 تهران

۱۳۹۱ مرداد ۱۲, پنجشنبه

مهران فرجی آزاد شد

مهران فرجی، روزنامه نگار، پس از گذراندن دوران محکومیتش از بند ۳۵۰ زندان اوین آزاد شد.

  فرجی آذر سال ۸۹ از سوی ماموران وزارات اطلاعات در خانه پدری‌اش در قزوین بازداشت شد و با تحمل دو ماه انفرادی در بند ۲۰۹ زندان اوین با قرار وثیغه صد میلیون تومانی آزاد شد.

او از سوی قاضی مفیسه رییس شعله ۲۸ دادگاه انقلاب به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به یک سال حبس تعزیری محکوم شد که این حکم در شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر به شش ماه حبس تعزیری و شش ماه تعلیقی تبدیل شد. او در دوران حبس خود از آرتورز شدید گردن رنج می‌برد. فعال سابق دانشجویی دانشکده خبر، امروز پس از گذراندن دوران محکومیتش آزاد شد.

قرجی سابقه فعالیت در خبرگزاری‌های ایسنا و ایلنا و روزنامه‌های کارگزاران، فرهنگ آشتی، اعتمادملی و شرق را دارد. او در اننتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ در ستاد تبلیعاتی مهدی کروبی فعالیت می‌کرد

تا آزادی همیشگی نرکس ها و نسرین ها که زنانه ایستاده اند.

زن بودن در مادر بودن،‌ همسر، خواهر و دختر بودن خلاصه نمی شود. نرگس محمدی،‌ نسرین ستوده برای ما همان زنان مقاومی هستند که زنانه و جانانه ایستاده اند... آنها مادرند، عزیز ِ کودکانشان، اما زن بودن و انسان بودنشان را ارج نهیم. برایشان دلسوزی های مادرانه نکنیم! تنها به علت دوری یک مادر از فرزند برایشان اشک نریزیم! آنها هدف هایی فراتر از اینچنین نگاه ها دارند و چنانچه میخواستند تنها مادری کنند، در کنج خانه با فرزندان خود بودند. نرگس محمدی تنها مامان نرگس نیست! درد و رنج زنانی که جانانه ایستاده اند را در دوری یک مادر از فرزند خلاصه نکنیم..
  نرگس محمدی در میان و بعد از آزادی موقت از زندان. تا آزادی همیشگی نرکس ها و نسرین ها که زنانه ایستاده اند.

پنج شهروند بهایی در اصفهان بازداشت شدند

ماموران وزارت اطلاعات در شهر اصفهان ظهر روز گذشته اقدام به بازداشت پنج تن از شهروندان بهایی ساکن این شهر کردند.

پنج شهروند بهائی ساکن اصفهان به نامهای عنایت الله نقی پور، شهرام اشراقی، ساسان حقیری، صباگلشن وخانم پورخرسند ظهر روز گذشته برابر بادهم مرداد با یورش هماهنگ ماموران اطلاعات اصفهان به منازلشان بازداشت گردیده وبه مکان نامعلومی انتقال داده شده اند.


هم چنین ماموران ضمن تفتیش کامل منازل نامبردگان کلیه کتابها،کامپیوتر و سی دی ها و سایرلوازم شخصی انها ازجمله اتومبیل یکی ازافراد را نیز به همراه خود برده اند.

۱۳۹۱ مرداد ۱۱, چهارشنبه

"توهین به مقدسات" اتهامی است که طی دو ماه گذشته به دهها تن از کاربران فیس بوک، در بندهای امنیتی زندان اوین تفهیم شده است.

نگاره: وضعیت بازداشت شدگان پرونده امام نقی؛ گروگان گیری و تهدید به اعدام

"توهین به مقدسات" اتهامی است که طی دو ماه گذشته به دهها تن از کاربران فیس بوک، در بندهای امنیتی زندان اوین تفهیم شده است.
 
بازداشت شدگانی که منتسب به فعالیت در صفحه فیس بوکی "کمپین یادآوری امام نقی به شیعیان" شده اند و در حالی بیش از دو ماه است در زندان به سر می برند تاکنون هیچ دادگاهی برای رسیدگی به وضعیت آنها تشکیل نشده است. این در حالیست که اکثر بازداشت شدگان به گفته خانواده ها و دوستان شان فعالیت خاصی در صفحه مذکور نداشته اند.
 
بازداشت ها از اوایل خرداد ماه آغاز شده اما هنوز دقیقا تعداد بازداشت شدگان، به دلیل تحت فشار بودن خانواده ها و عدم اطلاع رسانی از سوی آنها مشخص نیست. این خانواده ها حتی از اعلام نام اعضای بازداشت شده خانواده خود نیز پرهیز میکنند.
 
خانواده یکی از این بازداشت شدگان به "روز" میگوید که قرار بازداشت فرزندش و سایرین برای دو ماه دیگر تمدید شده است.
 
او می افزاید که پرونده این افراد در دادسرای مستقر در زندان اوین است و در پاسخ به پی گیری های خانواده ها به آنها گفته شده اتهام فرزندانشان "توهین به مقدسات" است.
 
او مایل به درج نام فرزند بازداشت شده خود نیست و میگوید: به ما گفته اند مصاحبه نکنیم، اصلا پی گیری نکنیم، هر موقع لازم باشد خودشان خبرمان خواهند کرد.
 
به خانواده های بازداشت شدگان گفته شده در صورت اطلاع رسانی و مصاحبه، فرزندانشان اعدام خواهند شد.
 
گروگانگیری اعضای خانواده و تحت فشار قرار دادن آنها برای مجبور کردن فرد بازداشت شده به اعتراف علیه خود و دوستان اش طی دو ماه گذشته بر ترس این خانواده ها از هرگونه اطلاع رسانی افزوده است.
 
یاشار خامنه، یکی از کاربران فیس بوک یکی از افرادیست که در ارتباط با همین پرونده، پدرش به گروگان گرفته شده است. او تنها کسی است که در این زمینه به اطلاع رسانی اقدام کرده و سایر خانواده ها حاضر به اطلاع رسانی نشده اند.
 
براساس گزارش های رسیده به "روز" ماموران در جریان بازداشت این افراد در صورت نبودن آنها در محل، اقدام به بازداشت اعضای خانواده شان کرده اند تا آنها به ناچار خود را معرفی کنند. یکی از افرادی که در حال حاضر در بازداشت به سر می برد ابتدا مادر، خواهر و پدرش بازداشت و به زندان اوین منتقل شده بودند و پس از آنکه او خود را معرفی کرد اعضای خانواده اش آزاد شدند.
 
یکی از اعضای یکی از این خانواده ها به "روز" میگوید: بیش از ۸ نفر بودند که آمدند به شدت هم مذهبی بودند چون به هیچ عنوان توی صورت ما نگاه نمی کردند و وقتی با ما هم حرف میزدند سرشان کاملا پایین بود. بعد هم از وقتی بازداشت کرده و برده اند تنها در اعیاد مذهبی اجازه تماس تلفنی یا ملاقات در حضور بازجو داده اند؛ الان هم که کاملا بی خبریم.
 
همه اینها در حالی ست که تاکنون هیچ یک از دستگاههای امنیتی و قضایی در زمینه این بازداشت ها و وضعیت بازداشت شدگان توضیحی نداده اند.
 
پیج تعطیل نمی شود
 
صفحات فیس بوک افرادی که منتسب به فعالیت در صفحه فیس بوکی "کمپین یادآوری امام نقی به شیعیان" بوده و بازداشت شده اند در اختیار مامورین قرار گرفته، به صفحاتی در حمایت از امام دهم شیعیان تبدیل شده. "جانم فدای حضرت هادی" جمله ایست که با خط نستعلیق به جای عکس پروفایل صاحبان این صفحات فیس بوکی نقش بسته.
 
ادمین صفحه فیس بوکی "کمپین یادآوری امام نقی به شیعیان" در این زمینه به "روز" میگوید: حداقل ۴ پروفایل به این حالت در آمده و تعدادی پیج که مطمئن نیستم متعلق به چند پروفایل بوده است. اینطور است که هر پروفایل می‌تواند تعداد نا‌محدودی پیج داشته باشد و اگر کسی این پروفایل را تصاحب کند، می‌تواند تمام آن پیج‌ها را نیز در اختیار داشته باشد. مثلا یکی از دوستان ۳ پیج داشت که هر سه پیج اکنون وضعیتی مشابه دارند.
 
صفحه مورد بحث همچنان با بیش از ۲۲ هزارو ۵۰۰ کاربر فعال است و در حالیکه گفته می شود هرگونه تغییر در وضعیت بازداشت شدگان از سوی نیروهای امنیتی منوط به بسته و غیر فعال شدن این صفحه است ادمین این صفحه میگوید: این خواسته را از طریق یاشار خامنه نیز مطرح کردند ولی آنها بسته شدن پیج را نخواستند. آنها پروفایل و پسوردی که این پیج را با آن مدیریت می کنم می خواهند. اگر این اطلاعات را به آنها بدهم، بجای چند نفر، جان صدها نفر به خطر خواهد افتاد چرا که آنها خوب می دانند هر لحظه که اراده کنم دوباره می توانم پیج را باز کنم.
 
او می افزاید: هیچ تضمینی وجود ندارد که با بسته شدن موقت پیج، آنها عزیزانمان را آزاد کنند. سناریوی احتمالی این است که پس از بسته شدن پیج از آنها اعتراف تلویزیونی بگیرند تا آنها به ارتباط با صهیونیست ها اعتراف کنند و وزارت اطلاعات هم بسته شدن پیج را کار ارتش سایبری جمهوری اسلامی اعلام خواهد کرد و در نهایت هم شاهد اعدام عزیزانمان خواهیم بود. از رژیمی که دست به گروگانگیری بی شرمانه می زند و پدری را برای بازداشت پسر گروگان می گیرد، هیچ تضمینی نمی توان پذیرفت.
 
یک خواننده زیر زمینی هم در میان بازداشت شدگان است؛ خواننده ای که یکی از پرمخاطب ترین آهنگ ها و ترانه های مربوط به جنبش سبز منتسب به اوست. همزمان یک آهنگ درباره امام دهم شیعیان نیز به او منتسب شده است. ادمین صفحه "یادآوری امام نقی به شیعیان" با تایید خبر بازداشت این خواننده می گوید: اوبا اسم مستعار فعال بود و متاسفانه کینه بدی از او به خاطر همان ترانه جنبش سبز دارند.
 
او می افزاید: دقیقا اطلاعی ندارم که چه تعداد بازداشت شده اند ولی از دستگیر شدن حداقل سه نفر اطلاع دارم علاوه بر گروگان گرفته شدن آقای عباس خامنه پدر یاشار خامنه که هیچ فعالیتی در پیج نداشتند و فقط بدلیل فعالیت پسرشان ربوده شدند.البته یکی دیگر از کسانی که پس از دستگیری ها ناپدید شده به احتمال زیاد نفوذی حکومت و عامل اصلی دستگیری آن سه نفر بوده.
 
به گفته او "امکان رسانه ای کردن اسامی واقعی افزاد بازداشت شده مقدور نیست" چون "اگر آزاد شوند، ممکن است بوسیله تندروهای شیعه کشته شوند. من بارها و بارها و به احتمالات مختلف اندیشیده ام ولی راهی که اکنون در آن هستیم، تنها گزینه پیش روست. باز هم می گویم تا وقتی که این پیج فعال است دوستانمان را نمی توانند اعدام کنند یا از آنها اعتراف تلویزیونی بگیرند چرا که از آنها سئوال خواهد شد چرا اینها را گرفته اید وقتی که پیج با قدرت به کار خود ادامه می دهد. برای همین من به شخصه فعالیتی مضاعف می کنم که پیج از روزهای قبل از دستگیری این افراد هم قویتر بچشم بیاید تانتوانند آنها را بجرم عوامل اصلی پیج محاکمه کنند".
 
او از صفحه فیس بوکی شان به عنوان جنبشی آزادیخواهانه یاد میکند. می پرسم برخی معتقدند صفحه شما توهین به اعتقادات مذهبی شیعیان است نه جنبشی آزادیخواهانه.
 
پاسخ میدهد: اگر دقت کنید ما با جهل و خرافاتی که در مذهب (مذاهب) هست مبارزه می کنیم تا آزادی بدست آوریم. مثلا اگر فرد دینداری به مسلمان بودن بادمجان (حدیث از محمد رسول الله) ایمان داشته باشد و ما به آن بخندیم، آیا به آن شخص توهین کرده ایم؟ اگر اعتقاداتی خنده دار وجود داشته باشد و عده ای به آن بخندند آیا آن جمع شاد به عقاید آن گروه توهین کرده اند؟ برطبق اصل آزادی بیان، توهین به شخص با طنز گفتن در مورد عقاید متفاوت است. اولی ممنوع و قابل پیگرد ولی دومی آزاد و حق مسلم هر انسانی است.
 
او می افزاید: ما نه مسجدی داریم که از مناره های آن با بلندگوهای کر کننده آزادی دگراندیشان را سلب کنیم و نه صدا و سیمایی داریم که در تمام مدت شبانه روز به شعور دگراندیشان توهین کنیم. نه روزنامه و نه مجله ای داریم و نه حکومتی که با آن آزادی دگر اندیشان را سلب کنیم. نه قتلهای زنجیره ای برای کشتن دگراندیشان راه می اندازیم و نه بر پشت بیگناهان بدلیل عقایدشان تازیانه می زنیم. نه قبرستان بهائیان را با بولدوزر خراب می کنیم و نه کتابهای مقدس مسیحیان را می سوزانیم. نه به زنان نجیب وطنمان بجرم بد حجابی حمله می کنیم و نه شخصی را بدلیل نوشیدن آب یا کشیدن سیگار در خیابان در ماه رمضان حبس می کنیم. کتاب مقدس ما دگراندیشان را حیوان خطاب نمی کند و دستور به سلاخی آنها نمی دهد. ما فقط یک پیج فیسبوکی داریم برای کسانی که دوست دارند بیایند و به باورهای مسخره و خرافات و جهالتی که بر جامعه بوسیله دین فروشان تسلط پیدا کرده بخندند تا ابر جهالت را از آسمان کشورمان بکنار زده تا بتوانند یکبار دیگر از تلالوی خورشید آزادی، روح محبوسشان را گرم کنند.
 
سرنوشت پدر یاشار خامنه
 
یاشار خامنه، دانشجوی یکی از دانشگاههای هلند است.به گفته او، پدرش در ارتباط با همین پرونده به گروگان گرفته شده است. او با انتشار نامه ای اعلام کرده بود که "از روزی که «کمپين يادآوری امام نقی به شيعيان» شروع به کار کرد به همراه بسياری از جوانان ايرانی به طنز نويسی برای به چالش کشيدن مسائل خرافی مشغول هستم. امروز که اين نامه را می نويسم پدرم گروگان وزارت اطلاعات است. چرا که نه وکيل دارد، نه پرونده ای تشکيل شده و نه اينکه حق ملاقات با خانواده را دارد. تنها جرمش اين است که پدر من است".
 
آقای خامنه اکنون به "روز" میگوید که پدرش همچنان گروگان است و تاکنون آزاد نشده. او توضیح میدهد: هیچ خبری ندارم. ارتباطم با خانواده ام کاملا قطع شده و تنها خبری که دارم این است که پدرم همچنان در زندان است. مادر و خواهرم با اقدامات و فعالیت های من مخالف بودند و هر بار که تماس میگرفتم به شدت مرا سرزنش میکردند از سوی دیگر آنها به شدت تحت فشار نیروهای امنیتی بودند و به واسطه آنها پیام های تهدید آمیز نیروهای امنیتی به من می رسید در نتیجه ناچار به قطع ارتباط با آنها شدم. تنها مساله ای که برایم مهم است آزادی پدرم است که تاکنون اتفاق نیفتاده.
 
از او می پرسم اکنون شما برای آزادی پدرتان چه خواهید کرد؟ می گوید: تنها راهی که به نظرم می رسد اطلاع رسانی است که تاکنون در سطح گسترده ای انجام داده ام. در حال حاضر هم با برخی نهادهای حقوق بشری در تماس هستم که از طریق آنها پی گیری شود.
 
او می افزاید: با همه اطلاع رسانی هایی که صورت گرفته تاکنون هیچ واکنشی از سوی دستگاههای امنیتی ندیده ایم و هیچ واکنش رسمی نشان نداده اند. من امیدوارم قضیه از این حالت غیر رسمی و بی خبری خارج شود و به مسیر قانونی خود برسد.
 
آقای خامنه درباره بازداشت افراد دیگر در ارتباط با کمپین مورد نظر نیز میگوید: از وقتی پدرم بازداشت شد یکسری از اعضای فعال آن کمپین هم ناپدید شدند و تاکنون هیچ خبری از آنها نیست.
 
یاشار خامنه در نامه اش نوشته بود:
 
"چند روز پس از دستگيری پدر، مادرم با من تماس گرفت و گريه کنان و شيون کنان گفت که می خواهند پدرت را اعدام کنند و سپس خواهرم گفت که بر اساس خواسته وزارت اطلاعات، بايد از خودت فيلم بگيری و ابراز ندامت کنی و برای آنها بفرستی. من نيز به خاطر خانواده ام تن به چنين خواسته ای دادم، اما مامورين وزارت اطلاعات علی رغم اينکه به خواسته آنها تن در دادم، پدرم را رها نکردند. حتی دريغ از سر سوزنی کاهش فشار بر روی خانواده من! در آخرين تماسی که با مادرم داشتم مطلع شدم که او را هم تهديد به دستگيری کرده اند و گفته اند خودش را هم به زودی پيدا می کنيم و به سزای اعمالش می رسانيم".
 
او در مصاحبه با کمپین بین المللی حقوق بشر نیز گفته بود که پدرم درتماس تلفنی با گریه گفت اگر اطلاعاتی را که مامورین امنیتی می خواهند ندهی مرا اعدام می کنند.
 
فرشته قاضی؛ روزآنلاین 
بازداشت شدگانی که منتسب به فعالیت در صفحه فیس بوک
ی "کمپین یادآوری امام نقی به شیعیان" شده اند و در حالی بیش از دو ماه است در زندان به سر می برند تاکنون هیچ دادگاهی برای رسیدگی به وضعیت آنها تشکیل نشده است. این در حالیست که اکثر بازداشت شدگان به گفته خانواده ها و دوستان شان فعالیت خاصی در صفحه مذکور نداشته اند.

بازداشت ها از اوایل خرداد ماه آغاز شده اما هنوز دقیقا تعداد بازداشت شدگان، به دلیل تحت فشار بودن خانواده ها و عدم اطلاع رسانی از سوی آنها مشخص نیست. این خانواده ها حتی از اعلام نام اعضای بازداشت شده خانواده خود نیز پرهیز میکنند.


خانواده یکی از این بازداشت شدگان به "روز" میگوید که قرار بازداشت فرزندش و سایرین برای دو ماه دیگر تمدید شده است.


او می افزاید که پرونده این افراد در دادسرای مستقر در زندان اوین است و در پاسخ به پی گیری های خانواده ها به آنها گفته شده اتهام فرزندانشان "توهین به مقدسات" است.


او مایل به درج نام فرزند بازداشت شده خود نیست و میگوید: به ما گفته اند مصاحبه نکنیم، اصلا پی گیری نکنیم، هر موقع لازم باشد خودشان خبرمان خواهند کرد.


به خانواده های بازداشت شدگان گفته شده در صورت اطلاع رسانی و مصاحبه، فرزندانشان اعدام خواهند شد.


گروگانگیری اعضای خانواده و تحت فشار قرار دادن آنها برای مجبور کردن فرد بازداشت شده به اعتراف علیه خود و دوستان اش طی دو ماه گذشته بر ترس این خانواده ها از هرگونه اطلاع رسانی افزوده است.


یاشار خامنه، یکی از کاربران فیس بوک یکی از افرادیست که در ارتباط با همین پرونده، پدرش به گروگان گرفته شده است. او تنها کسی است که در این زمینه به اطلاع رسانی اقدام کرده و سایر خانواده ها حاضر به اطلاع رسانی نشده اند.


براساس گزارش های رسیده به "روز" ماموران در جریان بازداشت این افراد در صورت نبودن آنها در محل، اقدام به بازداشت اعضای خانواده شان کرده اند تا آنها به ناچار خود را معرفی کنند. یکی از افرادی که در حال حاضر در بازداشت به سر می برد ابتدا مادر، خواهر و پدرش بازداشت و به زندان اوین منتقل شده بودند و پس از آنکه او خود را معرفی کرد اعضای خانواده اش آزاد شدند.


یکی از اعضای یکی از این خانواده ها به "روز" میگوید: بیش از ۸ نفر بودند که آمدند به شدت هم مذهبی بودند چون به هیچ عنوان توی صورت ما نگاه نمی کردند و وقتی با ما هم حرف میزدند سرشان کاملا پایین بود. بعد هم از وقتی بازداشت کرده و برده اند تنها در اعیاد مذهبی اجازه تماس تلفنی یا ملاقات در حضور بازجو داده اند؛ الان هم که کاملا بی خبریم.


همه اینها در حالی ست که تاکنون هیچ یک از دستگاههای امنیتی و قضایی در زمینه این بازداشت ها و وضعیت بازداشت شدگان توضیحی نداده اند.


پیج تعطیل نمی شود


صفحات فیس بوک افرادی که منتسب به فعالیت در صفحه فیس بوکی "کمپین یادآوری امام نقی به شیعیان" بوده و بازداشت شده اند در اختیار مامورین قرار گرفته، به صفحاتی در حمایت از امام دهم شیعیان تبدیل شده. "جانم فدای حضرت هادی" جمله ایست که با خط نستعلیق به جای عکس پروفایل صاحبان این صفحات فیس بوکی نقش بسته.


ادمین صفحه فیس بوکی "کمپین یادآوری امام نقی به شیعیان" در این زمینه به "روز" میگوید: حداقل ۴ پروفایل به این حالت در آمده و تعدادی پیج که مطمئن نیستم متعلق به چند پروفایل بوده است. اینطور است که هر پروفایل می‌تواند تعداد نا‌محدودی پیج داشته باشد و اگر کسی این پروفایل را تصاحب کند، می‌تواند تمام آن پیج‌ها را نیز در اختیار داشته باشد. مثلا یکی از دوستان ۳ پیج داشت که هر سه پیج اکنون وضعیتی مشابه دارند.


صفحه مورد بحث همچنان با بیش از ۲۲ هزارو ۵۰۰ کاربر فعال است و در حالیکه گفته می شود هرگونه تغییر در وضعیت بازداشت شدگان از سوی نیروهای امنیتی منوط به بسته و غیر فعال شدن این صفحه است ادمین این صفحه میگوید: این خواسته را از طریق یاشار خامنه نیز مطرح کردند ولی آنها بسته شدن پیج را نخواستند. آنها پروفایل و پسوردی که این پیج را با آن مدیریت می کنم می خواهند. اگر این اطلاعات را به آنها بدهم، بجای چند نفر، جان صدها نفر به خطر خواهد افتاد چرا که آنها خوب می دانند هر لحظه که اراده کنم دوباره می توانم پیج را باز کنم.


او می افزاید: هیچ تضمینی وجود ندارد که با بسته شدن موقت پیج، آنها عزیزانمان را آزاد کنند. سناریوی احتمالی این است که پس از بسته شدن پیج از آنها اعتراف تلویزیونی بگیرند تا آنها به ارتباط با صهیونیست ها اعتراف کنند و وزارت اطلاعات هم بسته شدن پیج را کار ارتش سایبری جمهوری اسلامی اعلام خواهد کرد و در نهایت هم شاهد اعدام عزیزانمان خواهیم بود. از رژیمی که دست به گروگانگیری بی شرمانه می زند و پدری را برای بازداشت پسر گروگان می گیرد، هیچ تضمینی نمی توان پذیرفت.


یک خواننده زیر زمینی هم در میان بازداشت شدگان است؛ خواننده ای که یکی از پرمخاطب ترین آهنگ ها و ترانه های مربوط به جنبش سبز منتسب به اوست. همزمان یک آهنگ درباره امام دهم شیعیان نیز به او منتسب شده است. ادمین صفحه "یادآوری امام نقی به شیعیان" با تایید خبر بازداشت این خواننده می گوید: اوبا اسم مستعار فعال بود و متاسفانه کینه بدی از او به خاطر همان ترانه جنبش سبز دارند.


او می افزاید: دقیقا اطلاعی ندارم که چه تعداد بازداشت شده اند ولی از دستگیر شدن حداقل سه نفر اطلاع دارم علاوه بر گروگان گرفته شدن آقای عباس خامنه پدر یاشار خامنه که هیچ فعالیتی در پیج نداشتند و فقط بدلیل فعالیت پسرشان ربوده شدند.البته یکی دیگر از کسانی که پس از دستگیری ها ناپدید شده به احتمال زیاد نفوذی حکومت و عامل اصلی دستگیری آن سه نفر بوده.


به گفته او "امکان رسانه ای کردن اسامی واقعی افزاد بازداشت شده مقدور نیست" چون "اگر آزاد شوند، ممکن است بوسیله تندروهای شیعه کشته شوند. من بارها و بارها و به احتمالات مختلف اندیشیده ام ولی راهی که اکنون در آن هستیم، تنها گزینه پیش روست. باز هم می گویم تا وقتی که این پیج فعال است دوستانمان را نمی توانند اعدام کنند یا از آنها اعتراف تلویزیونی بگیرند چرا که از آنها سئوال خواهد شد چرا اینها را گرفته اید وقتی که پیج با قدرت به کار خود ادامه می دهد. برای همین من به شخصه فعالیتی مضاعف می کنم که پیج از روزهای قبل از دستگیری این افراد هم قویتر بچشم بیاید تانتوانند آنها را بجرم عوامل اصلی پیج محاکمه کنند".


او از صفحه فیس بوکی شان به عنوان جنبشی آزادیخواهانه یاد میکند. می پرسم برخی معتقدند صفحه شما توهین به اعتقادات مذهبی شیعیان است نه جنبشی آزادیخواهانه.


پاسخ میدهد: اگر دقت کنید ما با جهل و خرافاتی که در مذهب (مذاهب) هست مبارزه می کنیم تا آزادی بدست آوریم. مثلا اگر فرد دینداری به مسلمان بودن بادمجان (حدیث از محمد رسول الله) ایمان داشته باشد و ما به آن بخندیم، آیا به آن شخص توهین کرده ایم؟ اگر اعتقاداتی خنده دار وجود داشته باشد و عده ای به آن بخندند آیا آن جمع شاد به عقاید آن گروه توهین کرده اند؟ برطبق اصل آزادی بیان، توهین به شخص با طنز گفتن در مورد عقاید متفاوت است. اولی ممنوع و قابل پیگرد ولی دومی آزاد و حق مسلم هر انسانی است.


او می افزاید: ما نه مسجدی داریم که از مناره های آن با بلندگوهای کر کننده آزادی دگراندیشان را سلب کنیم و نه صدا و سیمایی داریم که در تمام مدت شبانه روز به شعور دگراندیشان توهین کنیم. نه روزنامه و نه مجله ای داریم و نه حکومتی که با آن آزادی دگر اندیشان را سلب کنیم. نه قتلهای زنجیره ای برای کشتن دگراندیشان راه می اندازیم و نه بر پشت بیگناهان بدلیل عقایدشان تازیانه می زنیم. نه قبرستان بهائیان را با بولدوزر خراب می کنیم و نه کتابهای مقدس مسیحیان را می سوزانیم. نه به زنان نجیب وطنمان بجرم بد حجابی حمله می کنیم و نه شخصی را بدلیل نوشیدن آب یا کشیدن سیگار در خیابان در ماه رمضان حبس می کنیم. کتاب مقدس ما دگراندیشان را حیوان خطاب نمی کند و دستور به سلاخی آنها نمی دهد. ما فقط یک پیج فیسبوکی داریم برای کسانی که دوست دارند بیایند و به باورهای مسخره و خرافات و جهالتی که بر جامعه بوسیله دین فروشان تسلط پیدا کرده بخندند تا ابر جهالت را از آسمان کشورمان بکنار زده تا بتوانند یکبار دیگر از تلالوی خورشید آزادی، روح محبوسشان را گرم کنند.


سرنوشت پدر یاشار خامنه


یاشار خامنه، دانشجوی یکی از دانشگاههای هلند است.به گفته او، پدرش در ارتباط با همین پرونده به گروگان گرفته شده است. او با انتشار نامه ای اعلام کرده بود که "از روزی که «کمپين يادآوری امام نقی به شيعيان» شروع به کار کرد به همراه بسياری از جوانان ايرانی به طنز نويسی برای به چالش کشيدن مسائل خرافی مشغول هستم. امروز که اين نامه را می نويسم پدرم گروگان وزارت اطلاعات است. چرا که نه وکيل دارد، نه پرونده ای تشکيل شده و نه اينکه حق ملاقات با خانواده را دارد. تنها جرمش اين است که پدر من است".


آقای خامنه اکنون به "روز" میگوید که پدرش همچنان گروگان است و تاکنون آزاد نشده. او توضیح میدهد: هیچ خبری ندارم. ارتباطم با خانواده ام کاملا قطع شده و تنها خبری که دارم این است که پدرم همچنان در زندان است. مادر و خواهرم با اقدامات و فعالیت های من مخالف بودند و هر بار که تماس میگرفتم به شدت مرا سرزنش میکردند از سوی دیگر آنها به شدت تحت فشار نیروهای امنیتی بودند و به واسطه آنها پیام های تهدید آمیز نیروهای امنیتی به من می رسید در نتیجه ناچار به قطع ارتباط با آنها شدم. تنها مساله ای که برایم مهم است آزادی پدرم است که تاکنون اتفاق نیفتاده.


از او می پرسم اکنون شما برای آزادی پدرتان چه خواهید کرد؟ می گوید: تنها راهی که به نظرم می رسد اطلاع رسانی است که تاکنون در سطح گسترده ای انجام داده ام. در حال حاضر هم با برخی نهادهای حقوق بشری در تماس هستم که از طریق آنها پی گیری شود.


او می افزاید: با همه اطلاع رسانی هایی که صورت گرفته تاکنون هیچ واکنشی از سوی دستگاههای امنیتی ندیده ایم و هیچ واکنش رسمی نشان نداده اند. من امیدوارم قضیه از این حالت غیر رسمی و بی خبری خارج شود و به مسیر قانونی خود برسد.


آقای خامنه درباره بازداشت افراد دیگر در ارتباط با کمپین مورد نظر نیز میگوید: از وقتی پدرم بازداشت شد یکسری از اعضای فعال آن کمپین هم ناپدید شدند و تاکنون هیچ خبری از آنها نیست.


یاشار خامنه در نامه اش نوشته بود:


"چند روز پس از دستگيری پدر، مادرم با من تماس گرفت و گريه کنان و شيون کنان گفت که می خواهند پدرت را اعدام کنند و سپس خواهرم گفت که بر اساس خواسته وزارت اطلاعات، بايد از خودت فيلم بگيری و ابراز ندامت کنی و برای آنها بفرستی. من نيز به خاطر خانواده ام تن به چنين خواسته ای دادم، اما مامورين وزارت اطلاعات علی رغم اينکه به خواسته آنها تن در دادم، پدرم را رها نکردند. حتی دريغ از سر سوزنی کاهش فشار بر روی خانواده من! در آخرين تماسی که با مادرم داشتم مطلع شدم که او را هم تهديد به دستگيری کرده اند و گفته اند خودش را هم به زودی پيدا می کنيم و به سزای اعمالش می رسانيم".


او در مصاحبه با کمپین بین المللی حقوق بشر نیز گفته بود که پدرم درتماس تلفنی با گریه گفت اگر اطلاعاتی را که مامورین امنیتی می خواهند ندهی مرا اعدام می کنند.


جشن تولد مادرانه با دو قاب عکس

به این عکس نگاه کنید مادری با دو قاب عکس جشن تولد گرفته است. این غصه تنها یک مادر نیست و برای مادران زیادی شاید آشناست این جشن ها .

مادر علیرضا صبوری است. همان جوانی که در راهپیمایی ۲۵ خرداد زخمی شد. زخم اش را به دوش کشید، راهی آمریکا شد تا آنجا دلش بسامان شود اما در غربت با همان زخم ها جان باخت و سرانجام پیکرش در آلمان به خاک سپرده شد . فرزند دیگرش در جبهه های جن
گ جان باخت و علی رضا در خیابان های تهران

تولدت مبارک علیرضا صبوری عزیز.

۱۳۹۱ مرداد ۱۰, سه‌شنبه

نرگس محمدی فعال حقوق بشر و عضو کانون مدافعان حقوق بشر، ساعتی پیش با سپردن قرار وثیقه 600 میلیون تومانی از زندان آزاد شد

نرگس محمدی سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر، در خرداد سال 89 بازداشت و به مدت 20 روز در بند 209 زندان اوین به سر برد، وی به دنبال ابتلا به بیماری " فلج عضلانی" از زندان آزاد و در بیمارستان تحت مداوا قرار گرفت. این فعال حقوق بشر سپس از سوی دادگاه انقلاب به تحمل 11 سال حبس تعزیری محکوم شد. که این حکم در دادگاه تجدیدنظر به شش سال حبس کاهش یافت.

نرگس محمدی در اردیبهشت‌ماه و پس دریافت اولین احضاریه اجرای احکام، از سوی مأموران اطلاعات بازداشت و به زندان اوین انتقال یافت. در روندی غیرقانونی، وی به عوض انتقال به بند عمومی، به بند 209 منتقل شد و پس از 20 روز به زندان زنجان منتقل شد.

این انتقال درحالی صورت گرفت که حکم وی فاقد" تبعید" بود. نرگس محمدی در طول دوران زندانی بودن خود در زندان زنجان، بارها به سبب تشدید بیماری‌اش دچار آسیب‌های جسمی شد. وی بالاخره با موافقت مسئولان قضایی، امروز از زندان آزاد شد.

به یاد زنده یاد اکبر محمدی

به یاد زنده یاد اکبر محمدی یکی از فعالان دانشجویی که در سال ۱۳۷۸ به همراه برادرش منوچهر محمدی و تعداد زیادی از دانشجویان در طی اعتراضات دانشجویی کوی دانشگاه تهران دستگیر و در دادگاه ویژه انقلاب به اعدام محكوم شد، اما پس از چندی حكم او به ۱۵سال حبس تقلیل یافت (شامل ۱۰ سال زندان و پنج سال حبس تعلیقی).

وی بدون حکم جدیدی دوباره دستگیر و به زندان اوین منتقل شد. دستگیری مجددش بدون هیچ توضیحی، با اعتراض «اكبر محمدی» و خانواده اش روبه رو شده بود

در اعتراض به دستگیری مجدد و توقف وضعیت وخیم درمانی محمدی، وی اقدام به اعتصاب غذای نامحدود در زندان اوین کرد. همبندان او در مصاحبه و با پخش اطلاعیه‌هایی اعلام کردند که با وخیم شدن وضعیت اعتصاب غذای وی و انتقال او به بخش بهداری زندان اوین، مامورین زندان دست و پای وی را با زنجیر بسته و دهان او را هم با چسپ می‌بندند (به دلیل حضور مأموران و بازرسان بین الملل) و در نهایت همان شب او به طور مشکوکی فوت می‌کنند.

وکیل مدافع محمدی، خلیل بهرامیان از قول زندانیان دیگر همبند موکل‌اش از جمله علی افشاری گفت که محمدی در طول چند روز پیش از مرگ، بارها وحشیانه مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود و آثار شکنجه بر بدن او به خوبی نمایان بوده‌است

پيکر وی شبانه در روستايی در اطراف شهر آمل به نام چنگ میان تحت مراقبت‌های امنيتی بسیار شدید و بدون حضور هیچ یک از اعضای خانواده اش دفن شد

در مراسم هفتم اکبر محمدی که درميان اندوه بسيار شرکت کنندگان انجام شد، مراسم به شدت از سوی مسئولين امنيتی ولباس شخصی‌ها مورد مراقبت قرار گرفته بود. بسیاری از دانشجویانی که با اتوبوس از نقاط مختلف ایران جهت شرکت در مراسم هفتم وی عازم شهرستان آمل شده بودند توسط مامورین امنیتی متوقف و به طور موقت بازداشت شدند. در نهایت مراسم با شرکت کسانی که توانسته بودند خود را به روستای " چنگ میان " برسانند، تحت نظر مامورین وزارت اطلاعات و لباس شخصیها برگزار شد.

مادر محمدی نيز در حالی که گل و شيرينی بر روي مزار اکبر محمدی گذارده بود در اين مراسم می‌گفت: «امروز روز عروسی فرزندم است و همه شما در جشن عروسی اکبر شرکت کرده ايد

در اینجا یاد وخاطر این عزیز را گرامی میداریم .

یاد وخاطرش گرامی باد

۱۳۹۱ مرداد ۹, دوشنبه

ضرب و شتم ابوالفضل قدیانی مسن ترین زندانی سیاسی

  • پیش از ظهر امروز دوشنبه ابوالفضل قدیانی درحالی که ظاهری به هم ریخته و پریشان داشته توسط ماموران زندان برای معاینه قلب به بیمارستان منتقل شده است.

    این عضو دربند سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به حاضران و بستگانش که از ماجرا مطلع شده و به بیمارستان رفته بودند اظهار داشت تعدادی از مأموران زندان به فرماندهی شخصی به نام محمد عطاری و در حضور رشیدی مسؤل زندان او را مورد ضرب وشتم قرار داده‌اند و به زور کت از تنش درآورده و دستبند زده به بیمارستان منتقل کرده‌اند.

    در حالی که ابوالفضل قدیانی در اعتراض به ضرب و شتم خود از معاینه خودداری کرد، پزشک معالج نیز تصریح کرده است که معاینه قلب بیمار در این وضعیت عصبی و هیجانی نتیجه بخش نیست و از معاینه وی خودداری کرده است.

    پزشک معالج در عین حال به مأموران گفته است که اگر من ایشان را در این وضعیت معاینه کنم قطعا دستور بستری خواهم داد، در این صورت آیا اجازه بستری شدن وی را می‌دهید؟

    بر اساس این گزارش مأموران به پرسش پزشک معالج پاسخ منفی داده و مسن ترین زندانی سیاسی جنبش سبز در بند ۳۵۰ را به زندان اوین بازگرداندند.

    قدیانی بار نخستین بار در دی ماه سال ۱۳۸۸ بازداشت و به اتهام توهین به رییس دولت به یک سال حبس محکوم شد. او در سه سال گذشته به دلیل نامه نگاری های درون زندان به مقامات عالی رتبه نظام نظیر ایت الله خامنه ایی و انتقاد از عملکرد آنان چندین بار به دادگاه رفته و پنجمین پرونده ی وی نیز چندی پیش به جریان افتاد.

    این عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب در دوران پهلوی ۴ سال در زندان های ساواک شکنجه شده و مقاومت کرده بود. اکنون او ۶۷ سال سن دارد و به دلیل بیماری شدید قلبی درمدت زندان چندین بار به بیمارستان منتقل شده است.


۱۳۹۱ مرداد ۸, یکشنبه

رامين پرچمي آزاد شد

عمل جراحی دیسک گردن رضا شهابی انجام شد

نگاره: عمل جراحی دیسک گردن رضا شهابی انجام شد.

به گزارش كميته دفاع از رضا شهابی، وي که به علت صدمات وارده در هنگام دستگیری و حبس در انفرادی و بازجویی های طولانی مدت دچار دیسک گردن و کمر شده است، روز ۳ مرداد ماه با تشخیص پزشکان راهی اتاق عمل شد تا در اولین مرحله، مهره های ۴، ۵ و ۶ گردن‌اش تحت عمل جراحی قرار بگیرد. از نظر پزشکان پس از عمل جراحی روی دیسک گردن، رضا باید در محیطی مناسب کاملاً تحت نظر یک تیم متخصص قرار بگیرد و فیزیوتراپی ویژه روی او انجام شود. 

در سال گذشته نیز رضا شهابی برای انجام این عمل به اتاق جراحی برده شد اما پزشکان در نهایت به این نتیجه رسیدند که وی از لحاظ جسمی توانایی این عمل سنگین را ندارد و او را به بخش بازگرداندند. اما جانيان اسلامي به جای مهیا کردن شرایط لازم برای انجام عمل، وي را به زندان منتقل کردند که این امر به نوبه‌ی خود باعث وخیم تر شدن وضعیت گردن او شد.

رضا شهابي علاوه بر دیسک گردن، از دیسک کمر نیز رنج می برد که در صورت موفقیت عمل نخست روی دیسک گردن و استراحت کامل، برای کسب بهبودی نسبی، ضرورت دارد تحت عمل جراحی دیسک کمر نیز قرار بگیرد. 

رضا شهابي در ۲۲ خرداد ۸۹ دستگير و به جرم شرکت فعال دراعتصاب با شكوه كارگران شركت واحد در سال ۸۴ و مبارزاتش براي تشكيل سنديكاي واحد به ۶ سال زندان محكوم شده است. جمهوري اسلامي در قبال جان رضا شهابي و سلامتي او مسئول است. رضا شهابي بايد فورا و بدون قيد و شرط از زندان آزاد شود.‏
 رضا شهابی که به علت صدمات وارده در هنگام دستگیری و حبس در انفرادی و بازجویی های طولانی مدت دچار دیسک گردن و کمر شده است، روز ۳ مرداد ماه با تشخیص پزشکان راهی اتاق عمل شد تا در اولین مرحله، مهره های ۴، ۵ و ۶ گردن‌اش تحت عمل جراحی قرار بگیرد. از نظر پزشکان پس از عمل جراحی روی دیسک گردن، رضا باید در محیطی مناسب کاملاً تحت نظر یک تیم متخصص قرار بگیرد و فیزیوتراپی ویژه روی او انجام شود.

در سال گذشته نیز رضا شهابی برای انجام این عمل به اتاق جراحی برده شد اما پزشکان در نهایت به این نتیجه رسیدند که وی از لحاظ جسمی توانایی این عمل سنگین را ندارد و او را به بخش بازگرداندند. اما جانيان اسلامي به جای مهیا کردن شرایط لازم برای انجام عمل، وي را به زندان منتقل کردند که این امر به نوبه‌ی خود باعث وخیم تر شدن وضعیت گردن او شد.

رضا شهابي علاوه بر دیسک گردن، از دیسک کمر نیز رنج می برد که در صورت موفقیت عمل نخست روی دیسک گردن و استراحت کامل، برای کسب بهبودی نسبی، ضرورت دارد تحت عمل جراحی دیسک کمر نیز قرار بگیرد.

رضا شهابي در ۲۲ خرداد ۸۹ دستگير و به جرم شرکت فعال دراعتصاب با شكوه كارگران شركت واحد در سال ۸۴ و مبارزاتش براي تشكيل سنديكاي واحد به ۶ سال زندان محكوم شده است. جمهوري اسلامي در قبال جان رضا شهابي و سلامتي او مسئول است. رضا شهابي بايد فورا و بدون قيد و شرط از زندان آزاد شود.

نگرانی از وضعیت جلیل محمدی و علیرضا عسگری به دلیل شرایط بد زندان!

نگاره: نگرانی از وضعیت جلیل محمدی و علیرضا عسگری به دلیل شرایط بد زندان!

جليل محمدي و عليرضا عسكري دو نفر باقيمانده از ۶۰ كارگري هستند كه در ۲۶ خرداد ماه در جريان حمله وحشيانه رژيم به مجمع عمومي جمعي از اعضاي كميته هماهنگي براي كمك به ايجاد تشكلهاي كارگري در شهر كرج دستگير شدند و هنوز در بازداشت بسر ميبرند. 

بنا بر آخرين خبر منتشر شده از سوي كميته هماهنگي، روز ۲۶ تيرماه جليل محمدي و عليرضا عسكري به "ندامتگاه مركزي كرج" منتقل شدند و بر اساس سابقه‌ای که در دست است، این زندان شرایط بسیار بدی دارد. گفته میشود تعداد بیشماری زندانیان خطرناک در آن بسر می‌برند و هرازگاهی جدال‌های خونینی در آن اتفاق می‌افتد که منجر به حوادث ناگواری می‌شود. 

به علاوه هم اكنون بهنام ابراهيم زاده، شاهرخ زمانی، محمد جراحي از اعضاي كميته پيگيري براي ايجاد تشكلهاي كارگري، علي اخوان از فعالين كارگري در تهران، رسول بداغي عضو كانون صنفي معلمان، عبدالرضا قنبري از معلمان معترض که به جرم شركت در تظاهرات ۶ دي سال ۸۸ حکم اعدام گرفته و بسیاري از فعالين سياسي ديگر در زندانند. تمامي كارگران زنداني و همه زندانيان سياسي بايد فورا از زندان آزاد شوند.‏جليل محمدي و عليرضا عسكري دو نفر باقيمانده از ۶۰ كارگري هستند كه در ۲۶ خرداد ماه در جريان حمله وحشيانه رژيم به مجمع عمومي جمعي از اعضاي كميته هماهنگي براي كمك به ايجاد تشكلهاي كارگري در شهر كرج دستگير شدند و هنوز در بازداشت بسر ميبرند.

  روز ۲۶ تيرماه جليل محمدي و عليرضا عسكري به "ندامتگاه مركزي كرج" منتقل شدند و بر اساس سابقه‌ای که در دست است، این زندان شرایط بسیار بدی دارد. گفته میشود تعداد بیشماری زندانیان خطرناک در آن بسر می‌برند و هرازگاهی جدال‌های خونینی در آن اتفاق می‌افتد که منجر به حوادث ناگواری می‌شود.

به علاوه هم اكنون بهنام ابراهيم زاده، شاهرخ زمانی، محمد جراحي از اعضاي كميته پيگيري براي ايجاد تشكلهاي كارگري، علي اخوان از فعالين كارگري در تهران، رسول بداغي عضو كانون صنفي معلمان، عبدالرضا قنبري از معلمان معترض که به جرم شركت در تظاهرات ۶ دي سال ۸۸ حکم اعدام گرفته و بسیاري از فعالين سياسي ديگر در زندانند. تمامي كارگران زنداني و همه زندانيان سياسي بايد فورا از زندان آزاد شوند.

۱۳۹۱ مرداد ۷, شنبه

درد دل يك مادر كه فرزند بي گناهش در زندان اوين است

نگاره: درد دل يك مادر كه فرزند بي گناهش در زندان اوين است

هانیه  صانع فرشی، زندانی سیاسی است که از بیماری حاد کلیه و مثانه رنج می برد و نیاز به رسیدگی های درمانی و پزشکی دارد.

او هم اکنون در بند نسوان زندان اوین محبوس است و  مسئولین از انتقال او به بیمارستان برای انجام معاینات و آزمایش‌های پزشکی‌اش ممانعت بعمل می آورند.

مادر هانیه فرشی می گوید: “هانیه در ادرارش خون دیده می شود و باید درمان شود. زمانی که به مرخصی آمده بود دکتر رفت و آنتی بیوتیک نوشت و دکتر گفت باید سی تی اسکن شود، اما متاسفانه مرخصی اش را تمدید نکردند تا درمانش را ادامه دهد.

الان دوسال است که در زندان است و به این ناراحتی‌ها دچار شده است. مسافت تبریز تا تهران هم زیاد است و من نمی توانم هر هفته به تهران بیایم. الان هم که ماه رمضان شروع شده و روزه دار هستم نمی توانم تهران بروم. خلاصه خیلی شرایط سختی است اما چه کار کنم جز تحمل و دعا…

حالا از نظر اینکه در کنار زندانیان سیاسی زن دیگر است و روحیه می گیرد خیالم راحت است. البته شرایط سختی است مثلا نسرین خانم خیلی برای بچه هایش دلتنگ و ناراحت است اما خوشبختانه با وجود حکمهای ناعادلانه روحیه همه اشان خوب است و با هم این شرایط را تحمل می کنند. بیشتر از همه، خانواده ها سختی می کشند.

هانیه می گفت مادر! من زندانی نیستم تو زندانی هستی که این شرایط و تنهایی را تحمل می کنی و با این همه گرانی و خرج این مسافت طولانی را تا تهران می آیی…”

هانیه صانع فرشی وبلاگ نویس ۳۸ ساله به همراه شش وبلاگ نویس دیگر در تاریخ ٢٧ فروردین در شعبه ٢٨ دادگاه انقلاب اسلامی تهران محاکمه و به اتهام توهین به مقدسات ، تبلیغ علیه نظام، اقدام علیه نظام به احکامی ناعادلانه محکوم شدند.

ایمان مسجدی و سپهر ابراهیمی هر کدام به هشت سال زندان، محمدرضا گلی‌زاده، هانیه صانع فرشی، به هفت سال زندان، حجت نیکویی و لادن مستوفی مآب به پنج سال زندان و امیر لطیفی به هفت سال زندان و ٧۴ ضربه شلاق محکوم شدند. احکامی که (غیر از حکم لادن مستوفی مآب) عینا در دادگاه تجدید نظر در مهرماه مورد تایید قرار گرفت.

این در حالی است که هانیه صانع فرشی هیچگونه فعالیت سیاسی نداشته است و تنها به علت فعالیت های فیس بوکی و اینترنتی بازداشت و دو ماه در انفرادی و تحت بازجویی های سنگین بوده است.
مادر هانیه در اعتراض به حکم و ناعادلانه خواندن آن گفته بود: “هانیه می گفت این مطالب توی سایت ها را که من ننوشتم و خودشان هم می دانند این مطالب را برای من فرستاده اند. هانیه اصلا به کسی توهین نکرده است آن هم به مقدسات، کسان دیگری این مطالب را نوشته اند. اصلا در حکمش حرفها را جور دیگری گفته اند.

هانیه به آن کسی که در سایت حرف می‌زده گفته من آن امام زمانی که شما می گویید قبول ندارم بلکه امام زمان خودمان را قبول دارم و همین را برایش توهین به مقدسات محسوب کرده اند! دخترم هیچ فعالیت سیاسی نداشت. 

خوب انتقاد داشت اما فعالیتی نمی کرد که بعنوان زندانی سیاسی دستگیرش کنند و هفت سال برایش زندان بدهند…”

همچنین پیش از رای دادگاه تجدید نظرمینا جعفری وکیل هانیه صانع فرشی عنوان کرده بود که زمانی که من قاضی صادر کننده رای را نمی توانم ملاقات کنم و حتی وکلا نمی توانند موکلان خود را که پرونده سیاسی دارند ملاقات کنند، دیگر چه می توانیم بگوییم؟ متاسفانه این یکی از مشکلات وکلا است که مقامات قضایی باید پاسخگوی آن باشند.هانیه صانع فرشی، زندانی سیاسی است که از بیماری حاد کلیه و مثانه رنج می برد و نیاز به رسیدگی های درمانی و پزشکی دارد.

او هم اکنون در بند نسوان زندان اوین محبوس است و مسئولین از انتقال او
به بیمارستان برای انجام معاینات و آزمایش‌های پزشکی‌اش ممانعت بعمل می آورند.

مادر هانیه فرشی می گوید: “هانیه در ادرارش خون دیده می شود و باید درمان شود. زمانی که به مرخصی آمده بود دکتر رفت و آنتی بیوتیک نوشت و دکتر گفت باید سی تی اسکن شود، اما متاسفانه مرخصی اش را تمدید نکردند تا درمانش را ادامه دهد.

الان دوسال است که در زندان است و به این ناراحتی‌ها دچار شده است. مسافت تبریز تا تهران هم زیاد است و من نمی توانم هر هفته به تهران بیایم. الان هم که ماه رمضان شروع شده و روزه دار هستم نمی توانم تهران بروم. خلاصه خیلی شرایط سختی است اما چه کار کنم جز تحمل و دعا…

حالا از نظر اینکه در کنار زندانیان سیاسی زن دیگر است و روحیه می گیرد خیالم راحت است. البته شرایط سختی است مثلا نسرین خانم خیلی برای بچه هایش دلتنگ و ناراحت است اما خوشبختانه با وجود حکمهای ناعادلانه روحیه همه اشان خوب است و با هم این شرایط را تحمل می کنند. بیشتر از همه، خانواده ها سختی می کشند.

هانیه می گفت مادر! من زندانی نیستم تو زندانی هستی که این شرایط و تنهایی را تحمل می کنی و با این همه گرانی و خرج این مسافت طولانی را تا تهران می آیی…”

هانیه صانع فرشی وبلاگ نویس ۳۸ ساله به همراه شش وبلاگ نویس دیگر در تاریخ ٢٧ فروردین در شعبه ٢٨ دادگاه انقلاب اسلامی تهران محاکمه و به اتهام توهین به مقدسات ، تبلیغ علیه نظام، اقدام علیه نظام به احکامی ناعادلانه محکوم شدند.

ایمان مسجدی و سپهر ابراهیمی هر کدام به هشت سال زندان، محمدرضا گلی‌زاده، هانیه صانع فرشی، به هفت سال زندان، حجت نیکویی و لادن مستوفی مآب به پنج سال زندان و امیر لطیفی به هفت سال زندان و ٧۴ ضربه شلاق محکوم شدند. احکامی که (غیر از حکم لادن مستوفی مآب) عینا در دادگاه تجدید نظر در مهرماه مورد تایید قرار گرفت.

این در حالی است که هانیه صانع فرشی هیچگونه فعالیت سیاسی نداشته است و تنها به علت فعالیت های فیس بوکی و اینترنتی بازداشت و دو ماه در انفرادی و تحت بازجویی های سنگین بوده است.
مادر هانیه در اعتراض به حکم و ناعادلانه خواندن آن گفته بود: “هانیه می گفت این مطالب توی سایت ها را که من ننوشتم و خودشان هم می دانند این مطالب را برای من فرستاده اند. هانیه اصلا به کسی توهین نکرده است آن هم به مقدسات، کسان دیگری این مطالب را نوشته اند. اصلا در حکمش حرفها را جور دیگری گفته اند.

هانیه به آن کسی که در سایت حرف می‌زده گفته من آن امام زمانی که شما می گویید قبول ندارم بلکه امام زمان خودمان را قبول دارم و همین را برایش توهین به مقدسات محسوب کرده اند! دخترم هیچ فعالیت سیاسی نداشت.

خوب انتقاد داشت اما فعالیتی نمی کرد که بعنوان زندانی سیاسی دستگیرش کنند و هفت سال برایش زندان بدهند…”

همچنین پیش از رای دادگاه تجدید نظرمینا جعفری وکیل هانیه صانع فرشی عنوان کرده بود که زمانی که من قاضی صادر کننده رای را نمی توانم ملاقات کنم و حتی وکلا نمی توانند موکلان خود را که پرونده سیاسی دارند ملاقات کنند، دیگر چه می توانیم بگوییم؟ متاسفانه این یکی از مشکلات وکلا است که مقامات قضایی باید پاسخگوی آن باشند.